
موسیقی پس از انقلاب وارد فصل جدیدی از دوره حرفهای اش شده است و موزیسین ها، خوانندهها و ترانهسراها باید در این فضای جدید گامهای تازهای را برای اثبات توانایی و مطرح شدنشان بر میداشتند که برای برداشتن این گامها و مطرح شدن باید دست به خلاقیت میزدند و در این میان کار برای زنها آن هم از جنس ترانهسرا سختتر بود. چرا که باید در شرایطی خودشان را ثابت میکردند که دنیای پیرامونشان مردانه بود و آنها بدون لحاظ کردن جنسیتشان در کارهایشان باید هنرشان را خلق میکردند. حالا بعد از گذشت سالها شرایط جامعه موسیقی و ترانه دستخوش تغییرات زیادی شده است زنهای ترانهسرا این روزها ثابت کردند که بخش زیادی از مسوولیت جامعه ترانه بردوششان است . آنها هستند که نبض ترانه را دردست گرفته اند. به همین بهانه با چهار نسل از ترانهسرا زن به گفتگو نشستیم و به نحوه حضور آنها در عرصه موسیقی و ترانه و تلخیها و شیرینی های فعالیت در این عرصه پرداختیم.
خانم لاریپور شما اولین ترانهسرای زن بعد از انقلاب محسوب میشدید که به ترانه در موسیقی پاپ هویت تازه بخشیدید.آن زمانی که وارد این عرصه شدید چقدر با گذشته زنان ترانهسرا آشنا بودید و نسبت به محدودیت احتمالی پیش رویتان آگاهی داشتید؟
نیلوفر لاریپور: من از زمانی که 15 سالم بود هر کسی از من میپرسید که میخواهی چهکاره شوی میگفتم ترانهسرا. در حالی که آن زمان ترانه یک واژه ممنوعه به شمار میرفت و هیچ کس به آن به شکل یک شغل نگاه نمیکرد. من قبل از اینکه به ترانه به شکل جدی بپردازم شعر میگفتم. در دفتر شعر جوان زیر نظر اساتیدی مانند قیصر امینپور، فاطمه راکعی، سهیل محمودی، حسن حسینی و محمدرضا عبدالملکیان چیزهای زیادی را آموختم طوری که شاید اگر این مسیر را در حالت عادی میخواستم بپیمایم مدت زیادی را باید صرف آموختن آن میکردم و خب رفته رفته با باز شدن فضای جامعه سال 71 اولین ترانهی رسمیام به نام «بهار لبخند» به آهنگسازی فرید شبخیز و خوانندگی بیژن خاوری اجرا شد که در همان مقطع با اقبال مخاطبان مواجه شد این در حالی است که شاید بعضیها فکر کنند که اولین تجربه ترانه سرایی من با آلبوم مسافر بوده است. شاید به این خاطر بود که من با این آلبوم به مخاطب عام معرفی شدم.
گفتگو











