ميلاد تهراني
مجله موسیقی پرشیا - اين روزها ،وقتي نام ميلاد تهراني را مي شنويم،محال است گيلاس آبي و صفحه ي هميشه آبي مجله موفقيت را به خاطر نياوريم. ميلاد تهراني،شاعر و ترانه سراي جوان و موفقي است كه تصميم گرفته در دنياي آهنگ و آواز هم،خالق لحظات آبي عشق باشد..
او،آرام و ساده حرف مي زند،تمامي كلماتش ،نشان از تفكري پنهان در پسِ هر حرف دارد.
ميلاد، متواضعانه از خود مي گويد و دغدغه هاي اين روزهاي دنياي ما،او را هم آزرده.
در يك روز نه چندان گرم ،ميلاد تهراني،ميزبان ما بود و ساعتي را با وي به گفتگو نشستيم.
آنچه در ادامه مي خوانيد،مشروح اين گفتگوي نسبتا طولاني است،كه با وجود طولاني بودنش،دلچسب ،گيرا و خواندني است.
-از كي نوشتن را آغاز كرديد؟
از سال 70يا 71،شروع كردم،اتفاق خاصي هم منجر به نوشتن من نشد،فقط در يك دوره ،من تمام اتفاقات روزانه را مي نوشتم،البته نه به صورت خاطره نويسي،يك جور شعر بود،شعر روزانه و بيشتر شبيه به اشعار سپيد.
-شما سبك مدرن و پست مدرن مي نويسيد،اين دو سبك رو تعريف كنيد و اينكه چرا اين سبك رو انتخاب كرديد؟
شعر مدرن، بعد از شناخت ما از جریان های ادبی مدرن در اروپا و بعد از خواندن ترجمه شعر های شاعران اروپایی خصوصا" شاعران فرانسوی در ادبیات ایران شکل گرفت . شعر مدرن حاصل از اتفاقات روزمره و حوادثی که در زندگی و محیط اطراف شاعر رخ می دهد است که شاعر بعد از رویارویی ، بوسیله ی ذوق شاعرانه اش آن را روی کاغذ می آورد . به عقیده ی من مهمترین عنصر در شکل گیری شعر مدرن ، نگاه خاص و متفاوت شاعر به زندگی ماشینی و روزمره است . ولی شعر پست مدرن ...
این جریان ادبی بر خلاف شعر مدرن از آمریکا ریشه میگیرد . نگاه فوق العاده متفاوت ، معنا گریز ، ساختار شکن و بی قاعده که بر پایه ی جریان ذهنی شاعر شکل می گیرد از نکات بارز شعر پست مدرن است . البته به دلیل اینکه خواستگاه شعر پست مدرن غرب می باشد ، در ایران منتقدین زیادی دارد اما در حال حاضر شاعران جوان زیادی در این حیطه مشغول فعالیت هستند . دلیل اینکه من این سبک ها را برای نوشتن انتخاب کردم ...
این سبک تنها گونه ای از ادبیات بود که روح من را ارضاء می کرد و واقعا احساسم به طور کامل روی کاغذ تخلیه می شد .
-از كي ترانه نويسي را شروع كرديد؟
نزديك به 5 سال است كه مي نويسم،ولي چون سبك كاري من مدرن بود،اصلا به موسيقي نزديك نبود.2سالي هست كه سعي مي كنم موقع نوشتن به ملودي پذير بودن ترانه هم فكر كنم.
-شما آهنگسازي هم مي كنيد؟
بله ،اما خيلي كم و البته بيشتر روي ترانه هاي خودم، معمولا" ترانه هایم را همراه با يك ملودي مي نويسم.
-ميلاد تهراني،مبتكر سبكي در ترانه نويسي است،به نام ترانه اَبزورد! ترانه ابزورد چيست؟
در اين سبك ،ترانه به چند قسمت يا اپيزود تقسيم مي شود و تصواير فوق العاده اي براي خواننده يا شنونده ي خود مي سازد.ترانه های اَبزورد من معمولا 3 قسمت دارد،همراه با يك ترجيع بند،كه آن در اكثر مواقع هيچ ربطي به بدنه ي اصلي ترانه ندارد.
-اَبزورد به چه معني است؟
يك واژه ي فرانسوي است و من آن را از نمايشنامه هاي اَبزورد الهام گرفته ام و به طور خاص از نمايش نامه ي در انتظار گودو از بِكِت،و در واقع بِكِت ،پدر سبك اَبزورد در نمايش نامه نويسي است. در ترجمه ي واژگاني اَبزورد،عده اي آن را به غلط ، پوچي معنا كردند،ترانه ي پوچ! اما مفهوم صحيح آن ، معنا باخته يا معنا گزير است.
-يعني ترانه اَبزورد،سعي نمي كند مفهوم خاصي را به مخاطب برساند؟
تلاشي در اين راه ندارد،اما در عين حال همه معانی را در لفافه القا مي كند.
ميلاد تهراني
-تا به حال براي ترانه اَبزورد هايي كه نوشته ايد،آهنگ هم ساخته ايد؟
من با همكاري دوستانم كه از بهترين آهنگساز ها هستند،بارها روي اين موضوع متمركز شديم،اما نشد،چون موزيك به پاي ترانه نمي رسد و در نهايت فقط مي توان آن را دكلمه كرد.
-ايده ي نوشتن طرح ها چطور به ذهن شما مي رسد؟
ایده ی طرح هایی که مضمون اجتماعی دارند ، اکثرا" در برخورد با مردم و محیط پیرامونم در ذهنم شکل میگیرد . 99 % طرح های اجتماعی که تا به امروز نوشتم برای خودم اتفاق افتاده و من اون اتفاق هارا به صورت شعر برای مخاطبانم نوشتم .
اما برای طرح های عاشقانه ای که نوشتم هنوز هم پاسخ دقیقی نمی توانم بدهم ! در یک لحظه شعر به من الهام میشود و من روی کاغذ می نویسم ! و بعد شاید جای چند کلمه را عوض کنم .آن هم فقط برای زیبا تر شدن جنبه ی آوایی شعر
-تشبيه دل تنگ به پيراهن چروك،يا زدن ضد زنگ به قلب ، به جاي رنگ قرمز، تشبيهاتِ معمولي نيستند،چطور به اين دست از تشبيهات رسيديد؟
اینگونه تشبیهات شاید به ذهن شاعر های دیگر هم رسیده باشد ، ولی به نظر من نوشتن اینگونه کلمات ، مثلا پیراهن چروک و ضد زنگ یا بیمه شخص ثالث در شعر ، ریسک بزرگی است ونیازمند جسارت شاعرانه. من از استفاده هیچ کلمه ای در شعرم واهمه ندارم . من شاعر جسوری هستم و این ریسک را قبول می کنم .
-چطور به سمت خوانندگي رفتيد؟
راستش را بخواهيد من از 5 سالگي مي خواندم و با موسیقی بزرگ شده ام. اما الان يك سال است كه بطور جدي تصميم گرفتم كه بخوانم،و دليل اصلي آن هم اين است كه تعداد خواننده هایي كه علاقه ای به اجرای ترانه های مدرن داشته باشند خیلی کم است.
-با چه افرادي همكاري داشتيد؟
آهنگساز و تنظیم کننده هايي مثل: آرتا امید ، پدرام شانه ساز، ارسلان محمودی ،امين قباد،ميلاد اكبري،پوريا حيدري ،بابك مافي ، نيما كامكار و ...
-حمايت چه كسي از شما ، بيشترين تاثير را در ادامه ي فعاليت هاي هنريتان داشته است؟
وقتي نوشتن را آغاز كردم،با حمايت خانواده روبه رو شدم ،ولي در موسيقي دوستان خوبي داشتم و دارم،مثل آرتا امید ، مسعود امامي ، پوريا حيدري ، نيما كامكار و خیلی از دوستان دیگرم که در موسیقی فعالیت حرفه ای دارند.ولي هميشه گفته ام كه مشوق اصلي من طرفدارانم بودند،كه البته من به آنها طرفدار نمي گويم،اين عزيزان دوستان من هستند، و من دوستان زيادي دارم.
-فكر مي كنيد تا كي حرف و بهانه اي براي نوشتن داشته باشيد؟
تا وقتي كه بميرم !!!
-چطور مي نويسيد؟ با يك احساس تصنعي، مثل وقتي كه يك كار سفارشي به شما پيشنهاد مي شود،يا نه با روحتان؟
هميشه صبر مي كنم تا احساسم بنويسد.يكي از دلايلي هم كه من ترانه سراي كم كاري هستم،همين است.من كسي نيستم كه روزي 3 ترانه بنويسد و آن را به هر كسي براي اجرا واگذار كند.براي من صداو شخصیت خواننده و احساسي كه نسبت به كارش دارد خيلي مهم است.ايده را مي گيرم و آن را در درونم پرورش مي دهم.
ميلاد تهراني
-چه سبكي از موسيقي را براي شنيدن انتخاب مي كنيد؟
من تمام سبك ها را گوش مي دهم، به نظر من هر خواننده اي حداقل يك كار خوب براي شنيدن دارد .
-اوضاع فعلي بازار ترانه چطور است؟
بازار فعلی ترانه خیلی خوب است . امروز اکثر خواننده ها به اهمیت ترانه به عنوان رکن اصلی یک آهنگ پی بردند و این باعث شده که در انتخاب ترانه وسواس بیشتری به خرج بدهند و این کمک می کند که دید مخاطب هم به ترانه خیلی حرفه ای تر از قبل باشد .
- به نظر شما در يك آهنگ خوب كه مي شنويم،سهم كدام يك بيشتر است،ترانه ،آهنگسازي و تنظيم؟
اجازه بدهید به لیست بالا " میکس " آهنگ را هم اضافه کنم . به نظر من در موزیک امروز ما سهم تمام این عوامل در موفقیت یک ترَک صوتی برابر است. دوره ی ترانه های ضعیف یا خواندن آهنگ با یک گیتار و نوازندگی ضعیف و ضبط با کیفیت پایین گذشته است . خوشبختانه مخاطب های موزیک ایرانی خیلی سختگیر شدند و به صورت حرفه ای کار هنرمندان محبوبشان را دنبال می کنند و از آنها انتظار ارائه ی کار قوی دارند و همین امر خواننده را وادار می کند که تمام فاکتور ها را به نحو احسنت رعایت کند تا موزیک او مورد پسند مردم قرار بگیرد.
-چطور با مجله ي موفقيت كار كرديد؟
در بهمن ماه سال 1382 ، يك شب تصميم گرفتم شعر كوتاه بنويسم، برای اولین بار پنج عدد طرح نوشتم، از آنجایی که مجله ی موفقيت یکی از دو مجله ی برتر ایران بود .بنابراين طرح هايم را برايشان پست كردم.و بهمن ماه سال 1383،چاپ شد.در آن زمان مجله موفقيت يك بخش نظرخواهي در مورد مطالب مجله داشت،وقتي با مجله تماس گرفتم كه در مورد بازخورد مطالبم، مطلع شوم، به من گفتند كه ،طرح هايم امتياز بالايي آورده و اگر مايل باشم ،مي توانم با موفقيت همكاري كنم.و اين شروع همكاري من با موفقيت بود،در آن زمان من جوان ترين نويسنده ي موفقيت بودم.
-پس آدم خوش شانسي هستيد ، چقدر به شانس اعتقاد داريد؟
هيچي! راستش را بخواهيد از اول هم اينطور نبود كه هميشه ايام به كام من باشد،من هم شكست هاي بسياري را پشت سر گذاشتم،آزمون و خطاي بسياري را گذراندم و بهای سنگینی پرداخت کردم،اما شكست ها معمولا ديده نمي شوند ، شكست هميشه يتيم بوده و هست .
وقتي شكست مي خوري ، بايد بلند شوي و دوباره ادامه دهي.هر چند کار خیلی سختی است.
-يعني به اين كليشه اعتقاد داريد كه : شكست مقدمه پيروزي است؟
بله ، اما نه اينكه شكست، مقدمه باشد ، شكست يك تجربه ي دردناك است،كه هنگام آغاز دوباره ، اشتباهات قبل تكرار نشود.
-چرا گيلاس آبي؟
اين سوال را تا به حال خيلي هااز من پرسيده اند.گيلاس آبي! منحصر به فرد است ،وجود خارجی ندارد.
گيلاس داراي دو معني است،وقتي مي گوييم گيلاس،ذهن همان ميوه ي قرمز رنگ را مجسم مي كند.من گيلاس آبي را انتخاب كردم،چون كسي نديده،اما قابل تصور است.
-گيلاس آبي چه سالي چاپ شد؟
گيلاس آبي 1 را سال 86 نوشتم و دوبار چاپ شد،و گيلاس آبي 2 سال 87 چاپ شد.
-چطور تصميم گرفتيد كه گيلاس آبي 1 و2 را در قالب يك كتاب عرضه كنيد؟
در انتخاب ناشر گيلاس آبي 1 ، متاسفانه اشتباه كردم، وحتي از نظر مالي هم با ضرر مواجه شدم،كتاب خيلي دير پخش شد و با تاخير زياد به فروش رسيد.در مورد گيلاس آبي 2،دقت بيشتري در انتخاب ناشر كردم،و به خاطر استقبالي كه از كتاب شد،كتاب به پخش در شهرستان نرسيد.
امسال هم در نمايشگاه كتاب سال90،در روز هفتم،كتاب گيلاس آبي 1و2،تمام شد! و اصلا به پخش شهرستان نرسيد.اما اميدورام در چاپ سوم،اين فرصت را به دست بياورم كه كتاب را در شهرستان ها هم توزيع كنم.
-گيلاس آبي 3 هم داريد؟
هنوز نمي دانم،اما چرا كه نه ،گرچه در فكر انتشار كتاب ترانه هايم هستم. راستش مردم مرا با گيلاس آبي مي شناسند،شايد برايتان جالب باشد،پيش آمده كه دوستان مرا مي بينند و مي گويند:شما همان آقاي گيلاس آبي هستيد؟ و من مي خندم و مي گويم ،نه من ميلاد تهراني هستم . يا مثلا،وقتي كتاب گيلاس آبي 1 منتشر شده بود،در غرفه ي نمايشگاه نشسته بودم كه خانمي به غرفه آمد،كتاب را ديد و شروع به ورق زدن و خواندن كرد،طبيعتا مرا نمي شناخت،براي من جالب بود بدانم چه واكنشي نشان مي دهد ، بعد از حدود نيم ساعت،به مدير غرفه گفت:
1:نويسنده ي اين كتاب كيه؟
2:ميلاد تهراني
1:اين كه همه ي اس ام اس هاي مردم را جمع كرده و اينجا نوشته ؟؟؟؟؟؟؟؟
براي من جالب بود كه بعضي فكر مي كنند من اس ام اس ها را جمع كردم و در يك كتاب عرضه كردم،در حالي كه اين نوشته هاي من بوده كه به صورت اس ام اس پخش شده.
-چند طرح نوشتيد؟
واقعا نمي دانم،خيلي زياد ، شايد نزديك به 1000 عدد ، كه قريب به 200 عدد چاپ شده است.
-يكي از طرح هايي كه خودتان هم دوستش داريد برايمان بخوانيد.
من همه ي كارهايم را دوست دارم ،اما ...
"مي گفتي كه دوستم داري
به تعداد قطره هاي باراني كه
بر صورتت مي ريزد
ومن نيز دوستت دارم ،
بدون توجه به چتري كه روي سرت گرفته اي!!! "
2
"دوستت دارم هايت را باور مي كنم ،
درست مثل امضاي آخر نامه هايت
كه مي گويي خون است
ولي طعم آب انار مي دهد!!! "
-اين همه تلخي شعر هاي شما ،از كجاست؟
تلخي ها ، از زندگي آدم هاست.
ميلاد تهراني
-وقتي نوشته هاي شما را مي خوانم،حس مي كنم ،نويسنده آدمي است كه دغدغه اش تنهايي،دلتنگي،دل شكستگي و خيانت است!
و خيلي چيز هاي ديگر ! ببينيد شما اين طور احساس مي كنيد ، چون اين موضوع را در زندگي روزمره ي مردم هم مي بينيد.
من مردم را در خيابان مي بينم،و شعر مي نويسم،من در كتاب ها به دنبال بهانه يا سوژه اي براي نوشتن نيستم،شايد نزديك به 6 سال باشد كه كتاب خاصي نخوانده ام،چرا كه نمي خواهم از فكر و احساس كسي تاثير بگيرم.وقتي جامعه من آنقدر موضوع براي نوشتن دارد،چرا بايد از جاي ديگري ايده بگيرم؟
مثلا وقتي شنيدم كه مي خواهند بزرگترين پاركينگ خاورميانه را در تهران بسازند، اين را نوشتم:
شنيدم كه مي خواهند بزرگترين پاركينگ خاورميانه را در ايران بسازند،
مگر تهران خودمان چه عيبي داشت؟!!
که اشاره غیر مستقیم به وضعیت نابسامان ترافیک تهران دارد.
يا مثلا وقتي به طرح هاي نوسازي شهرداري فكر مي كنم ، مي گويم:
من تمام چاله هاي اين خيابان را
با قدم هاي تو مي شناختم،
اي واي از دست طرح هاي نوسازي شهرداري!!!
و دليل اينكه گيلاس آبي مخاطب هاي زيادي هم دارد همين است،گيلاس آبي ،دنياي همين مردم است.
-تا به حال داستان ننوشتيد؟
داستان نه،اما چند پيشنهاد داشتم كه فيلمنامه بنويسم و اين هم بواسطه ي قدرت تصويرسازي ترانه اَبزورهايي بوده كه مي نويسم.هنوز به نوشتن فيلم نامه فكر نمي كنم،اما شايد روزي آن را هم تجربه كنم. -دلتنگي مرگ تدريجي است!دلتنگي براي ميلاد تهراني چطور است؟ ،تعبير شما از دلتنگي همين است كه همه دركش كرديم يا اينكه باز هم يك ديد متفاوت به آن داريد ؟ دلتنگــی ... دلتنگـــی ...
دلتنگی و غــم ، شاید چکیده ی 70 درصد از شعر ها و تــرانه های من باشد . اینکه این موضوع خوب است یا بد زیاد مهم نیست چیزی که برای من ارزش دارد، رو برو شدن و قبول کردن واقعیت هاست . هنــوز تعریفی جامع تر از " مرگ تدریجی " برای دلتنگی پیدا نکردم . قطعا هنــوز تعاریف کشف نشده و زیبا تری وجود دارد .
-تعريف شما از زندگي چيست؟اين را مي پرسم ،چون احتمالا هواداراران شما دوست دارند بدانند ، ديد ميلاد تهراني به مسايل عادي و روزمره چگونه است؟
زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است ... ( سهراب سپهری )
میلاد تهرانی در لحظه زندگی می کند ! درست در همین لحظه !
من خیلی به این جمله اعتقاد دارم که واقعا شاید فردایی درکار نباشد ! هیچ کس نمی داند فردا زنده است یا نه ؟ متاسفانه در جامعه ی ما مرگ و میر جوانان بر اثر سکته و ... رو به افزایش است . کسی نمي داند فردا هست یا نه ؟ به همین خاطر من همیشه سعی می کنم در لحظه زندگی کنم . نمی گويم که حتما موفق می شوم . گاهی آدم ها اسیر گذشته و آینده می شوند.
-تا به حال آرزوي بزرگي داشتيد؟
انسان بدون آرزوهاي بزرگ نمي تواند زندگي كند،من سرشار از آرزوهاي بزرگ هستم.
-وقتي بچه بوديد،چه آرزويي داشتيد؟
وقتي بچه بودم،آرزوهاي زيادي داشتم،دوست داشتم خواننده ي معروفي بشوم.حتي آرزو داشتم ، سهراب سپهري باشم، چون هشت كتاب سهراب،همراه روزهاي كودكي ام بود. من هميشه آرزو كردم يكي از آدم هاي محبوب كشورم باشم،يكي از محبوب ترين ها نه مشهورترين!چرا كه شهرت به هر نحوي و خيلي ساده به دست مي آيد.اما كسب محبوبيت و نفود در دل هاي مردم،از جنس ديگري است كه رسيدن به آن دشوار است!
-به نقاشي هم علاقه منديد؟
بله،من گاهي كاليگرام(تصوير نقاشي) مي نويسم، كه با نوشتن شعر،تصويري هم خلق مي شود.وقتي شعر روحم را ارضا نمي كند،با كاليگرام نوشتن ،احساساتم را آرام مي كنم.
-در همين لحظه،چه آرزويي داريد؟
راستش را بخواهيد يكي از آرزوهايم طوري است كه برآورده شدن يا نشدنش را نمي بينم،به عمر من نمي رسد،و آن هم ماندگاري من و اشعارم در بين مردم است،فكر اينكه آيا پس از مرگ هم،در ياد ها مي مانم يا نه؟گاهي نگران مي شوم كه اين حرف ها و محبت هايي كه از دوستان مي شنوم،اين محبت ها و حمايت ها ،پس از مرگ من هم ادامه مي يابد يا خير؟! فراموشی آفت قرن است !
-دغدغه ي اين روزهاي ميلاد چيست؟با توجه به موفقيت كتابتون،الان توي سر شما چه ميگذرد؟
دغدغه ... کلا زندگی من یک دغدغه ی بزرگ است !
خودم هیچ وقت نفهمیدم که واقعا توي سرم چه میگذرد ؟!؟ دقیقا مثل یک شهر شلوغ است که هزاران آدم در خیابان هايش سرگردانند و هرکدام می خواهند به هدفشان برسند . قطعا هنوز به خیلی از چیز هایی که در ذهن دارم ، نرسیدم . باید بیشتر از این ها تلاش کنم
-توي صفحه 20 كتابتون ، يه طرح در مورد نصيحت كردن داريد، از نصيحت بيزاريد؟تاحالا نصيحت شديد؟و پذيرفتيد؟
من زندگی رو دوست دارم حیف گاهی
با غصه ها هر لحظه شو کوتاه کردم
با اینکه گفتی آخر ِ هر کارو بابا
من زندگیمو آزمایشگاه کردم ...
من در زندگی زیاد نصیحت نشدم ، شاید یکی دوبار با پدرم جدی درباره ی آینده و راه هایی که به مقصد نمی رسند صحبت کرده باشیم . من کلا نه اهل نصیحت کردن هستم و نه اهل نصیحت شنیدن !
-صفحه 54 كتابتون،چرا 574 تا بلاي آسماني ؟چرا اين عدد؟يا مثلا صفحه ي 18 چرا 34 كيلومتر اسكناس؟
واقعا نمی دانم ! همون طور که قبلا گفتم این اعداد همان لحظه به ذهنم می رسند و من فقط می نویسم .
-عشق چيست؟اصلا عشق اين روزها وجود دارد؟
عشق ...
هیچ تعریف دقیقی از عشق وجود ندارد . عشق چیزی است که شما در وجودتان احساس می کنید و از آن لذت می برید . من اعتقاد دارم که عشق همچنان وجود دارد و تا وقتی بشر نفس بكشد، چیزی به نام عشق در وجودش پنهان است و منتظر یک فرصت است تا خودش را نشان بدهد و شما رو به اوج ببرد !
-دوست صميمي داريد؟
مي دانيد من دنياي عجيبي دارم، افراد کمی مي توانند به دنياي حقيقي من وارد شوند.دوستان زيادي دارم ، اما دوست صميمي، کمتر از تعداد انگشتان یک دست !
-شما در دانشگاه زبان فرانسه خوانديد،چرا در اين رشته تحصيل كرديد؟
من به زبان علاقه ي زيادي داشتم،و با وجود اينكه در دبيرستان رياضي فيزيك خواندم و دانشگاه مهندسی برق – قدرت قبول شدم. اما هيچ وقت به رياضي علاقه اي نداشتم و ندارم،زبان انگليسي را در حد خوبي مي دانستم،بنا براين فرانسه را به عنوان زبان دوم انتخاب كردم.
-به ترجمه ي كتاب هايتان به زبان ديگري مثل فرانسه يا انگليسي فكر كرديد؟
اتفاقا پيشنهاد خيلي از دوستان بوده،ولي خوب تا ناشر مناسبي را در خارج از ايران پيدا نكنم،اين كار را انجام نمي دهم.
-چرا در سايت شما،هيچ بيوگرافي از شما درج نشده؟
چرا فكر مي كنيد بايد باشد؟!، من ترجيح مي دهم افراد ،مرا با خواندن شعرهايم بشناسند، نه از روي يك سري تاريخ و حرف و حديث!ميلاد تهراني در خط به خط نوشته هايش ،معرفي شده و زندگي مي كند.
از آلبـوم جدیدتان " وســوسه " بگویید . الان در چه مرحله ای است ؟
آلبوم وسوسه اولین آلبــوم رسمی من هم اکنون در مرحله میکس و مستر است و پیش فروش این آلبوم از اواخر مهر ماه آغاز خواهد شد . وسوسه ، شامل 10 آهنگ می باشد که هر کدام از این ترک ها سلیقه های مختلف مخاطبان را براورده خواهد کرد . پخش آلبومی با این تنوع ترانه ، ملودی و تنظیم در نوع خودش کم نظیره ولی من این ریسک بزرگ ُ در آلبوم " وسوسه " انجام دادم .
-و اما حرف آخر !؟
من تمام كساني كه دوستم دارند و حتي كساني را كه دوستم ندارند را، عاشقانه دوست دارم و از صمیم قلبم برایشان بهترین ها رو آرزو می کنم .
براي شنيدن آهنگ ها،و خواندن ترانه هاي ميلاد تهراني،مي توانيد به وب سايت زير مراجعه كنيد.
http://www.milad-tehrani.com
- گفتگویی دوستانه با فریدون آسرایی و پاشا یثربی به بهانه تهیه آلبوم جدید
- مديريت هنری نيازمند آشنايی با اقتصاد هنر است
- کدام خوانندههای پاپ در روزهای پایانی سال به صحنه میروند؟
- ميزان تخفيف برنامههای برج ميلاد اعلام شد
- پرونده اي براي پنجمين نمايشگاه بين المللي رسانه هاي ديجيتال
- ساسی مانکن باعث توبيخ اريکه ايرانيان شد
- آلبوم گرفتار بدون هماهنگی با من منتشر شده
- گزارش كنسرت خواجه نوری ها در تالار وحدت









نظرات
موفق باشید...و جاوید
ممنون که هستین
بد نیست آدما بعضی وقتا بهش فکر کنن،فقط یه کم...
منم یکی دوتا شعر دارم اما مثه تو حرفه ای نیستم
امیدوارم این اتفاق واسه تونیوفتاده باشه میلادجان...
بعضی شعراتون واقعا جای تحسین داره
اما اینقدر ها هم که ادعا میکنین شعراتون پست مدرنیستی نیست.من خودم شعرای پست مدرنی میگم.اینقدر در این زمینه پیش رفتم که حتی همه حرف زدنم هم پارادکس داره.البته برعکسه من شعرها و مطالب شما یه هدف مشخص رو دنبال میکنه و این خیلی خوبه...
تابا آن
لحظه لحظه ی تلخ زندگیم را ظالمانه به قتل برسانم....................
hamishe paidar bashid
به نظر من آقاي تهراني يكي از موفق ترين انساها هستند كه در موفقيت كار ميكنند.
mahshariiiiiiii iiiiii
حرف آخرتون هم عالی بود مثل همه ی حرفای دیگتون، کاش همه اینطور باشیم، یا علی...
خوشحالم كه بهتر و بيشتر شناختمتون
نهههههههههههههه هههه
عاليييييييييييي ييييييييييييييي ي بود
مرسيييييييييييي ييي ييييييييييييييي يي
ميلاد تهراني ،طرفدار زيااااااااااااا ااااااد داره
عالي بود