
پرشیامگ - محسن چاوشي هرچند شايد گاهي دچار تكرار شده يا راه را بيراهه رفته، ولي هنوز وقتي آلبوم ميدهد خيليها دنبال اين هستند كه ببينند چه كرده. بدون شك او يكي از خوانندههاي پرطرفدار سالهاي اخير موسيقي ماست كه هنوز سرپا مانده و بايد ببينيم استقبال مردم و طرفداران از آلبوم اخيرش چگونه خواهد بود. شايد او هنوز خيلي راه نرفته دارد و حتما خودش هم به اين معتقد است، ولي جالب است بدانيد كه آهنگسازي مثل فريد زولاند به يكي از دوستان ما پيغام داده بود كه اين پسر را برايم پيدا كنيد و از ملوديهاي محسن خوشش آمده بود.
گرچه خيليها معتقدند ملوديهاي بكر ولي حسي او گاهي باعث تكرار در كارهايش شده و فضاي يكنواخت و سياه خيلي از آلبومهايش براي همين است.
آلبوم جديد او گرچه در روزهاي اول با فروش خيلي خوبي همراه بود ولي انتقادات زيادي را هم به همراه داشت و خيليها جز يكي، دو آهنگ مثل كارهاي شماره 3 و 4 آلبومش را در حد اين خواننده پرطرفدار نميدانستند. به شخصه بيشتر از همه در اين آلبوم غزلترانه «دورآخر» را دوست داشتم و به نظرم بيشتر «چاوشياي» بود تا ديگر كارها، گرچه تنظيمي كه خود چاوشي كرده بود در اندازه شعر و ملودي كار نبود و به قولي باز يك جاي كار ميلنگيد. «هر روز عمرم از ديروز بدتره، عمري كه هر نفس بيغم نميگذره، دلگير و خستهام بيروح ساكتم، نبضم نميزنه پلكم نميپره، اين زنده موندنه بازنده موندنه، بيدوست زندگي مرگ از تو بهتره» همانطور كه گفتيم بهرغم اينكه شنيده ميشود اين آلبوم 140 ميليون تومان توسط شركت ايرانگام خريداري شده است ولي يكدهم آن هم نتوانسته منتقدين و مردم را راضي كند، براي نمونه ميتوانيد به صفحه نظرسنجي همين شماره نسيم مراجعه كنيد كه «ژاكت» ركورددار بدترين آلبوم سال از نظر منتقدين بود.
اين «استوديوي شخصي محسن چاوشي» چطور جايي است و تا چه اندازه مجهز است؟
يكي از اتاقهاي خانه را به صورت استوديو درآوردهام و امكانات خوبي را هم براي ضبط اختصاصي كارهايم فراهم كردهام كه هم براي خودم كار كنم و چيزي تمركزم را به هم نريزد و هم اينكه كارهايم لو نرود.
به غير از استوديوي خودت در استوديوي ديگري هم كارهايت را انجام ميدهي؟
استوديو ريتم در پونك باختري. دوستان قديميام را هم گاهي در آنجا ميبينم.
اين استوديوي خانگي هم در ادامه روحيه انزواطلبي توست ديگر؟ چرا اينقدر در سايه هستي و حتي تا مدتي پيدا كردن يك عكس باكيفيت از تو براي طرفدارانت آرزو شده بود. فكر نكنم كسي از هوادارانت تو را ديده باشد.
باور كن اينقدر كار موسيقي سنگين است كه فقط ميتوانم به خانوادهام برسم و براي موارد ديگر وقتي نميماند.
سوال اول را جواب ندادي. چرا از عكس فراري هستي؟
من مشكلي ندارم.
به نظر ميرسد تو هم مثل يكي ديگر در رودربايستي حرفي كه اولش گفتي و كاري كه انجام دادهاي ماندهاي و همان را ادامه ميدهي؟
چرا اينطور فكر ميكني؟در اين آلبوم كه سه عكس از خودم دارم. ولي واقعا ميگويم فرصتي براي عكاسي پيش نيامده است. ضمن اينكه هر چه كمتر شناخته بشوم راحتتر زندگي ميكنم. من با اين سبك زندگي راحت بيشتر موافقم.
پس شده كه جايي باشي و چون تو را نميشناختهاند، پشت سرت بد و بيراه بگويند؟
آره. بعد از فيلم «سنتوري» بود. يك روز در يك تاكسي بودم كه راننده داشت «چاوشي» گوش ميكرد. قبلتر از فيلم، يك آهنگي براي اعتياد خوانده بودم كه راننده داشت آن را گوش ميكرد. وسطهاي آهنگ بود كه دو سه تا فحش به «چاوشي» داد و گفت: «اين فلان فلان شده خودش معتاده بعد مياد از بد بودن اعتياد ميخونه». فيلم «سنتوري» و آن آهنگ اين توهم را براي او بوجود آورده بود كه من معتادم.
تو چي گفتي؟
حرفي نداشتم بزنم. به حرف و لحن حرف زدنش خندهام گرفت و خنديدم. بنده خدا هم فكر كرد از حرفش خوشم آمده شروع كرد به خنديدن. آن طور كه او درباره من حرف زد اگر ميگفتم كه خواننده همان آهنگم، مطمئنا يك بلايي سرم ميآورد.
محسن چاوشي شخصيتي دارد كه دوست دارد كمتر ديده بشود؟
كمتر ديده شدنم به اين خاطر است كه فقط و فقط براي هوادارانم در حال كار كردن هستم و فرصتي براي كارهاي ديگر ندارم. من به صورت شبانهروزي براي همين طرفداران كار ميكنم و همه وقتم را روي كارهايم گذاشتهام. براي همين كمتر ديده ميشوم.
حالا وقتي داري برايشان تلاش ميكني، نميخواهي نظراتشان را هم بداني؟
چرا! اكثر نقدها را خواندهام.
از كجا؟
از اينترنت و مجلهها. در اين آلبوم هم سعي كردهام فضاي آلبوم را بر اساس همين نظرات مهم درست كنم. البته اين ايدهها باعث نشده كه از خودم دور بشوم. فقط ايراداتي كه احساس ميشد و نقش مهمي داشتند را برطرف كردم. به واسطه همين نقدها، اين كارها را انجام دادهام، وگرنه علم غيب كه ندارم.
نتيجهاش چه بود؟
سعي كردم موسيقي كار از يكنواختي در بيايد. موضوعات ترانهها را تغيير دادم و... «يه شاخه نيلوفر» را دوست دارم ولي خيلي يكنواخت از آب درآمده بود. براي همين سعي كردم شبيه آن نشود. اين آلبوم كلا متفاوت است.
خودسانسوري و ترس از شرايط جديد انتقال از زيرزمين به روي زمين چقدر در اين موضوع نقش داشت؟
من اينطور نبودم. دقيقا همان مجموعهاي كه براي مجوز تحويل دادم بدون هيچ تغييري مجوز گرفت. اصلا قرارم با شركت همين بود كه تغييري در كارم نباشد.
انتقادات نسبت به تنظيمهاي آن آلبوم باعث شد نقش «محمدرضا آهاري» در اين آلبوم كمتر شود؟
نه فقط به اين دليل. به هر صورت تنظيم كننده آن آلبوم هم زحمت زيادي كشيده بود. آن آلبوم را با هم انجامش داديم و فقط تنظيم كننده نبايد محكوم بشود. بعضي وقتها همه چيز دست به دست هم ميدهد كه موفقيت قطعي يك كار به موفقيت نسبي تغيير كند. آلبوم «يه شاخه نيلوفر» موفقيتش نسبي بود. در دوره خودش بيشترين فروش را داشت ولي انتظارها از من زياد بود. اين موضوع تاثير خيلي زيادي در نقدها داشت.
اين اسم و فاميلي «محسن چاوشي حسيني» از كجا ميآيد؟
فاميلي ما به اين دليل چاوشي حسيني ست كه نسل قبل از من در خانواده ما چاوشان امامحسين(ع) بودهاند و چاوشيخواني انجام ميدادهاند. حالا شايد چاوشي من هم در ادامه همان است ولي پاپيولار شده. در آلبوم «سلام آقا» و در قطعه قبلي كه براي امام حسين(ع) خواندم، به قولي همان سنت و رسم را ادامه دادم.
اين فضاي خاكستري مايل به سياه در كارهايت باعث شده مخاطبانت نتوانند تعريف درستي از تو داشته باشند. چرا اينگونه است؟
خب. من همينم.
يعني چه؟
اگر كسي بخواهد بر اساس مسائل هنريام از من برداشت شخصيتي كند بايد بداند كه من بر اساس هر ملودي و شعر بايد نقشي را بازي كنم. درست مثل يك بازيگر. بايد از قالب خودم بيرون بيايم و در قالب و فضاي آن ترانه و آهنگ بروم و با آن زندگي و همذاتپنداري كنم. اگر ميخواهم آهنگهايم واقعي و تاثيرگذار شود مجبورم اين كار را بكنم. ولي يك چيز مهم را فراموش نكنيم، موسيقي من هر چيزي كه هست به من و محسن چاوشي واقعي خيليخيلي نزديك است.
با اينكه در آلبوم «ژاكت» سعي داشتي كمي مثبتتر باشي و ترانههاي مثبتتري بخواني و اين شايد به خاطر ازدواجت بود، ولي هنوز طرفدارانت تورا خوانندهاي زخمي ميشناسند و تورا آن مدلي دوست دارند.
فكر نميكنم اينطور باشد.. در «متاسفم» فضا گاهي غمگين بود، گاهي آرام. بعضي وقتها عصباني بودم و بعضي وقتها ناله ميكردم. ولي در «يه شاخه نيلوفر» فضا يكنواخت بود. چون همه ترانهها يك چيز را ميگفتند. «ژاكت» هم به نوعي شبيه به «متاسفم» است ولي تناقض بيشتري را در خودش دارد. چون خواستم كه به يكنواختي نرسد و مخاطب را خسته نكنم. به اجبار اين تناقض را بوجود آوردم. در زندگي من هم مثل تمام زندگيها لحظات شاد و غمگين زيادي هست.
ولي مثلا «يه شاخه نيلوفر» كاملا سياه بود.
شرايط من و تيم كاري ما در زمان ساخت آلبوم «يه شاخه نيلوفر» هماني بود كه زندگي كرديم و آن را در ترانه و موسيقي آورديم. آن روزها من غمگين بودم. حسين صفا هم همينطور و امير ارجيني هم غصههاي زيادي داشت.
پس شايد چون ازدواج كردهاي، در آلبوم جديدت معلوم است سعي كردهاي فضاي كارهايت مثبت و اميدواركنندهتر باشد.
سعي نكردهام. لابد حس خوبي را از شريك زندگيام گرفتهام كه اين تاثير را روي كارهايم گذاشته است. اگر اينطور باشد اين اتفاق خوبيست. آهنگ سوم اين آلبوم را هم براي همين تقديم به همسرم كردهام و خواندهام كه «توي دست تو اسيري خوبه.»
با اينهمه تو بيشتر خوانندهاي زخمي و غمگين هستي تا سرحال.
نه من اصلا آدم غمگيني نيستم. گرچه بيشتر با گذشته زندگي ميكنم واگر گذشته را از من بگيرند هيچ هويتي در كارها و ترانههايم باقي نميماند. من هميشه از فردا ترسيدهام. فردا كابوس هميشگي من است.
خب پس غمگيني و اين سياهي از همينجا ميآيد.
اين تعبير شايد به نوعي تعبير وبرداشت شخصي شما باشد. من اعتقاد دارم كه كارهاي من نه غمگين و سياه و تلخ، بلكه يك جور حقيقت عاشقانه است كه با لحن خودم به آنها پرداختهام.
خب براي همين مخاطبانت از شنيدن «بازار خرمشهر» غافلگير ميشوند. شايد بگويي اين را فقط به خاطر همشهريهايت خواندهاي ولي در مورد «بچههاي اهواز» طرفدارانت اين حس را نداشتند چون شبيه چيزي بود كه از تو انتظار داشتند.
دوست داشتم يك كار فولك براي آنها داشته باشم و بعد از اين هم سعي ميكنم چنين كاري را در آلبومهاي بعدي هم انجام بدهم. براي همين هم در اين آلبوم آهنگ «بازار خرمشهر» را خواندم و تقديمش كردم به بچههاي جنوب.
اينكه ميگويند همه افراد شكست خورده و افسرده كارها و قطعات تو را گوش ميكنند، ناراحتت نميكند؟
زياد به اين موضوع اعتقاد ندارم. شايد به نوعي اين صحبت برداشت شخصي شماست. من دوستان بسيار زيادي دارم كه هيچ كدامشان نه عاشق شكست خوردهاند ونه افسرده، ولي كارهاي من را گوش ميدهند، خيلي هم خوب با آنها ارتباط برقرار ميكنند. خيلي از آدمهايي هم كه به وصال رسيدهاند طرفدار كارهاي من هستند و نمونههاي زيادي براي اين دارم كه شما هم اگر دقت كنيد در اطرافتان ميبينيد.
انتخاب اسم آلبومهايت با چه معياريست؟ مثلا «ژاكت» اسم متفاوتي ميتواند باشد ولي چون ربطي به آلبوم ندارد مجبور ميشوي آن دكلمه آخري را هم توي كار بگذاري.
حسم هر چيزي بگويد آن را انجام ميدهم. اوايل دوست داشتم اسمهايي را انتخاب كنم كه جالب و عجيب باشد. دوست داشتم اسم آلبومهايم جلب توجه كنند. براي همين اسمهايي مثل «نفرين» يا «خودكشي ممنوع» را انتخاب كردم. ولي بعدا احساسم تاثير مستقيمي روي انتخاب اسم آلبومهايم داشت. براي همين هم «متاسفم» يا حتي «لنگه كفش» را با حسي كه داشتم انتخاب كردم. البته «يه شاخه نيلوفر» را همينطوري و هولهولكي موقع نوشتن قرارداد آلبوم انتخاب كردم. قرار نبود اسمش اين بشود.
ميگفتند قرار بود اسمش «هفتههاي تلخ من» باشد.
يادم نمانده ولي چون در قرارداد همين اسم نوشته شده بود و مراحل مجوزش هم با همين اسم انجام شد، نتوانستم اسمش را تغيير بدهم.
و «ژاكت»؟
اين را هم خودم خيلي دوست داشتم و با حسي كه داشتم انتخابش كردم.
- دموی آلبوم جدید محسن چاوشی
- گفتگو با فريبرز لاچينی درباره محمد نوری
- گفتوگو با علی پهلوان و سيروان خسروی
- گفت و گو با مجید درخشانی
- گفتگو با میلاد ترابی به بهانه لو رفتن سورپرایز
- به خاطر سختی گرفتن مجوز فعلا كنسرتی در ايران ندارم
- آلبوم گرفتار بدون هماهنگی با من منتشر شده
- گزارشی از کنسرت خوان مارتين ( تصاویر )
- گفتگویی با علیرضا قربانی
- گفتگوی اختصاصی با "تهی" و آهنگسازش ABZ - قسمت اوّل










نظرات:
besiaralyvamote vavet
jacket aali bod
درکت میکنم از اینکه میبینی استاد اینقدر عاشق و طرفدار داره و پرطرفدارترین خواننده ایرانه و خواننده مورد علاقت با بودنش رفته تو باقالی ها میسوزی
درود بر سلطان بلامنازع پاپ ایران استاد چاوشی
انگار اصلا هیچ چیز خاصی نبود
فقط مردم الکی شلوغش می کنن
واقعا متاسفم واسه محسن چاوشی
روزی که سلطان چاوشی کنسرت بذاره چه شود
جمعیت تصور کنید غیر قابل توصیفه
نسل زخمی باید صدای زخمی هم داشته باشه.
اما از صاحب این صدا گله دارم...
محسن جان بعنوان یک طرفدار باید بگم کارهات منو راضی نمی کنه من توقع بیشتری از تو دارم.کسی که میلیونها جوون به صداش گوش می کنن مسئولیت سنگینی رویه شونه هاشه میدوارم این سنگینی رو حس کرده باشی.جموونه ایرانی انرژی مثبت هم می خواد .می خوام یه مثال بزنم ..ترانه لولای شکسته رو خیلی دوست دارم اما می خوام بگم تا کی باید بگیم( آی بانوجان فقط همین...)؟
محسن جان زبونت رو آزادتر کن ! گرفتاری نسل ما فقط توحم لولای شکسته نیست !
محسن جان عاشقتم و همیشه
کور شه هر کی نمیتونه موفقیت پرطرفدارترین خواننده ایرانو ببینه
lotfan nazaretoono be baghye tahmil nakonin
Jakat behtarin album sale