مجله موسیقی پرشیا

صفحه اول گفتگو گفتگو با هنرمندان لطفاً بي خيال موسيقي شويد
+ 1
+ 0

لطفاً بي خيال موسيقي شويد

پست الکترونیکی چاپ PDF

او به واقع یکی از معدود آهنگسازان پاپ بعد ازانقلاب بوده که هنوز در این وادی تاثیرگذار است و با کیفیت به کارش ادامه می‏دهد. تمامي اهالي موسيقي بهروز صفاريان را مي‌شناسند چرا كه كارش را خوب بلد است، با عشق به آن مي‌پردازد و برايش ارزشي درخور تحسين قائل است.

در كنار تلاش براي بالارفتن سطح كيفي آثارش، كافي‌ست احساس كند كه موسيقي در معرض اتهام وخطر است، كافي‌ست كه پاي دفاع از هنر محبوبش در ميان باشد، كافي‌ست كه در جايي نياز به حمايت هنرمندان اين عرصه احساس شود، آن‌جاست كه منافعش را زير پا مي‌گذارد، حمايتهاي احتمالي از خودش را زير سوال مي‌برد و با تمام وجود حرفهايي كه خيلي‌ها جرات به زبان آوردنش را ندارند مطرح مي‌كند، به همين خاطر است كه در نزد مخاطبانش از جايگاه خاصي برخوردار است.

او اين روزها نيز دلش پر است چرا كه معتقد است اعتبار موسيقي و همكارانش زير سوال رفته. به سراغش رفتيم تا علاوه بر گفت‌وگو در خصوص سال پركاري كه گذراند، درددل‌ها و علت دل‌خوري‌هايش را بشنويم.

 

سال پرمشغله‌اي داشتيد: ابتدا آلبوم 14، سپس كنسرت فريدون آسرايي و بعد حضور در جشنواره فيلم فجر! از آلبوم آقاي لهراسبي شروع مي‌كنيم. چقدر از بازتاب كار رضايت داشتيد؟

به دو صورت مي‌توان به اين سوال پاسخ گفت، يكي به لحاظ ديدگاه مردم نسبت به موسيقي امروز و آلبومهاي موجود و ديگري به لحاظ سليقه شخصي من...

از ديدگاه اول و با در نظر گرفتن اتمسفر موجود و عوامل موثر در موفقيت يك اثر، مي‌توان گفت آلبوم «14» درميان آثار منتشر شده بسيار خوب شنيده شد كه عده‌اي اين عامل را به وجود تيتراژ تلويزيوني در آن ربط مي‌دانند و عده‌اي به تفاوت ايجاد شده در سبك اين آلبوم نسبت به ساير آثار خواننده‌اش ولي در هر حال علت هرچه كه بود نمي‌توان منكر فروش خوب آن شد.

ولي به لحاظ سليقه شخصي من و با درنظر گرفتن آثار قبلي كه بعضا حركات بسيار بزرگي به حساب مي‌آيند قاعدتا توقع تكرار همان تجربيات را دارم. اما تجربه ثابت كرده كه موقعيت زماني، جنس موسيقي، وضعيت بازار و نحوه تبليغات، عوامل موثر در تعيين جايگاه آلبوم هستند و در مورد اين آلبوم خاص، مشكلات موجود در مرحله ميكس و تعجيلي كه از سوي تهيه‌كننده براي انتشار آن در زمان پخش سريال دلنوازان وجود داشت در كيفيتش موثر بود البته تنظيم‌هاي خوب و ضبط درخور از نكات قابل توجه آن بودند.


يعني پيش از اين، زمان خاصي براي پايان آلبوم در نظر گرفته نشده بود؟

چرا، اين آلبوم يك سال پيش بايد آماده مي‌شد ولي ما چندين ماه در جست‌وجوي ترانه‌هاي مناسب و درخور بوديم يا ترانه‌اي را انتخاب مي‌كرديم ولي پس از آماده شدن نظرمان را جلب نمي‌كرد و كنار گذاشته مي‌شد، در چند مورد خاص هم به نتيجه مطلوب رسيديم. در كل تصميم گرفته بوديم كاري انجام دهيم كه پيش از همه خودمان از آن راضي باشيم ولي باز به خاطر همان محدوديت زماني ناچار شديم از معدود ترانه‌هاي موجود، چند اثر را برگزينيم و كار را پيش ببريم.

 

فكر نمي‌كنيد در انتخاب قطعات نهايي مي‌شد حساسيت بيشتري به خرج داد و تعداد كمتري را براي قرار گرفتن در آلبوم انتخاب كرد؟

چند ترك مطابق سليقه علي لهراسبي و چند ترك به سليقه من انتخاب شده بود كه نمي‌خواستيم حذفشان كنيم ولي موافقم كه مي‌شد در اين مورد وسواس بيشتري به خرج داد.

 

ديدگاه مردم و منتقدان را در مورد این آلبوم و کارهای دیگر پیگیری می‏کنید؟

آنطور كه در سايت‌هاي اينترنتي خواندم و دور و اطراف شنيدم اغلبشان از آلبوم راضي بودند اما با منتقداني هم برخورد داشتم كه نظراتي كارشناسانه يا مغرضانه داشتند كه ما قطعا از نظرات كارشناسانه (كه اغلب مربوط به بخش ميكس و انتخاب ترانه‌ها بود) استقبال می‏کنیم. البته نبايد فراموش كرد كه درارتباط با آثار من همواره انتقاد وجود داشته چرا كه هميشه تلاش كردم سبكهاي مختلفي را با خواننده‌هاي متفاوت تجربه كنم. اگرچه عده‌اي كار در يك سبك ثابت را به معناي داشتن امضا براي هنرمند تلقي مي‌كنند اما من معتقدم كه اين نوع كار، تكرار و درجا زدن است. به عنوان مثال علي لهراسبي پيش از اين آلبوم 13-12 ترك را به شكلهاي مختلف با مضامين و سبك و سياقي كه مطابق سلايق طرفدارانش بود اجرا كرده و حالا تصميم دارد كه فضاي تازه‌اي را تجربه كند چرا كه معتقد است اين روزها مخاطبان موسيقي بيشتر به دنبال ترانه‌هاي عاميانه هستند و به اين منظور به سراغ سبكي جديد مي‌رود و به احترام مخاطبان سابقش چند ترك را با همان فضاي قبل اجرا مي‌كند. در نهايت آنچه اهميت دارد اين است كه او در اين پروژه از ساير آلبوم‏هايش موفق‏تر بوده است.

 

بعضي از منتقدان اعتقاد دارند بهروز صفاريان از شروع فعاليت خود تا آلبوم شبح روندي صعودي را طي كرد اما در «بي‌خوابي» و «14» اين سير صعودي متوقف شد.

هر خواننده و هر فضاي كاري ظرفيت خاص خود را دارد. درست است كه بهترين تنظيم‌هاي من در آلبوم شبح بود ولي نتيجه‌اي را كه انتظار داشتم از آن نگرفتم چرا كه كار، سبكي جديد داشت و بايد توسط تبليغات و ويدئوكليپ خود را به جامعه تزريق مي‌كرد به همين دليل تصميم گرفتم گامهاي بعدي در اين خصوص را تنها زماني بردارم كه همه ابزار لازم مهيا باشد. به همين علت آلبوم‏هاي بعدي به سمت و سويي رفت كه در عين تمامي تلاشي كه براي زيبا شدن كار صورت مي‌گيرد، در سطح سليقه بازار انجام شود در نتيجه انتظار عده‌اي را تامين نكرد. در خصوص آلبوم 14 هم ما تا دقايق آخر مطمئن نبوديم كه تيتراژ سريال دلنوازان در اختيارمان قرار خواهد گرفت و اتفاقا اين اثر از معمولي‌ترين قطعات اين آلبوم بود اما ديديد كه در اختيار داشتن رسانه، موجب شكل‌گيري يك اتفاق خوب در خصوص آن شد.

 

شما پيش از دلنوازان هم تجربه ساخت تيتراژهاي بسيار موفقي در صدا و سيما داشتيد، علت اينكه كمتر در اين رسانه حضور پيدا مي‌كنيد به سياستهاي صدا و سيما مربوط مي‌شود يا انتظارات شما؟

سياست‌هاي صدا و سيما. هراز گاهي از ما خواسته مي‌شود كه كاري جديد را ارائه كنيم و ما هم با شرط اينكه اثر، با همان شكل ارائه شده پخش شود مي‌پذيريم. اين اتفاق اگرچه هر چند مدت يكبار شكل مي‌گيرد ولي خوشبختانه به صورتي بوده كه ادعا كنيم هربار كه رسانه در اختيار ما قرار گرفته موفق بوده‌ايم و اتفاقات بزرگي شكل گرفته مانند پيله‌هاي پرواز، عبور شيشه‌اي، شب شيشه‌اي، مثل ماه و... كه اتفاقا شاهد هستم كه مورد آخر با وجود آنكه فقط چند بار از تلويزيون پخش شد در اينترنت و بين مردم بسيار تاثير گذار بود.

 

فكر نمي‌كنيد ذكر نامتان به عنوان مديريت هنري باعث شده بار انتقادات از شما سنگين‌تر شود چرا كه حتي در خصوص كارهايي كه از ساخته‌هاي شما هم نيست بايد پاسخگو باشيد؟

بله موافقم. دليلش اين است كه گاهي قطعه‌اي مورد علاقه خواننده است و من آن را نمي‌پسندم ولي در نهايت محور اصلي آلبوم خواننده است و من تنها مي‌توانم نظرم را اعلام كنم. اگرچه تا اينجا اين وظيفه را دوستانه انجام دادم ولي از اين پس قطعا اين عنوان را تنها در صورتي مي‌پذيرم كه اثري بدون موافقت من در آلبوم قرار نگيرد چرا كه در غير اين‏صورت انتقادات متوجه من خواهد شد.

 

قطعه 5 آلبوم 14 اگر يكي از قطعات محبوب اين آلبوم بوده، اين استقبال باعث نشده هنوز تصميمي جدي در خصوص خواندن بگيريد؟

چرا، در اين خصوص فكر مي‌كنم.

 

اين فكر چه زماني عملي مي‌شود؟

تصميم خاصي در اين زمينه ندارم چون خواننده شدن دغدغه من نيست. به آن فكر مي‌كنم چون گاهي موقعيتي ايجاد مي‌شود كه به اين نتيجه مي‌رسم اگر من در اين شرايط، خواننده بودم اجازه نمي‌دادم خيلي از لطمات به كار وارد شود. ولي چنان‏چه خواننده‌اي پيدا كنم كه بتواند حق مطلب را ادا كند در اين زمينه هيچ اصراري ندارم.

 

آنچه بيش از همه در اينسرت آلبوم جلب توجه مي‌كرد حضور پررنگ محسن يگانه و كمرنگ شدن نقش روزبه بماني بود، اين تغييرات به منظور تغيير فضا صورت گرفت؟

من در كنار روزبه بماني يك آلبوم براي سعيد شهروز ساختيم كه اتفاقا در آن زمان هم انتقاداتي وجود داشت مبني بر اينكه فضاي ترانه‌ها يكنواخت است يا ملوديها غمگين است و... به منظور تنوع در فضاي كاريمان تصميم گرفتيم تغييراتي ايجاد كنيم ضمن اينكه كارهايي درهمان فضاهاي قديمي در اين آلبوم بود. ما پيشنهادات ملودي و ترانه محسن يگانه را شنيديم، من بسياري از ملودي‌ها را دوست داشتم اما معتقد بودم ترانه‌ها نياز به اصلاح دارد ولي علي لهراسبي فضاي آنها را دوست داشت و در اين شرايط نظر اصلي، نظر خواننده است. در كل باز هم تكرار مي‌كنم كه بافت محكم تنظيم‌ها به دليل ضعفهاي موجود در ميكس به خوبي نشان داده نشد و تفكيك اين مراحل اغلب توسط مخاطبان قابل شناسايي نيست. ولي در هر حال استقبال خوبي كه از اين آلبوم شد دلخوري‌ها را از بين برد.


سراغ كنسرت فريدون آسرايي مي‌رويم، سال‌ها بود كه روي سن حضور نداشتيد و به يك‏باره حضور در كنسرت به عنوان رهبر اركستر در كنار دو آهنگسازي كه مدتها بود حرف و حديث‌هاي زيادي در خصوص روابطتان مطرح بود، ابتدا در كيش و دو شب اجراي موفق و سپس در تهران و يك شب اجراي بحث‌برانگيز. این گروه چگونه تشکیل شد؟

پس از همكاري من و فريدون در سال 83 به فكر برگزاري كنسرت بوديم اما تنها يك آلبوم براي اين منظور بسيار اندك بود. من و فريدون در ميانه راه توليد آلبوم بعدي به دلايل خاصي دچار مشكل شديم و تشكيل اركستر در سيستم اجرايي گروه تهيه‌كننده آلبوم او قرار گرفت و پس از انتشار دو آلبوم بعدي و مهيا شدن شرايط كنسرت، گروه و تجهيزاتي فراهم شد كه بخشي قابل قبول و بخشي مناسب نبود. در هر صورت كنسرت، در نبود من شكل اجرايي نگرفت تا اينكه از من خواسته شد به اين گروه بپيوندم و با همان چارچوب شكل گرفته اين حركت را صورت دهم، اگرچه از همكاري با خيلي از دوستانم روي استيج خوشحالم ولي بايد اعلام كنم كه اين گروه به جز چند نفر، انتخاب من نبوده‌اند.

ما يك اجراي تمريني در كيش داشتيم كه بر خلاف تصور من بسيار خوب اجرا شد سپس براي كنسرت تهران آماده شديم ولي از آنجا كه يك حركت بزرگ تنها بايد در صورتي انجام شود كه تمام ابزار مورد نياز فراهم باشد وگرنه آن كار بزرگ به شكلي كوچك صورت مي‌گيرد، نتيجه آن چيزي نشد كه انتظار داشتيم. ما تصميم به انجام كاري داشتيم كه به لحاظ صدابرداري، طراحي صحنه، كارگرداني روي استيج و... احتياج به هماهنگي بسيار دقيق داشت كه امكان آن در ايران وجود ندارد و بسياري از عواملي كه مي‌بايست به دقت و پابه‌پاي ما انجام مي‌شد در كنار ما نبود.

 

كنسل شدن اجراي 24 آذر به خاطر همين عدم رضايت از اجراي شب اول بود؟

نمي‌دانم!

 

با اين اوصاف سرنوشت غريبه 2 چه مي‌شود؟

پيش از اين تصميم داشتيم كه تنظيم نهايي را روي ترك‏هايي كه قبلا اتود زده بوديم انجام دهيم و قطعاتي هم به آن اضافه كنيم تا آلبوم پاپ دوم فريدون شكل بگيرد ولي پس از كنسرت، فريدون به خارج از كشور مسافرت كرد و هنوز به صورت جدي به اين قضيه فكر نكرده‌ايم، شايد اين حركت در آينده انجام شود.

 

كنسرت‌ها ادامه خواهد داشت؟

بله

 

با وجود انتقادات مطرح شده شاهد چندين حركت نو و بديع هم بوديم از جمله همراهي گروه حركات موزون. ايده این کار از كجا آمد؟

چند سال پيش من و آقاي مشفق در جشنواره رقصهاي محلي حضور داشتيم ودر آنجا تصميم گرفتيم از اين حركات به نحو حساب شده‌اي در كنسرت موسيقي پاپ استفاده كنيم. پس از گذشت سال‌ها و به هنگام تصميم‌گيري در خصوص كنسرت فريدون به اين نتيجه رسيديم كه به جاي استفاده از يك اركستر بزرگ كه حركت جديدي محسوب نمي‌شود در كنار تعدادي نرمال از نوازنده‌ها از چنين گروهي بهره ببريم كه تلاش آقاي مشفق در خصوص كسب مجوز اين حركت قابل تقدير است چرا كه چنين اقدامي براي اولين بار در ايران صورت مي‌گرفت. در هر حال كنسرت ما از لحاظ قدمي كه در اين زمينه برداشته شد و تغيير در نوع ديدن استيج و چيدمان آن، حركت موثري بود و قطعا كمبودهاي موجود در اجراهاي بعد جبران خواهد شد.

 

چه شد كه ساخت موسیقی «طهران، تهران...» به شما سپرده شد؟

سال‌ها بود كه چنين تصميمي داشتم و پيشنهاداتي هم مطرح مي‌شد ولي گرفتاري‏ها و پروژه‌هاي موجود اجازه اين كار را به من نمي‌داد. ضمنا مايل بودم همان‏طور كه موسيقي را با جنس و افرادي كه دوست داشتم آغاز كردم كار در سينما را هم با افراد حرفه‌اي آغاز كنم. تا اينكه چند سال پيش ساخت موسيقي فيلم مهمان مامان به من پيشنهاد شد و سعادت همكاري با آقاي مهرجويي را داشتم و پس از آن فيلم طهران- تهران كه در هر دو مورد به دليل فرصت كمي كه در اختيارم بود نتوانستم نتيجه را به نحوي كه دوست داشتم پياده كنم چرا كه ساخت موسيقي فيلم در يك هفته و آن هم بدون در اختيار داشتن فيلم (طهران- تهران) دشوار است ولي من به نام ايشان اكتفا كردم و كار را در همان زمان كم به انجام رساندم.

 

اين روزها شاهد ساخت فيلم‏هايي با موضوعات مرتبط به موسيقي و هنرمندان اين عرصه هستيم. شما به عنوان يك كارشناس چقدر ساخت اين‌گونه آثار را در شناخته شدن فضاي موسيقي ايران و حل مشكلات آن موثر مي‌دانيد؟

من متاسفم از اينكه جامعه موسيقي ما هيچ رسانه و تريبوني در اختيار ندارد و يا اين تريبون در اختيار كساني‌ست كه حاضر به صحبت نيستند و صداي سايرين هم به جايي نمي‌رسد. من پس از ديدن فيلم‏هايي كه در اين خصوص ساخته شده شرم دارم از اينكه خودم را موزيسين خطاب كنم چرا كه در فيلم آقاي قبادي موزيسين فقط تحقير و انساني ضعيف و بي‌تاثير معرفي شد. در اين فيلم دغدغه‌هايي مطرح شد كه مربوط به 20-15 سال پيش موسيقي ايران است. دغدغه امروز ما جاي تمرين موسيقي نيست، من در اين سال‌ها هرگز نشنيدم كه كسي در طويله تمرين كند! اين روزها كسي به خاطر همراه داشتن ساز مورد بازخواست قرار نمي‌گيرد. نمي‌دانم علت اين همه اغراق چه بود.

ايشان مي‌توانست به موضوعات مهمي مثل مديراني كه زندگي هنرمندان را دچار بلاتكليفي مي‌كنند يا مشكلات سيستم اجرايي موسيقي ما اشاره كند نه صرفا نمايش هنر خوانندگي آقاي حامد بهداد. يعني موسيقي ما آنقدر بي‌پناه است كه هركس به خود اجازه مي‌دهد هرگونه كه خواست در موردش صحبت كند؟ من اجازه نمي‌دهم كه اين چنين در خصوص موسيقي و دوستان من اظهار نظر شود. اگر آنها تصميم به انجام كاري در اين خصوص گرفته‌اند ما در موسيقي كساني را داريم كه از مشاوره‌هاي آنها استفاده كنند هرچند كه خودمان مي‌دانيم مشكلاتمان را چگونه حل كنيم و نيازي به ساخت فيلم‏هاي اغراق‌آميز نداريم.

 

ولي بخش عمده فيلم در خصوص فعاليت گروه‌هاي زيرزميني بود نه مجاز.

موسيقي زيرزميني ما در حال حاضر معطوف به كساني است كه يا حوصله گرفتن مجوز را ندارند و يا به علت كلماتي كه به كار مي‌برند نبايد هم مجوز بگيرند يعني موسيقي غير مجاز نه زير زميني و چنين افرادي در منزل خود امكانات فراوان و حتي استوديوهاي خانگي مجهزي دارند. حتي به فرض هم كه چنين نباشد در حال حاضر در هر منطقه چندين استوديوي تمرين و چندين استوديوي ضبط براي همه هنرمندان (اعم از مجاز و غير مجاز) وجود دارد و هيچ كس مجبور نيست كه در چنين شرايطي تمرين كند. اين روزها زمينه براي كساني كه كارشان را بلدند مهياست مگر اينكه در چارچوب قانوني نباشد كه در آن صورت هم اينترنت و شبكه‌هاي ماهواره‌اي از آنها استقبال گرم و اتفاقا موفقيت‌آميزتري مي‌كند.

 

و در مورد فيلم دوم؟

در خصوص اپيزود دوم فيلم طهران- تهران؛ من به عنوان برادري كوچكتر به آقاي مهرجويي بابت قرار گرفتن در كنار فيلمسازي جوان انتقاد كردم چرا كه آقاي كرم‌پور اگرچه بااستعداد است ولي جوانان بااستعداد بسياري داريم كه مي‌توانستند به شكل بهتري به موضوع موسيقي بپردازند. به اعتقاد من اين فيلم تنها به منظور ستاره كردن آقاي رضا يزداني و به تصوير كشيدن منوچهر خوش‌زبان (از مديران سابق حوزه هنري كه از ايران فرار كرده) ساخته شده است. اگر هدف، تسويه حساب شخصي بوده چرا بايد به اين شكل مطرح شود؟ اين توهين به جامعه موسيقي است كه كارگرداني كه در خصوص دغدغه‌هاي موسيقي صحبت مي‌كند از كساني به عنوان بازيگر بهره گرفته كه حتي فرهنگ به دست گرفتن ساز را بلد نيستند. در اين فيلم، نسل ما، هنرمنداني آدم‌فروش و خلافكاراني با مشكلات اخلاقي معرفي مي‌شوند و در نهايت در جواب تمامي اين توهين‌ها كليپي نمايش داده مي‌شود كه نه مي‌توان از آن لذت برد و نه نتيجه فيلم را در آن ديد. متاسفانه پس از ديدن فيلم، حتي شاهد تشويق‏هايي هم هستيم كه هيچ توجيهي براي آن نيست چرا كه اين روزها صرفا بيان انتقاد، شجاعت به حساب مي‌آيد، غافل از آنكه اين انتقاد بايد تاثيرگذار باشد. اگر از كساني كه پس از تماشاي فيلم به تشويق آن مي‌پردازند در خصوص نتيجه و پيام آن سوال شود قطعا جوابي نخواهند داشت. سال‌ها پيش از يكي از مديران مربوطه سوال كردم كه علت اين‏همه آزادي در سينما در برابر محدوديت‌هاي موجود براي موسيقي چيست و ايشان فرمودند چون موسيقي تاثيرگذارتر است. درست است كه موسيقي با وجود اعمال اين محدوديت‌ها نيز تاثير بيشتري بر مخاطبان مي‌گذارد ولي اهالي سينما هم نبايد از آزادي و بودجه‌هاي كلاني كه در اختيارشان است سوءاستفاده كنند و فيلم‏هايي توليد كنند كه گاه حتي ارزش يك بار ديدن را هم ندارد، جز دو، سه نفر و آن هم از نظر بار مفهومي فيلم...

 

ولي مي‌پذيريد كه در اين سال‌ها موسيقي و سينماي ايران، هر دو پيشرفت كرده؟

جامعه موسيقي پاپ ما بدون در اختيار داشتن هيچ‌گونه ساپورت (اعم از مالي، مديريتي و...) بعد از 12 سال، خود را به استانداردهاي جهاني نزديك كرده اما سينما بدون هيچ‌گونه توقف و با تمام حمايتهاي موجود، حتي قابل مقايسه با يكي از فيلم‏هاي اسكار نيست. متاسفانه بودجه‌هايي هم كه به موسيقي تخصيص داده مي‌شود در اختيار كساني قرار مي‌گيرد كه تنها حركت آنها ساخت استوديويي حرفه‌اي‌ست به نام «استوديو بل» اما علاوه بر آن‏كه حاضر نيستند كوچك‏ترين قدمي براي موسيقي پاپ در آن برداشته شود، شاهد هيچ‌گونه حركت مثبت ديگري هم از سوي آنها نبوده‌ايم.

 

در حال حاضر مهمترين مشكل موجود براي موسيقي داخلي ما از نظر شما چيست؟

وضعيت نابسامان و مريض مديريتي در موسيقي و ماركت‏هاي مختلف و رقابت نابرابر. زماني بود كه مي‌شد ادعا كرد صرفا خوب بودن يك كار براي پيشرفت آن كفايت مي‌كند ولي در شرايط فعلي و با توجه به پيشرفت امكانات، استفاده از آنها براي موفقيت يك اثرالزامي است. كاري كه هرروز در ماهواره پخش مي‌شود فقط كافي‏ست كه كمي خوب باشد، قطعا از آن استقبال مي‌شود ولي ما نه اجازه استفاده از ماهواره را داريم و نه توسط رسانه داخلي حمايت مي‌شويم و تنها شاهد پخش توليدات مزخرف خودشان از اين رسانه هستيم و براي اينكه خلاف اين حرف را ثابت كنند گاهي از توليدات و آثار خصوصي هنرمندان به عنوان تيتراژ استفاده مي‌كنند كه آن هم مقطعي و گذرا بوده و هست و اين رقابتي‏ست كاملا نابرابر. اين روزها سخت‌گيري براي دادن مجوز كمتر شده چون واضح است كه كارهاي مجاز در ميان اين همه اثر غيرمجاز از ماركت‏هاي گوناگون ديده نمي‌شود.

 

در آخرين كارتان پس از سال‌ها مجددا با خشايار اعتمادي همكاري داريد، از نتيجه كار راضي هستيد؟

بله، كار بسيار خوبي شده و بايد ديد با توجه به فضا و ماركت خشايار اعتمادي چه خواهد شد. مديريت اجرايي تمام قطعات به عهده من بوده. سه قطعه هم به صورت كامل از كارهاي من است و ساير قطعات با همكاري آقاي رسولي انجام شده است.

 

 

نویسنده : الناز علاق بند

"نسیم هراز"



 

نظرات 

 
0 #4 عماد فلسفی 1390-01-06 17:18
فقط بهروز صفاریان بعنوان یه هنرمند خیلی بی فرهنگ هست. :-|
 
 
0 #3 ebi@yahoo 1389-02-01 08:24
اقاي صفاريان تكرار نميشه...افتخار موسيقس كشور
 
 
0 #2 فرزاد 1389-01-17 12:52
من خیلی ازش خوشم میاد طرفدار هیچ خواننده ای نیستم ولی استاد بهروز با هر کسی کار کنه کارش رو دوست دارم امیدوارم کار جدید با خشیار عتمادی یه کار به یاد ماندنی دیگه باشه
 
 
-1 #1 تازه کار 1388-12-26 11:32
سلام، واقعا حسته نباشید - بخدا راست میگه اگه میخواید درست کار کنید سراغ موسیقی نرید - خیلی دردسر داره - خدائیش تنظیم آهنگ خیلی سخته بخصوص مستر کردن که من اصلا بلد نیستم
 

اضافه کردن نظر

آخرین اخبار

نویسنده :admin
نوشته شده در 11 ارديبهشت 1391
در آستانهٔ‌ برگزاری دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی کنسروتوار تهران برگزار می‌کند: گفتگوی هنرمندان با مهندس محمدرضا باهنر موضوع: هنر و راهبرد...
نویسنده :admin
نوشته شده در 24 فروردين 1391
فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان گیلکی و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک استان گیلان، روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه درگذشت. آقای پوررضا که حدود یک...
نویسنده :شقایق الله وردی
نوشته شده در 07 فروردين 1391
آلبوم موسیقی «بیست شهریور» با صدای علی شوکت منتشر و راهی بازار موسیقی شد.لازم به ذکر است سبک این آلبوم لاو-راک است. «من و تو»، «اولین نگاه»، «خورشید و...
نویسنده :شقایق الله وردی
نوشته شده در 24 اسفند 1390
البوم "این روزها" با صدای "فراز جدید" و موسیقی نیکان منتشر شد. این آلبوم شامل 9 ترک است به نام های 1- اشتباه از من بود ترانه ی بابک صحرایی ، 2- خاکستر...

اخبار موسیقی اصیل ایرانی

فریدون پوررضا درگذشت
Administrator - پنجشنبه, 24 فروردين 1391

فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان گیلکی و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک استان گیلان، روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه درگذشت. آقای...

روش ارشاد در گزینش هنرمندان را نمی‌پسندم
ایلنا - سه شنبه, 11 بهمن 1390

گزینش‌هایی که از هنرمندان می‌شود بهتر است بیشتر از هر چیز دیگری به مسائل هنری و تخصصی اختصاص داشته باشد. ارسلان کامکار، آهنگساز و م...

لندن و بلژيك ميزبان سالار عقيلی
ایلنا - چهارشنبه, 30 آذر 1390

سالار عقيلي كه به تازگي با اركستر ملي مهرنوازان به صحنه رفته است، خود را آماده مي‌كند تا در لندن و بلژيك براي اجراي اركستري متشكل ا...

گفتگو

دیگر رسانه ها