مجله موسیقی پرشیا

صفحه اول گفتگو گفتگو با هنرمندان مصاحبه متفاوت با احسان خواجه امیری
+ 1
+ 0

مصاحبه متفاوت با احسان خواجه امیری

پست الکترونیکی چاپ PDF

پرشیامگ - هیچ کدام از هم نسل‎های تو این تجربه را نداشتند که در سن 17 سالگی وارد بازار موسیقی شوند و اینقدر سریع بتوانند رشد کنند. تا حدی که آلبوم‎هایت پرفروش‎ترین آلبوم‎های سال شدند. چند تا المان می‎توانی برای این موفقیت نام ببری؟

اولا که من با این تعبیری که شما می‎کنید قبول ندارم که آدم موفقی هستم. به نظرم هنوز تا موفقیت فاصله دارم. اما همین چیزی هم که الان هستم تحت یک مجموعه صورت گرفته. مثل یک پازل می‎ماند که باید تمام تکه‎های آن کنار هم باشد تا کامل شود. نمی‎توانم المان‎های خاصی را برایتان نام ببرم. شاید شما که از دور نگاه می‎کنید بهتر بتوانید آن‎ها را بگویید.

 

یعنی می‎خواهی ما المان‎ها را بگوییم؟

بله. شما بگویید. من می‎گویم درست است یا نه.

 

خب تو اولین آلبومت(من و بابا) را کنار پدرت ظبط کردی و با همین آلبوم به دنیای موسیقی معرفی شدی. پسر ایرج بودن که سه نسل از قبل از ما با خاطره داشتند، می توانست یک شروع متفاوت از بقیه باشد.

به نظرم مهم‎ترین المان این بود که خوب توانستم همه چیز را مدیریت کنم. اینکه در کنار بابا شروع کنم کاملا ایده خودم بود. اسم آلبوم ایده خودم بود. همه آهنگ‎ها را خودم ساخته بودم و تنظیم کرده بودم. همه را با فکر و با برنامه جلو بردم.

 

یعنی می‎خواهی بگویی از اول می‎دانستی هدفت چیست؟

نمی‎توانم بگویم این روز را می‎دیدم. ولی خب ایده‎آلم بود که به چنین شرایطی برسم. از همان روز اول یک چیزهایی در نظرم بود که سعی می‎کردم خوب آن‎ها را مدیریت کنم. مثلا از روز اول گفتم در تلوزیون پلی‎بک نمی‎کنم. از آلبوم دومم گفتم به هیچ وجه دیگر با بابام نمی‎خوانم. برای همه کارهایی که کردم برنامه‌ریزی داشتم. اینطوری نبود که بگویم حالا یک آهنگی می‎خوانم تا یک اتفاقی بیفتد.

 

این هم یکی از مزیت‎های در یک خانواده هنرمند بزرگ شدن است دیگر. راه و رسم کار حرفه‎ای را به خوبی یاد می‎گیری.

اتفاقا برعکس. پدر من اخلاقش کاملا غیر حرفه‎ای است. این را خیلی رک می‎گویم. به نظرم بدون تردید بزرگترین خواننده تاریخ موسیقی ایران است. خیلی از اساتید گفتند که اگر ما صدای ایرج را داشتیم دنیا را فتح می‎کردیم. مثل این می‎ماند که شما با یک ماشین آخرین سیستم پنج هزار سی‎سی 20کیلومتر در ساعت هم نتوانی بروی. برای همین پدرم اصلا مدیر خوبی نبود. به نظرم یکی از علت‎های پیشرفتم این بوده که از اشتباه‎های پدرم درس گرفتم. نمی‎خواهم بگویم من اصلا اشتباه نکرده‎ام. شاید اگر برگردم عقب خیلی از کارها را تکرار نمی‎کنم. برای همه این اشتباهات طبیعیه.

 

منظورت این است که یک سیاستی در کارهایت داشتی که پدرت آن را نداشت؟

دقیقا. به نظرم اصلا مهم‎ترین عامل موفقیت هم همین بود. چون هم در کل زندگی سه ساعت جلوی پدرم آواز نخواندم. همه فکر می‎کنند که من شاگرد پدرم بودم. واقعا اگر بخواهم دروغ نگفته باشم، در کل زندگی من و پدرم 10 ساعت در مورد موسیقی با هم صحبت نکردیم. من کار خودم را می‎کردم. اولین بار وقتی که من یک کاری خوانده بودم، پدرم که آمد در استدیو، به من گفت مگر تو آواز می‎خوانی؟ حالا من در استدیو کار خوانده بودم. گفتم بابا من هفت ساله دارم آواز می‎خوانم. کارهای شما را گوش می‎کنم. آهنگسازی می‎کنم. اما هیچکدام را حتی روحش هم خبر نداشت.

 

تو کار را با آهنگسازی شروع کردی. خوانندگی خیلی اتفاقی وارد زندگی حرفه‎ای ات شد یا اینکه برای این هم برنامه داشتی؟

من آواز کار می‎کردم. البته من اصلا موسیقی کلاس نرفتم. من همانطور که می‎دانید مهندسی کامپیوتر خواندم در دانشگاه آزاد. من موسیقی را خودم یاد گرفتم. آن هم به خاطر اینکه هوشم خوب بود و خوب گوش می‎دادم.

 

پس آلبوم من و بابا فقط برای این بود که خودت را به دنیای موسیقی معرفی کنی و فکر کردی این بهترین شروع خواهد بود؟

بله. ولی آن آلبوم هم خیلی گل نکرد. فکر می‎کنم آن اوایل حدود صدهزارتا هم بیشتر نفروخت. بیشتر مردم من را زمانی که اولین کار مستقلم را خواندم شناختند. تیتراژ سریال غریبانه که ماه رمضان 83 پخش می‎شد. تازه از آن زمان یک شخصیتی به وجود آمد به نام احسان خواجه امیری که کارش را به عنوان یک خواننده‎ای که مردم هم می‎شناسندش شروع کرد. ولی با «من و بابا» هیچ اتفاقی برای من نیفتاد. ولی شروع بدی هم نبود. به قول شما شروع متفاوتی بود با بقیه. اما اینکه یک آلبومی باشد که بترکاند، نه.

 

البته خب نمونه‎های مشابه هم داریم که مثل تو شروع کردند. مثل همایون شجریان.

همایون شجریان خیلی با من فرق دارد. همایون یک سیاستمدار موسیقی پشت سرش ایستاده. اما من 98% کارهایم را خودم انجام داده‎ام. همانطور که گفتید من از 17 سالگی هم آهنگسازی می‎کردم، آواز می‎خواندم. کار حرفه‎ای انجام می‎دادم. تنها و تنها خودم بودم. پدرم در آلبوم اول آمد برای من آواز خواند. یعنی همه کارها حاضر و آماده بود و فقط پدرم چند تا قطعه را با همراهی کرد و بعد هم تمام. من ناظر ضبظ بابا بودم در آن کار. حتی چندجا از من ناراحت هم شد. مثلا یک جایی را من می‎گفتم فالش است باید دوباره بخوانیم، ناراحت می‎شد.

 

به قول خودت با غریبانه بود که احسان خواجه امیری را همه شناختند. پس قبول داری که تلوزیون عامل اصلی شهرتت بود؟

تلوزیون وسیله خوبی برای اینکه یک نفر به شهرت برسد. اما صرفا نمی‎توانیم بگوییم که تلوزیون به تنهایی می‎تواند این کار بکند. به نظر من 80% خود کار باید قوی باشد و فقط 20% تلوزیون می‎تواند تاثیرگذار باشد. شاید 20% هم کمتر. تلوزیون فقط کمک می‎کند که این کار شنیده شود. اگر نه، شما ببینید 90% کارهایی که امروز در جامعه شنیده می‎شود نه از تلوزیون پخش می‎شود، نه مجوز دارد، نه ثبت می‎شود. از طریق اینترنت پخش می‎شود و کسی تا به حال نه خواننده‎اش را دیده، نه اصلا آشنایی از کارهایش و شخصیتش دارد.

 

فکر نمی‎کنی 20% سهم تلوزیون در نظر گرفتن خیلی کم است؟ بالاخره تلوزیون شانس شنیده شده آهنگ را چند برابر می‎کند، مخصوصا اینکه تیتراژ یک سریال باشد که هرشب از تلوزیون پخش می‎شود.

اگر کار خوب باشد خودش جا باز می‎کند. من اعتقاد دارم اگر همان موسیقی سریال خوب نباشد مردم استقبال نمی‎کنند و ماندگار هم نخواهد شد. در هفته چندتا سریال پخش می‎شود؟ چندتا تیتراژ دارد؟ چند مدل سرود و تصنیف و ترانه دارد از تلوزیون پخش می‎شود؟ کدام‎شان را شما شنیده‎اید؟ کدامشان در ذهنتان مانده است؟ کدامش را خواننده‎اش را می‎شناسی؟ از 50تا آهنگی که دارد پخش می‎شود، یکی‎شان گل می‎کند و مردم از آن استقبال می‎کنند. بقیه همه فراموش می‎شوند.

 

یعنی به نظرت همان آهنگ غریبانه اگر در قالب یک آلبوم پخش می‎شد باز اینقدر گل می‎کرد؟

من می‎خوام اینطوری جوابتان را بدهم. یک مجموعه باعث می‎شود تا یک کار معروف شود. نمی‎توانی بگویی صرفا اگر این کار از تلوزیون پخش شود موفق می‎شود. کار باید خوب باشد، شعر باید خوب باشد، تنظیم باید خوب باشد، خواننده باید خوب خوانده باشد، خوب ضبط شده باشد، زمان پخشش از تلوزیون باید خوب باشد. همه این‎ها یک درصدی در موفقیت کار تاثیر دارند ولی نمی‎شود گفت حتما یکی از این عامل‎ها کار را موفق کرده است.

 

حتما کار قوی بوده که توانسته در بین همه رقیب‎هایی که وجود دارند خودش را بالا بکشد. ولی تلوزیون هم در شنیده شدن کار خیلی تاثیر داشته دیگر.

ببینید، من اولین سریالی را که کار کردم، گفتم آهنگسازی فیلم را هم خودم انجام می‎دهم. با اینکه من در آمد یک شب کنسرتم از در آمد پنج ماه که روی یک موسیقی فیلم کار کنم بیشتر است. یعنی اگر بخواهیم منطقی بسنجیم از نظر مالی هم برای من به صرفه نیست. هیچ آدم عاقلی این کار را نمی‎کند. این جزء همان سیاست کاری‎ام بود. از اول موسیقی فیلم را دوست داشتم و سعی کردم هر یک یا دوسال یکبار یک کار موسیقی فیلم انجام بدم.

 

پس موسیقی فیلم را صرفا به خاطر علاقه‎ات کار می‎کنی؟

صرفا دوست نداشتم احسان خواجه امیری به عنوان خواننده شناخته شود. چون در حقیقت من کارم آهنگسازی بود و اینطوری به دنیای موسیقی وارد شدم. کلاس آهنگسازی فیلم را خیلی دوست داشتم. دوست داشتم به عنوان یک آهنگساز فیلم شناخته شوم. بزرگترین آهنگسازان در دنیا کسانی بودند که موسیقی فیلم می‎ساختند. درآمدش هم برایم مهم نبود. این کار را دوست داشتم و باید برایش زحمت می‎کشیدم. خیلی از خوانندگان وقتی به یک سطحی می‎رسند و سطح درآمدشان بالا می‎رود دیگر کار آهنگسازی و موسیقی فیلم را رها می‎کنند. اما هنوز هم ترجیح می‎دهم کارهایم را می‎توانم خودم آهنگسازی کنم. می‎توانم مثل خیلی‎های دیگر، آهنگسازی و تنظیم کار را یک نفر دیگر انجام دهد، نوازنده‎ها هم بیایند برای خودشان بزنند و من هم تنهایی بیایم آوازم را بخوانم و بروم. اما من اینطور نمی‎توانم کار کنم. باید روی تک‎تک مراحل کار نظارت داشته باشم. یک سال روی یک آلبوم کار می‎کنم. چند بار میکس می‎کنم تا آن چیزی که می‎خواهم از آن در بیاید.

 

پس چرا اینقدر کم موسیقی فیلم می‎سازی؟

خب برای اینکه باید آن کلاس کار را هم نگه داری. اگر تند تند بخواهی کار بیرون بدهی دیگر برای مردم عادی می‎شود. هنرمند نباید خیلی دست یافتنی باشد برای مردم. آن‎وقت ژانر کار تغییر می‎کند. موسیقی کوچه و بازاری می‎شود.

 

خب مگر پاپ چیزی غیر از موسیقی برای مردم است؟

پاپ، موسیقی مردمی است، به نظرم معنی‎اش این است که درکش برای مردم راحت‎تر است. اگر بخواهید این جمله را اینطوری تعبیر کنید که یعنی بین توده مردم طرفدار زیادی دارد، خب شجریان هم خواننده پاپ است. در واقع پاپ موسیقی است که زبانش نزدیک‎تر است به زبان مردم. مردم راحت‎تر می‎توانند بفهمند و تحلیلش کنند. وگر نه که همه موسیقی‎‎ها برای مردم اجرا می‎کنند. ارکستر سمفونیک هم برای مردم اجرا می‎کند. هر موسیقی دیگری. پاپ، موسیقی عامیانه تر است. به نظرم این بهترین تعریف است بین همه حرف‎هایی که جلوتر زدیم. من موسیقی ایرانی می‎خوانم، موسیقی پاپ هم می‎خوانم. خودم را محدود نمی‎کنم در یک قالب خاص. فکر می‎کنم مردم چه موسیقی را بیشتر دوست دارند و سراغ همان می‎روم.

 

پس در واقع می‎خواهی بگویی موسیقی که تو کار می‎کنی بازتاب اتفاقاتی است که دور و بر تو می‎افتد؟

نه به هیچ وجه. خیلی به دنبال اتفاقات جامعه نیستم. صرفا به حال خودم نگاه می‎کنم. به سلیقه خودم در همان لحظه. سلیقه خودم نه به عنوان آهنگساز و خواننده. سلیقه‎ام به عنوان کسی که دارد در اجتماع زندگی می‎کند و تمام خوبی‎ها و بدی‎های ان را درک می‎کند و واکنش نشان می‎دهد.

 

روزی که به افشین یداللهی پیشنهاد دادی که تو را برای تیتراژ تلوزیونی معرفی کند فکر می‎کردی از غول‎های این رشته بشوی؟

حقیقتش این است که کارهای تلوزیونی من آنقدر کم است که مقابل کارهای دیگرم چیزی به حساب نمی‎آید. من سالی یا دوسال یکبار یک تیتراژ تلوزیونی اجرا می‎کنم. اما چون بعضی از کارها دیده شده مانند میوه ممنوعه یا برای اخرین بار که خیلی‎ها فکر می‎کنند که من در تلوزیون سهمیه دارم. با اینکه این را خیلی مطمئن می‎گویم که 80% سریال‎های مهمی که از پارسال تا به حال ساخته شده، گزینه‎ی اولشان برای ساخت موسیقی تیتراژشان من بوده‎ام.

 

چه می‎شود که یکی را بین همه پیشنهاد‎ها قبول کنی؟

این باز می‎گردد به همان سیاستی که در کارهایم دارم. ولی در کل کارگردان برایم خیلی مهم است. داستان سریال و اینکه چه زمانی قرار است پخش بشود. مثلا من خودم آهنگ سریال رستگاران را خیلی دوست داشتم بخوانم. حتی چند جلسه سر تمرین گروه هم رفتیم و صحبت‎های اولیه را هم انجام دادیم. چون شخصا به کارهای آقای مقدم خیلی علاقه دارم. اما وقتی کار آقای فتحی «در مسیر زاینده رود» پیشنهاد شد ترجیح دادم این سریال را کار کنم. چون من در کار کردن یک مقدار خسیس هستم. دوست ندارم به راحتی خودم را خرج کنم. چون هر انسانی یک روزی تمام می‎شود.

اینقدر ذخیره موسیقیایی ندارم که بخواهم تا ابد کارهای جدید تولید کنم. یک خواننده مثل یک نوار می‎ماند. نهایتا یک ساعت می‎توانند مردم شما را تحمل کنند. بعد دیگر خسته می‎شود. کلا شما صد ساعت کشش خواندن و آهنگسازی دارید در طول زندگی حرفه‎ای‎تان. من می‎خواهم این صد ساعت را تقسیم کنم و خیلی زود همه آن‎را خرج نکنم. مثلا اگر قرار است آلبوم بدهم مثل آقای افتخاری سالی پنج تا آلبوم ندهم و بعد از چند سال دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشم. هیچ کس نمی‎تواند بگوید من ابدیم، من هرچی بخوانم مردم گوش می‎کنند. برای همین من خودم را تقسیم بندی کردم. گفتم اصلا بیشتر از سالی یک آلبوم در حد توانایی هایم نیست. من هم خودم را یکی دو سال دیگر بازنشست می‎کنم. نهایتا سه سال دیگر.

 

یعنی به نظرت سه سال دیگر احسان خواجه امیری خواننده تمام می‎شود؟

حداقل می‎خواهم ادامه تحصیل هم بدهم و نیاز دارم چند سالی را استراحت کنم.

 

در آلبوم‎های اخیرت کمتر از تیتراژهایی که خواندی استفاده کردی. این هم جزء سیاست‎هایت بود؟

من بحث آلبوم و تیتراژهای تلوزیونی را کاملا از هم جدا کردم. حتی تهیه کننده هم در همین دو آلبوم آخر خیلی اصرار می‎کرد که حتما تیتراژهایت هم در آلبوم باشد. اما من زیر باز نرفتم. چون فضای تیتراژ برای یک سریال است و کاملا با فضای آلبوم که مردم می‎خواهند در خیابان، در خانه، در ماشینشان گوش کنند خیلی متفاوت است. برای همین اصلا موافق نیستم که از آهنگ تیتراژها در آلبوم‎هایم استفاده کنم.

 

گفتی من قبل از اینکه خواننده باشم آهنگسازم، آهنگسازی را بهتر از خوانندگی می دانی؟

آهنگسازی را دوست دارم. هر چند خواندن برایم آسان تر از آهنگسازی است. البته آن هم مشکلات خودش را دارد. باید به فکر ارکستر هم باشم، به فکر حرف زدن روی سن هم باشم تلاشم را بیشتر کرده ام و سعی کردم تعادلی بین این دو حوزه فعالیتی برقرار کنم. مثلا سالی یک کار موسیقی فیلم قبول کنم.برای اعتبار من خیلی خوب است که وقتی حسن فتحی پیشنهاد موسیقی فیلم می دهد آن را قبول کنم. من در البوم جدیدم یک کار با سیروان خسروی انجام دادم. ذهن و تفکر موسیقایی او را خیلی دوست داشتم.شاید استراحت خوبی برایم باشد که آهنگ بعضی از ترک هایم را خودم نسازم.این پیشنهاد را به سیروان داده ام.چون هم دغدغه هایمان یکی است هم به او اعتماد کاملی دارم.چون از کامپیوتر و میکس این ها سر در می آورم در استودیوهای ضبط حسابی شاخ و شانه می کشم اما وقتی با سیروان کار می کنم خیالم راحت است.

 

اوایل کار هنری ات،خیلی ها تو دنباله رو راه اصفهانی دانستند، تاثیر پذیری خاصی از او داشته ای؟

من در خواننده های پاپ صدای محمد اصفهانی را خیلی دوست دارم.هر کس بگوید من از گذشتگانم تاثیر نپذیرفته ام صد در صد دروغ گفته است.او استوره من نبود اما هنوز هم کارهایش را با علاقه گوش می کنم.کارهای ایرج و شجریان راهم گوش می کنم.نسل موسیقی ما عوض شده است.دکتر اصفهانی هنوز خوب میخواند ولی نسل موسیقی،نسل مو سیخ سیخی شده است.این ها هستند که موسیقی این نسل را می سازند چون مخاطبان هم این شکلی شده اند.خیلی سخت است که آقای اصفهانی بتواند کارهایی بهتر از کارهای قبلی اش را بسازد.

 

کسی روی آهنگ های تو کاور خوانده است؟

تازگی ها چند نفر پیدا شده اند که دارند با اسم من کار منتشر می کنند.آن ها را نمی شناسم.خیلی هم خوب ادای من را در می آورند.من در گفتن بعضی حرف ها مثل ت و ق لحن خاصی دارم و در آن ها اغراق می کنم،بغض هایی که در گلویم شکل می گیرد،همه و همه را تقلید کرده اند و در اینترنت با عنوان آهنگ جدید احسان خواجه امیری منتشر کرده اند.اصلا فکر نمی کردم یک روز کسی بخواهد ادای من را بگیرد.سبک خواندن من یک کمی سخت است.ما خوانند های خوب بسیاری داریم اما نسبت به خواننده های پاپ دیگر کاور کردن اهنگ های من مشکل تر است.مثلا خواندن یک ترانه مثل قدم آخر برای خود من هم چالش بزرگی بود.چه برسد به کسی که بخواهد روی موسیقی اهنگ من کاور کند.

 

این سختی موسیقی تو به خاطر ارایه فیوژنی ازموسیقی سنتی و پاپ است؟

من اصلا خودم را محدود نمی کنم.موسیقی اصیل،ردیف هم کار کرده ام.تار،سه تار و یک عالمه ساز سنتی نواخته ام.اما یک ذهنیتی از خودم دارم که می دانم بیشتر به این نسل نزدیکم.ملودی جدید ساختن خیلی مشکل است.وقتی میخوام یک قطعه جدید بسازم،واقعا عذا میگیرم.می گویم چی بسازم که تا حالا نساخته باشم.چکار باید بکنم؟فقط می گویم خدایا نوکرتم یه کاریش بکن.هیچ کس حتی دکترای موسیقی هم نمی تواند در موسیقی ادعا کند من می خواهم یک کار کاملا جدید بسازم.می شود رنگ امیزی را متفاوت کرد اما بالاخره یک شباهتی با کار های قبلی خواهد داشت.

 

برای رهایی از این تکرار،آیا این فکر به سرت زده است که کلا ژانر را عوض کنی؟

خیلی دوست دارم،اما دوست احسان خواجه امیری را معرفی کنم که صرفا جدید نباشد.می خواهم کسی باشد که خودم به عنوان یک شهروند دوستش داشته باشم.شما می توانید هزار تا کار جدید بکنی اما مهم این است که با هنجارهای جامعه همخوانی داشته باشد و مردم ان را بپذیرند.آدم باید کاری را انجام دهد که پشتش فکر باشد.کمک خدا باشد.

 

انگار خیلی به لطف خدا در قضیه آهنگسازی اعتقاد داری؟

من در همه مصاحبه هایم این را گفته ام که لطف خدا را در این موضوع لمس کرده ام.یک دفعه یک احساسی در توبوجود می آید،یک ملودی شکل می گیرد ،انگار دست تو نیست،این ملودی به دلت می نشیند.

 

رضا صادقی تعریف می کرد سر آلبوم هشت یک نفر از مشهد به او زنگ زد و قطعه اش درباره اما رضا را ساخت.

من بودم.توی قطار مشهد بودم.قطار بلیت نداشت و با هزار پارتی بازی در کوپه خود رییس قطار نشسته بودم.یک هو دلم گرفت و یاد رضا افتادم و به او زنگ زدم.منظورم از لطف خدا صرفا درکارهای مذهبی نیست.در هر کاری شما نیاز داری که خدا برایت بسازد.یک چیزی به ذهنت میرسد که خودت تعجب میکنی.بدون استثنا سر تمام ترک های موسیقی ام این اتفاق افتاده است.

 

اینکه رسانه ای مثل تلوزیون در اختیار داری،باعث نمی شود خودت را مسئول بدانی که سلیقه موسیقی مخاطب عام را ارتقا دهی؟

من به تنهایی نمی توانم این کار را بکنم.هدفم این نیست که سطح موسیقی را بالا ببرم.برای همین به سمت تجربه های مختلفی می روم. را من هیچ چیز را برای خودم ممنوع نکردم.شاید به خاطر پیش زمینه ای که دارم سلیقه موسیقایی فاخرتری داشته باشم.من عاشق ساز سه تار هستم.هیچوقت نگفتم چون پسر فلانی هستم حتما باید ساز سنتی درکارهایم استفاده کنم.اما وقتی سه تار نوازی میثم مروزی را می شنوم واقعا خوشم می آید.خودم را محدود نکرده ام.

 

شما اصالت اصفهانی داری،برای موسیقی سریال در مسیر زاینده رود،دوست نداشتی به سمت دستگاه اصفهان یا ترانه های فلک اصفهانی بروی؟

روز اول این فکر به ذهنم رسید که چنین کاری بکنم.اما قضا و قدر من را به سمت دیگری برد.یک ملودی به ذهنم رسید،دوستش داشتم و رویش کار کردم که متاسفانه در دستگاه اصفهان نیست ولی در موسیقی متن حتما به این سمت حرکت خواهم کرد.چون خیلی از صحنه های فیلم در اصفهان اتقاق می افتد و موسیقی هم باید به آن صحنه ها بیاید.

 

شما هوش بصری بالا و همینطور لینک های زیادی در سینما و تلوزیون دارید،نمی خواهید وارد حوزه تصویر شوید؟

خیلی دوست دارم فیلم بسازم،اما به عنوان تهیه کننده.کار سینما خیلی تخصصی است و علم می خواهد.سینما را دوست دارم،فیلم زیاد می بینم.شاید در آینده رفتم و درس سینما هم خواندم چون خیلی به این مقوله علاقه دارم.اما به همین زودی وارد بحث تهیه کنندگی سینما خواهم شد.ایده هایی هم برای تولید فیلم دارم که به موقع سر وقتشان می روم.

 



 

نظرات 

 
0 #9 صبا 1391-01-12 12:07
لطفا بابک و آرام شما که خودتان از اواز هیچی سرتان نمی شود برای چی خودتان را الکی قاطی می کنید اصلا استاد ایرج را من نمی شناختم که اولین اهنگ استاد احسان را از تلویزیون شنیدم البته من این اهنگی که می گویم اولین اهنگ استاد احسان نبود چون من سنم کمتر از شماهاست و از استاد احسان 15 سال کوچکتر هستم اگر شما ادم های به اصطلاح روشن فکر خواندن بلد هستید چرا پا به عرصه ی موسیقی نمی گذارید تا ببینیم برای چه کسی مردم حتی تره هم خرد نمی کنند البته با شما هر چه حرف زد عین وقت تلف کردن است و این درست است که مردم از شعور بالایی برخوردار هستند وبرای همیناست که استاد احسان پر طرفدار ترین خواننده ی سال 90 انتخاب شد در هر حال استاد احسان خواجه امیری یدونه است دردونه است و فقط برای نمونه است شما ها هم می توانید بروید و کشکتان را بسابید 
 
 
0 #8 گمنام 1390-07-21 11:10
از نظر من آقاي خواجه اميري واقعا روي پاي خودشون وايستادن.

درسته كه پدرشون نقش زيادي در پيشرفت احسان داشتن ولي

تلاش هاو صداي خودشون بوده كه باعث پيشرفتشون شده
 
 
0 #7 sajad 1390-02-29 11:30
همه ادمهای موفق با مرور زمان پیشرفت میکنند ولی این اقا پسرفت میکنه
 
 
+1 #6 مهدی هنرمند 1389-10-30 21:23
خیلی وقت که طرفدار احسان خواجه امیری هستم. کارهاش رو در حد پرستش قبول دارم. به نظر من الان یک خواننده هست که واقعا خواننده هست... اون هم احسان خواجه امیری. ولی چیزی که نفهمیدم اینه که منظور نویسنده ی سایت چیه!!! می خواد این آقا رو بد جلوه بده!! هر کسی یه اخلاقی داره... با این حرف ها احسان از چشم کسی نمی افته... درسته که استاد ایرج خواننده بزرگیه ولی اون هم مثل خیلی های دیگه پیر شده و ممکنه فالش بخونه... برات آرزوی پیشرفت روز افزون دارم احسان خواجه امیری.
 
 
+2 #5 شبنم 1389-09-05 11:22
خواهشا انقدر تندروی نکنید.احسان ذاتا خواننده ست....
 
 
0 #4 آرام 1389-07-27 08:52
آقای خواجه امیری
شما از آواز چی می دونید؟ واقعا" آواز خوندن عربده کشیدن نیست....
و اگر شما پدرت خواننده نبود...هرگز نمی دونستی آوازی وجود داره و شاید الان هندونه فروش بودی....

ضمنا" شما خودت فالش میخونی... فالشی پدرتونو میگیرید؟
 
 
-1 #3 kiarash 1389-07-11 01:49
man ye kam ba babak movafegham ehsano besyar doost daram vali khoda vakili kheili bad gofte maa ke senemun ghad nemide vali pedaresh kheili khafan boode man ba ghesmati az sohbate agha babak mokhalefam vali ba ghesmate zati besyar movafegham fekr mikonam hade aghal seda ye bakhshe bozorgesh ersye mesle sedaye homayun k shabihe pedareshe vali dar kol karhash khoobe vali ey kash ye meghdar az pedaresh tarif mikard va enghadr bad nemigoft .
 
 
-3 #2 پدرام 1389-07-10 20:01
100% میدونه لازم نیست شما اینقدر مغرضانه برخورد کنی
خیلی ها مثه من وقتی صداشو شنیدن و تحسین کردن نمی دونستن که پدرش کی بوده
گیرم پدر تو هست فاضل!
از فضل پدر تورا چه حاصل؟
ایشونم هم نقاط ضعفی دارن
اما کارشون جای تقدیر و تشکر داره
 
 
+5 #1 بابک 1389-07-09 16:45
مثل اینکه فراموش کردی که هرچی داری از شهرت و اسم پدرت داری . اولین موضوع مهم در هر زمینه ای ظرفیت است که متأسفانه تو فاقد آن هستی . چون هنر و صدای تو نبود که تورا معرفی کرد این را بدان که اگر پسر ایرج خواننده نبودی کسی برای تو و صدای تو تره هم خرد نمی کرد . پس قدر هنر و استعداد ذاتی و حق استادی پدر خود را بدان و متوجه باش که مردم از شعور بالایی برخوردارند و خوب و بد را بخوبی می فهمند.
 

اضافه کردن نظر

آخرین اخبار

نویسنده :admin
نوشته شده در 11 ارديبهشت 1391
در آستانهٔ‌ برگزاری دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی کنسروتوار تهران برگزار می‌کند: گفتگوی هنرمندان با مهندس محمدرضا باهنر موضوع: هنر و راهبرد...
نویسنده :admin
نوشته شده در 24 فروردين 1391
فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان گیلکی و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک استان گیلان، روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه درگذشت. آقای پوررضا که حدود یک...
نویسنده :شقایق الله وردی
نوشته شده در 07 فروردين 1391
آلبوم موسیقی «بیست شهریور» با صدای علی شوکت منتشر و راهی بازار موسیقی شد.لازم به ذکر است سبک این آلبوم لاو-راک است. «من و تو»، «اولین نگاه»، «خورشید و...
نویسنده :شقایق الله وردی
نوشته شده در 24 اسفند 1390
البوم "این روزها" با صدای "فراز جدید" و موسیقی نیکان منتشر شد. این آلبوم شامل 9 ترک است به نام های 1- اشتباه از من بود ترانه ی بابک صحرایی ، 2- خاکستر...

اخبار موسیقی اصیل ایرانی

فریدون پوررضا درگذشت
Administrator - پنجشنبه, 24 فروردين 1391

فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان گیلکی و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک استان گیلان، روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه درگذشت. آقای...

روش ارشاد در گزینش هنرمندان را نمی‌پسندم
ایلنا - سه شنبه, 11 بهمن 1390

گزینش‌هایی که از هنرمندان می‌شود بهتر است بیشتر از هر چیز دیگری به مسائل هنری و تخصصی اختصاص داشته باشد. ارسلان کامکار، آهنگساز و م...

لندن و بلژيك ميزبان سالار عقيلی
ایلنا - چهارشنبه, 30 آذر 1390

سالار عقيلي كه به تازگي با اركستر ملي مهرنوازان به صحنه رفته است، خود را آماده مي‌كند تا در لندن و بلژيك براي اجراي اركستري متشكل ا...

گفتگو

دیگر رسانه ها