مجله موسیقی پرشیا

صفحه اول ایرانی نقد و بررسی ما را از اين وضعيت چراغ خاموش درآوريد
+ 0
+ 0

ما را از اين وضعيت چراغ خاموش درآوريد

پست الکترونیکی چاپ PDF

چندي پيش، سالن کنفرانس وزارت ارشاد ميزبان تعدادي از هنرمندان و دست اندرکاران عرصه موسيقي کشور بود. حضور بيش از 10 فعال عرصه موسيقي - که اغلب شان در حوزه موسيقي پاپ فعاليت مي کنند- در وزارت ارشاد با هدف ديدار با سيدمحمد حسيني وزير جديد و در ميان گذاشتن مشکلات زياد و البته عجيب و غريب موسيقي در ايران انجام شد.

وزير جديد که مدتي پيش و در برنامه دو قدم مانده به صبح از گوش کردن به موسيقي در اتومبيلش سخن گفته بود، اين بار تمايلش به حل مشکلات موسيقي را با برپايي اين جلسه در آغازين روزهاي وزارتش نشان داد. بسياري از اهالي موسيقي حاضر در اين جلسه هم متناسب با موقعيت شان در جامعه موسيقي بيشتر مسائل کلان را مطرح کردند و البته يکي دو نفر هم فرصت را براي به زبان آوردن مشکلات شخصي شان مناسب ديدند. وزير ابتدا از حاضران خواست نظرات شان را بدون پرده پوشي و ملاحظات مرسوم بيان کنند و خود نيز در اين مدت مشغول نت برداري از صحبت هاي حاضران بود. سپس خود وزير در سخنان مهمي، افق مثبتي را مقابل جامعه هنري و البته در حوزه موسيقي ترسيم کرد که اگر اين وعده ها محقق شوند، بي شک اوضاع جامعه هنري در سال هاي پيش رو با دوره گذشته بسيار متفاوت خواهد بود.

 

محسن رجب پور مدير شرکت ترانه شرقي

يکي از بزرگ ترين مشکلات جامعه موسيقي ما اين است که مديران سطوح بالاي کشور، آشنايي کاملي با گونه هاي مختلف موسيقي از نظر مجاز يا غيرقانوني ندارند. عموماً نظراتي که ارائه و فراميني که صادر مي شود، بسيار کلي است. مثلاً يک نمونه موسيقي غيرمجاز را براي عالمي پخش مي کنند و نظر ايشان را درباره آن موسيقي به ساير رشته ها و گونه هاي موسيقي هم تعميم مي دهند. نمونه هاي بسياري بوده که نظر و دستور مسوولان کميته فرهنگي مجلس را درباره يک نمونه غيرمجاز به بسياري از قطعاتي که مجوز وزارت ارشاد را هم دارند، تعميم داده اند. همه کساني که امروز در اين جلسه حضور دارند، از روز اول به صورت مجاز و کاملاً قانوني در عرصه موسيقي فعاليت کرده اند، اما برخي از همين دوستان به دليل برخي از حساسيت ها تاکنون موفق نشده اند کنسرتي داشته باشند. حساسيت ها را خود شما بهتر مي دانيد.

خواهش من اين است که ما را از اين وضعيت چراغ خاموش در آوريد. مساله ديگر موسيقي ما اين است که مديران رده هاي مياني، جسارت کافي براي تصميم گيري درباره مسائل موسيقي را ندارند. خواهش من اين است که يا به مديران تان جسارت تزريق کنيد يا مدير جسور انتخاب کنيد. به جاي اينکه ما را تنبيه کنند، داراي تز باشند و موسيقي و جامعه موسيقي را بشناسند. بدانند که موسيقي سرجايش نمي ايستد. حتي اگر در موسيقي را ببنديد، موسيقي وارد منزل خودتان هم خواهد شد. مديري را مي شناسم که پنج سال پيش، اجازه برگزاري يک کنسرت را به ما نمي داد، اما فرزند همان مدير براي گرفتن بليت کنسرت، ما را بيچاره کرده بود. مساله ديگر ما اين است که مديران بخش هاي ديگر مثلاً استان هاي ديگر، شخصاً دستور مي دهند که فلان قطعه را نبايد اجرا کنيد؛ آن هم قطعه يي که مجوز ارشاد را دريافت کرده. خواهش مي کنم اين شأن را به وزارت ارشاد برگردانيد. هيچ کس نبايد حق داشته باشد در محتوايي که وزارت ارشاد تاييد کرده، دخل و تصرف کند. بحث ديگرم به خصوصي سازي برمي گردد که جزء سياست هاي کلي کشور است. موسيقي از ابتدا خصوصي بوده و هيچ سوبسيدي هم به آن تعلق نگرفته است. اما اين بخش در حال فلج شدن است. به واسطه گسترش اينترنت و ارزان شدن تکنولوژي توليد موسيقي، آثارمان خيلي زود به اينترنت راه مي يابد. وقتي که مردم آثار يک هنرمند را نخرند، سرمايه شرکت ها بازنمي گردد و دو آسيب بزرگ در راه خواهد بود؛ توليدات، کيفيت شان را از دست خواهند داد و همچنين تعداد آثار توليدي هم به شدت کم خواهد شد. اين همه تيزر درباره صرفه جويي در مصرف آب و برق ساخته و پخش مي شود، اما تا امروز يک تيزر فرهنگي نديده ايم که افراد جامعه را به کپي نکردن آثار فرهنگي تشويق کند.

 

عليرضا افتخاري

هنرمند را بايد به حال خودش گذاشت. از او ايراد نگرفت. هنرمند طبق روال هويت هاي احساسي و عاطفي حرکت مي کند. هنرمند، مظلوم و معصوم است. طي سال هاي گذشته با هنرمندان از لحاظ مسائل روانشناختي خيلي ضعيف عمل شده است. اوايل انقلاب، افتخاري عزيز است و سفرها پيش مي آيد تا موسيقي کشور در جهان اشاعه پيدا کند، اما چند سال بعد اوضاع 180 درجه تغيير مي کند. وقتي موسيقيدان ما خانه نشين مي شود و کار خوبي نمي سازد، افتخاري هم مجبور مي شود کارهاي ضعيف تر اجرا کند. اهالي موسيقي همه چيزشان را در طبق اخلاص گذاشته اند و به ميدان هنر آمده اند. شايد مي توانستند به بازار بروند و شغل هاي مختلف داشته باشند اما بر دل متمرکزند. اين است که هنرمند را نمي توان زود شناخت. اميدوارم حضرت عالي به بچه هاي موسيقي نيرو و انرژي بدهيد و هنرمند را در خود هنرمند پيدا کنيد. نبايد ماده و تبصره آورد که موسيقي اين گونه باشد و آن گونه نباشد. موسيقي در هر مقطعي از زمان بايد حرف خودش را بزند. اگر مردم ناراحت اند، موسيقي خيلي خوب مي تواند آرام شان کند. اما آقاي ... که همکلاسي من بوده، دوست ندارد مجوزش را امضا کند. اما مسوول بايد براي اين کار دکترين داشته باشد، جامعه را هم بشناسد. امروز موسيقي مي تواند دل مردم را شاد کند. مردم ايران را دير مي توان خنداند.

 

خشايار اعتمادي

پتانسيل و کاريزماي موسيقي را هيچ يک از هنرهاي ديگر ندارند. اگر يک مصيبت اجتماعي مثل زلزله بم رخ مي دهد، تا سينما بخواهد آن را به تصوير بکشد يا کتابي درباره آن نوشته شود، زمان زيادي مي گذرد. اما موسيقي خيلي سريع وارد عمل مي شود و التيامي بر زخم هاي يک جامعه مي گذارد. موسيقي بنا به اقتضاي نياز جامعه به شکل معاصر نظير موسيقي پاپ مطرح شده. مي بينيد که انواع شبکه هاي ماهواره يي براي جذب مخاطب، ابتدا به ساکن بخش عمده يي از حجم برنامه هايشان را به موسيقي اختصاص مي دهند. موسيقي خيلي سريع با مردم دوست مي شود. اما مي بينيم موسيقي با اين پتانسيل در کشور ما مهجور واقع مانده. بخشي از مشکلات موسيقي به مديريت بازمي گردد، بخشي از آن به مخاطب، بخشي از آن به بازار و بخش ديگري هم به خود خانواده موسيقي. به عقيده من در بحث مديريت، بايد حمايت و هدايت نسبت به مميزي در اولويت قرار بگيرد. موسيقي غيرمجاز در شرايطي به وجود مي آيد که تعامل و حمايت و هدايت جايش را به نگاه اخم آلود مي دهد. امروز دوستان ما که خدمت شما رسيده اند، هيچ گاه از فعاليت هاي قانوني سر باز نزده اند و شايد به همين دليل هم بعضاً پشت در مانده اند. اما کساني که نگاه مديريت را دور زده اند، به راحتي کار توليد مي کنند و در دسترس عموم قرار مي دهند و خيلي زود هم با مردم دوست مي شوند.

 

محمدحسين خزعلي

ابتدا گلايه يي مطرح مي کنم که هرجا صحبت از هنر و هنرمند مي شود، سينماگران مطرح مي شوند و به موسيقي اهميتي داده نمي شود. اما مي خواهم درباره نحوه ارائه مجوز به هنرمندان موسيقي صحبت کنم. ظاهراً اين مساله در حال تبديل شدن به يک عرف است که مجوزهاي مديران پيشين نيازمند صدور دوباره مجوز از سوي مديران جانشين است. بحث ديگر هم به ممنوعيت ها بازمي گردد. آيا بحث هاي فراقانوني هم در ممنوع الفعاليت شدن هنرمندان موسيقي دخيل است؟ چگونه کار بعضي از افرادي که در ليست ممنوع الفعاليت ها هستند، بيرون مي آيد؟ اساساً آيا بحث ممنوعيت ها لازم است؟ يکي از دلايلي که براي ممنوعيت اعلام مي شود، پخش کليپ از شبکه هاي ماهواره يي است. بالاخره يک کار مجوز ارشاد را اخذ کرده. چرا نبايد کساني که خارج از ايران هستند، اين کارها را ببينند و بشنوند؟ آيا مشکل بايد اين باشد که کار غيرمجاز آن سوي آبي ها به داخل کشور نيايد يا اينکه بايد جلوي پخش آثار مجاز داخلي در خارج از کشور گرفته شود؟ يک پيشنهاد هم دارم. مي گويند ماهواره بد است و هنرمندان نبايد با ماهواره ها همکاري کنند. تلويزيون خودمان هم که عموم آثاري را که از ارشاد مجوز دارد، بنا به دلايلي مثل عمومي و پربيننده بودن تلويزيون در تمام نقاط کشور پخش نمي کند. چرا خود ارشاد رسانه يي را براي ديده شدن هنرمندان ديگر که مجاز و قانوني اند، فراهم نمي آورد؟ آيا اين هنرمندان هم بروند زيرزميني شوند و اينترنتي کار کنند؟

 

علي تفرشي

افلاطون مي گويد هر تمدن و فرهنگي را که مي خواهي بشناسي، موسيقي آن جامعه را گوش کن. مساله يي که امروز از نگاه ما دور مانده. با توجه به تاثير فوق العاده موسيقي مي توان اهداف فرهنگي، اجتماعي و سياسي مان را به جامعه تزريق کرد. از سويي ما به موسيقي علمي و آکادميک و صحيح کم پرداخته ايم. ژانر موسيقي فرقي نمي کند. امروز موسيقي يک علم است. فن هم هست. نگاه مديران ما عموماً اين بوده که موسيقي يک سرگرمي است. اجرا شدن يا نشدن يک کنسرت، انتشار يا عدم انتشار يک آلبوم چندان تفاوتي در نگاه مديران ما ندارد. تنها راه مبارزه با موسيقي زيرزميني اين است که از توليد موسيقي علمي و جدي و فاخر حمايت شود تا به گوش مخاطب برسد. ما در اين مدت به جامعه، موسيقي خوب نداده ايم.

 

مجتبي کبيري

مدتي پيش شرکت هاي زيادي بودند که از هنرمندان موسيقي حمايت مي کردند، اما امروز اين حمايت ها از بين رفته است. چون نگرانند. مثلاً بيلبوردي که با حضور يکي از خوانندگاني که در همين جمع هم حضور دارد، پس از مدتي پايين کشيده مي شود. چون بخشي از ترانه يي که خوانده، رويش نوشته شده است. مورد ديگر روند اجرايي در گرفتن مجوز کنسرت هاست. تهيه کننده، زماني حدود دو ماه براي تبليغات در اختيار دارد اما اجازه تبليغات داده نمي شود تا اينکه همه مجوزها دريافت شود. حدود يک ماه و نيم طول مي کشد تا مجوزها صادر شوند و حدود دو هفته براي تبليغات باقي مي ماند. ضمناً در برخي از شهرها اجازه کنسرت پاپ داده نمي شود. استادان موسيقي سنتي جايگاه ويژه يي دارند اما چرا نبايد در شهرهاي مختلف کشور مثل شيراز موسيقي پاپ برگزار شود.

 

احسان خواجه اميري

بزرگ ترين مشکلي که در بخش موسيقي داريم اين است که به مديران اين بخش اطلاعات درست منتقل نمي شود. به دليل تصميم گيري هاي اشتباهي که شده، ذائقه مردم تغيير کرده و جبران اين موضوع خيلي سخت است. مثلاً براي اينکه به موسيقي سنتي اهميت بيشتري بدهند، تهيه کننده را مجبور مي کنند در سال 10 شب موسيقي سنتي بگذارد و 10 شب موسيقي پاپ. يا اينکه فقط اجازه برگزاري دو شب کنسرت صادر مي شود که اصلاً نمي تواند حتي هزينه هاي اجرا را پوشش دهد. هزينه هاي پيش توليد، تمرين، استوديو و... را نمي توان با برگزاري دو شب کنسرت برگرداند. در بخش کارشناسي ارشاد هم مشکل داريم. استادي با سابقه 50ساله که آثار ما را ارزشيابي مي کند، سال ها قبل با سخت افزارهايي کار کرده که با نرم افزارهاي امروز بسيار متفاوت اند. اين استادان اهل تفکرند و سليقه خاص خود را در آثار دخالت مي دهند.

 

حميد خندان

مي دانيم همه بحث هاي مربوط به موسيقي صرفاً به ارشاد بازنمي گردد. در نتيجه توقعات ما از شما بايد متناسب با شرايط ارشاد باشد. تلويزيون هم همين طور است. ما به عنوان جامعه موسيقي، شرايط را درک مي کنيم و دوست داريم کنارتان باشيم. به نظر مي رسد ارشاد مي تواند مثل ساير رشته هاي هنري به موسيقي هم تسهيلاتي ارائه کند. وام داده شود، درباره تبليغات رسانه يي، تخفيفاتي داده شود، در بخش کنسرت ها هم مي تواند تعاملي ميان شما و ارگان هاي ديگر که سالن را در اختيار گروه هاي موسيقي قرار مي دهند، برقرار شود. بحث ممنوعيت ها هم هست. چهار سال پيش شعري از شاعري گرفته شده، هزينه اش هم پرداخت شده، همه مجوزهاي لازم و شماره کتابخانه ملي هم آمده و بعد خبر مي رسد شاعر به تازگي ممنوع الفعاليت شده و بايد اين ترانه حذف شود.

 

قاسم افشار

در ماه مبارک رمضان ديدار هنرمندان با رهبر معظم انقلاب برگزار شد که من و چند تن ديگر از دوستان به نمايندگي اهالي موسيقي در اين ديدار حضور داشتيم. نمايندگاني از تمام رشته هاي هنري در اين جلسه صحبت کردند، اما فرصتي به نماينده جامعه موسيقي نرسيد. سال ها قبل دو نفر از نمايندگان جامعه موسيقي توانستند در جلسه هنرمندان در حضور رهبر معظم انقلاب صحبت کنند؛ آقاي شهبازيان و رهبر ارکستر سمفونيک. ولي اين بار اين امکان ميسر نشد. مساله ديگر اين است که موسيقي ما رسانه يي براي ارائه ندارد. غيرمجازها به راحتي آثار خود را ارائه مي کنند اما دوستاني که به صورت قانوني فعاليت مي کنند، از اين امکان بي بهره اند. خيلي از کساني که در اين جلسه اند، از جمله خود من امکان رفتن به خارج از کشور را داريم اما چون اين آب و خاک را دوست داريم، نمي توانيم اين درخواست ها را بپذيريم.

 

بنيامين بهادري

واقعيت اين است که رشد شرکت هاي موسيقي مي تواند باعث پيشرفت موسيقي ما شود. ميان آنچه در ذهن مسوولان ما درباره موسيقي فاخر و شنيدني و جذاب هست با آنچه مخاطب عام به عنوان موسيقي شنيدني و جذاب مي شناسد، شکاف عميقي وجود دارد. شرکت هاي خصوصي مي توانند اين شکاف را پر کنند. چون از يک طرف با وزارتخانه در ارتباطند و از سوي ديگر بايد سليقه مردم را در نظر بگيرند و بشناسند. ضمن آنکه بخشي از مميزي هاي مرسوم در نوع موسيقي که ما در آن فعاليت مي کنيم، در خود همين شرکت ها اتفاق مي افتد و در اين صورت پتانسيل وزارتخانه به سمت نظارت بر عملکرد اين شرکت ها سوق پيدا مي کند. اما نکته يي که به عنوان يک مشکل با آن روبه رو هستيم، اين است که به ما مي گويند عاشقانه نخوانيد. در صورتي که اين يکي از مسائل جامعه جوان ماست. ضمناً از آقاي کبيري هم ممنونم که مساله بيلبورد را مطرح کردند. من بنيامين بهادري را قبل از انتشار آلبومم کسي يا شرکتي نمي شناخته که امکاناتي در اختيارم قرار دهد و بيلبوردهايي با چهره من را در نقاط مختلف شهر نصب کند. ما با مجوز مهر آبي ارشاد با شرکتي قرارداد بستيم که اين شرکت هم چند برابر اين قرارداد، برنامه تبليغاتي اش را بر اساس بيلبورد تغيير داد. بعد از چند روز از نصب، بيلبوردها يکي يکي پايين مي آيند، آن هم با دستور شخصي. چرا مي توان از چهره هنرمندان خارجي روي بيلبورد استفاده کرد اما هنرمندان داخلي حق رفتن روي بيلبورد را ندارند. آنتونيو باندراس، جرج کلوني و به تازگي جومونگ هم روي بيلبوردها رفته اند اما ايراني ها نمي توانند از اين موقعيت بهره مند شوند.

 

سيدمحمد حسيني

حداقل فايده اين جلسه اين بود که با ديدگاه هاي دوستان آشنا شويم. البته از اين مرحله فراتر خواهد رفت و روي بعضي مسائل بيشتر کار، بررسي و پيگيري خواهد شد تا به شرايط بهتري دست پيدا کنيم. ابتدا يکي دو خبر را مطرح مي کنم که نشان مي دهد نبايد فضا را تيره و تار ديد. اولاً مقام معظم رهبري شخصاً مباحث مربوط به موسيقي را مدتي است در درس خارج خود آغاز کرده اند. خود آقا با عنايت، اشراف و آشنايي که به موضوعات دارند، اين مساله را موردنظر قرار داده اند. گروه هايي هم تشکيل شده اند تا مصاديق و موارد را مشخص کنند. اميدواريم به زودي اين ديدگاه ها را به صورت مکتوب در اختيار داشته باشيم و از آنها استفاده کنيم تا چراغ راه ما در مباحث و موازين شرعي اين عرصه باشد. ان شاءالله در ديداري که به زودي با ايشان داريم، اين مباحث را مطرح خواهيم کرد. نکته بعدي اين است که دولت دهم با توجه به تجربه يي که اندوخته، رويکرد بهتري نسبت به مسائل فرهنگي و هنري دارد. نمونه هايش را هم در اين مدت ديده ايم. شخص رئيس جمهور از سمفوني مقاومت ديدار کردند. در جلسه يي که چند شب پيش خدمت آقاي افتخاري بوديم، معاون اول رئيس جمهور حضور پيدا کردند. در شيراز براي اولين بار، رئيس جمهور در بزرگداشت حافظ شرکت کردند. چهار سال قبل هم اين مراسم برگزار شده بود اما رئيس جمهور در آن حضور نداشت. اولين سفر فرهنگي ايشان هم بسيار مهم بود. در انتخاب استانداران هم مي بينيم رويکرد عوض شده است. قبلاً نگاه اين بود که عمدتاً مهندس عمران باشند تا فعاليت هاي عمراني کشور را سروسامان دهند، اما امروز به مسائل فرهنگي هم در انتخاب مسوولان عنايت ويژه يي شده است. لذا فرصت مغتنمي است براي ما تا بتوانيم اعتبارات را جذب کنيم و با دستگاه هاي مختلف تعامل مثبتي برقرار کنيم. امروز در احکام برنامه پنجم که به تصويب دولت رسيده است، حکمي داريم که دستگاه هاي اجرايي وزارتخانه ها موظف اند اعتباري را براي مباحث فرهنگي و هنري اختصاص دهند. اعتقاد ما اين بوده که بايد با مديران مختلف تعامل داشته باشيم. يکي از معيارهاي انتخاب مديران هم همين مساله تعامل با ديگران است. بنابراين تلاش ما اين است که مديران مجموعه معاونت هنري و از جمله بخش موسيقي، چنين روحيه يي داشته باشند. برنامه ريزي ديگر ما اين است که بيش از گذشته، عناصر متعهد و هنرمندان ما در خارج از کشور حضور داشته باشند. هنر بهترين ابزار است براي جذب ايراني هاي خارج از کشور و حتي غيرايراني ها. لذا ما بايد در اين زمينه ها کار کنيم. مثلاً دکتر ايوبي که مسووليت موسسه فرهنگي اکو را پذيرفته اند، خود رايزن فرهنگي بوده اند و با اکثر هنرمندان و موزيسين ها آشنا هستند. مقرر شده که در 10 کشور عضو اکو فعاليت هاي هنري زيادي را ساماندهي کنيم. مدير بايد تحرک داشته باشد و جسارت. اگر بخواهد به وضع موجود اکتفا کند، هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. اگر در سطح مديران اين تحرک ايجاد شد، مي توان به بدنه ارشاد رسيد و قضاوت کرد در اين بخش ها کار کند انجام مي شود. در بخش هاي مختلف مثل کتاب، سينما و... گلايه مي شود که کارها کند انجام مي شوند. اين مساله نشان مي دهد که پاسخگويي لازم وجود ندارد. البته با توجه به سيستم بوروکراسي کشور کار دشواري است اما بايد حتماً وضعيت سامان داده شود. مساله ديگر اين است که خود دوستان هم همکاري کنند و واقعيت ها از زبان خود دوستان به مسوولان کشور يا اعضاي کميته فرهنگي مجلس منتقل شود تا از جزييات مسائل آگاه شوند و ارزيابي واقع بينانه يي داشته باشند. آنها بايد بدانند اوضاع جامعه چگونه است و اگر مثلاً موسيقي درست و مناسب ترويج نشود، چه اتفاقاتي در کشور خواهد افتاد. از سوي ديگر سعي مي کنيم کارشناسان جوان، آزموده و به روز را به دستگاه ها تزريق کنيم. بحث صادر نشدن اجازه برگزاري کنسرت در برخي شهرها مطرح شد که يک واقعيت است. اين مساله وظيفه ماست که آن را با شوراهاي مختلف مطرح کنيم. البته بايد ما هم مراعات کنيم چون شرايط شهري مثل قم با شهرهاي ديگر فرق مي کند.

 

مجيد رئوفي

"اعتماد"



 

اضافه کردن نظر

آخرین اخبار

نویسنده :admin
نوشته شده در 11 ارديبهشت 1391
در آستانهٔ‌ برگزاری دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی کنسروتوار تهران برگزار می‌کند: گفتگوی هنرمندان با مهندس محمدرضا باهنر موضوع: هنر و راهبرد...
نویسنده :admin
نوشته شده در 24 فروردين 1391
فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان گیلکی و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک استان گیلان، روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه درگذشت. آقای پوررضا که حدود یک...
نویسنده :شقایق الله وردی
نوشته شده در 07 فروردين 1391
آلبوم موسیقی «بیست شهریور» با صدای علی شوکت منتشر و راهی بازار موسیقی شد.لازم به ذکر است سبک این آلبوم لاو-راک است. «من و تو»، «اولین نگاه»، «خورشید و...
نویسنده :شقایق الله وردی
نوشته شده در 24 اسفند 1390
البوم "این روزها" با صدای "فراز جدید" و موسیقی نیکان منتشر شد. این آلبوم شامل 9 ترک است به نام های 1- اشتباه از من بود ترانه ی بابک صحرایی ، 2- خاکستر...

اخبار موسیقی اصیل ایرانی

فریدون پوررضا درگذشت
Administrator - پنجشنبه, 24 فروردين 1391

فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان گیلکی و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک استان گیلان، روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه درگذشت. آقای...

روش ارشاد در گزینش هنرمندان را نمی‌پسندم
ایلنا - سه شنبه, 11 بهمن 1390

گزینش‌هایی که از هنرمندان می‌شود بهتر است بیشتر از هر چیز دیگری به مسائل هنری و تخصصی اختصاص داشته باشد. ارسلان کامکار، آهنگساز و م...

لندن و بلژيك ميزبان سالار عقيلی
ایلنا - چهارشنبه, 30 آذر 1390

سالار عقيلي كه به تازگي با اركستر ملي مهرنوازان به صحنه رفته است، خود را آماده مي‌كند تا در لندن و بلژيك براي اجراي اركستري متشكل ا...

گفتگو

دیگر رسانه ها