
پرشیامگ - سپهر قادری - یکی از مهمترین مباحثی که امروزه باید به آن توجه کرد ، استفاده از صداهای شبیه سازی شده ساز بجای استفاده از همان ساز و نوازنده آن است.
ممکن است خیلی وقت ها برای شما سوال باشد که آیا صدای سازی که در موسیقی متن ترانه ها شنیده می شود ، آیا واقعا صدای همان ساز زنده است (یا بعبارتی آیا نوازنده در استودیو ، صدای ساز خود را ضبط کرده؟)
در موسیقی عامه پسند فعلی ، صداهای زیادی شنیده می شود که برای بار اول گوش دادن ، با صدای سازهای زنده تفاوت چندانی ندارد. در موسیقی عامه پسند ایرانی ، ما همواره صداهایی از قبیل صدای گیتار ، پیانو ، تار ، عود ، ویلن ، ویلنسل ، کمانچه ، ستار ، دف ، تنبک ، تبلا ، پرکاشن ، آکاردئون ، قیچک ، قیچک باس ، گیتارالکترونیک ، سنتور ، کاخن ، بانجو ، ماندولین و سازهای دیگر را می شنویم. اما همیشه فکر می کنیم که نوازنده ای آن را نواخته در حالی که این در بعضی موارد فقط یک خیال است.
از سال 2000 میلادی و با توجه به پیشرفت موسیقی و ریتم های الکترونیک و techno rhythm ، یکی از مواردی که همواره ذهن موزیسین ها را به خود مشغول کرده بود ، تلفیق موسیقی با کامپیوتر بود. از آنجایی که نیاز ، مادر اختراع است ، موزیسین ها تصمیم به ساخت برنامه و نرم افزارهایی گرفتند که بتواند نیاز آنها را برطرف کرده و به قولی شکلی نو به موسیقی دهد. مبدا این تغییرات قطعا اروپا و آمریکا بود. به خصوص آمریکا که به خاطر داشتن وسعت سلیقه در بین اقشار جامعه ، بیشتر پذیرای اینگونه تغییرات و تحولات بود. یکی از مهم ترین و اساسی ترین مسائلی که همواره ذهن نوازندگان و تنظیم کنندگان و سرمایه گذاران را به خود مشغول کرده بود ، هزینه بالای استودیوها بود. شاید خیلی ها اطلاع نداشته باشند که نرخ استفاده از امکانات یک استودیو ، براساس ساعت و میزان استفاده از تشکیلات است. درنتیجه ضبط صدای یک ساز هرچقدر هم که کم و کوتاه مدت باشد ، چون نیازمند دقت ، ظرافت و نواختن درست است ، باید در چند مرتبه صورت گیرد و این خود هزینه سرسام آوری را در پی خواهد داشت. پس برای رفع این مساله ، برنامه سازان و متخصصان اقدام به ساخت برنامه ها و نرم افزارهای مربوط به صداسازی کردند. از خصوصیت های مهم این برنامه ها ، تسریع در انجام ضبط موسیقی و درنتیجه پایین آمدن هزینه ها بود. با درنظر گرفتن فواید این برنامه ها ، شرکت های مختلفی اقدام به ساخت اینگونه برنامه ها کردند و درنهایت کار به جایی رسید که این برنامه ها در ویترین تمام مغازه های فروش محصولات رایانه ای دیده میشد و به راحتی در اختیار عموم قرار می گرفت و قطعا یکی از دلایل ساخت استودیوهای خانگی ، همین مساله وجود بی دردسر برنامه های آهنگسازی و صداسازی بود. (تقریبا از سال 1997 میلادی بود که در تمام نقاط دنیا از جمله اروپا و آمریکا ، استودیوهای خانگی ساخته شد و تعداد زیادی از خواننده ها و آهنگسازان ترجیح دادند که مراحل ضبط آلبوم موسیقی خود را در یکی از طبقات خانه خود انجام دهند)
درنتیجه همه چیز روز به روز راحت تر و بی دردسرتر شد...
اکنون که در سال 2010 به سر می بریم ، شاهد این هستیم که اکثر موسیقی هایی که از خواننده های مختلف در سراسر دنیا منتشر می شود ، چیزی جز ریتم ها و ملودی های کامپیوتری نیست و این نمی تواند سرانجام خوبی داشته باشد. البته وجود موسیقی های دستگاهی و دوره ای مانند موسیقی سنتی و مدرن فلامنکو ، موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی کلاسیک ، می تواند تا حدودی فرق این دو نوع موسیقی را نشان دهد. قطعا موسیقی هایی که در ساختار آنها از ساز زنده استفاده شده باشد ، تاثیرات مطلوبی بر ذهن و روح و روان انسان دارد. همچنین یکی از دلایل ماندگاری آثار گذشتگان ، همانا استفاده از سازهای زنده بود.
متاسفانه تلفیق موسیقی و کامپیوتر در نهایت به جایی ختم شد که موسیقی کامپیوتری ساخته شده بدست موزیسین ها ، کم کم جای موسیقی فول آکوستیک و هیبرید (نیمه آکوستیک) را گرفت و به قدری همه گیر شد که درنهایت اکثر منتقدان موسیقی به دنبال افرادی می گشتند که توانایی تنظیمات آکوستیک را داشته باشند. در مطلبی که برای شما آماده کردیم ، از تنی چند از دوستانی که خود در استفاده از این برنامه ها و نرم افزارها مهارت داشتند ، کمک گرفتیم تا بتوانیم به نحو احسن نیاز شما عزیزان را رفع کنیم. قبل از اینکه مطلب زیر را بخوانید لازم است چند موضوع را متذکر شویم.
1: تعریف موسیقی فول آکوستیک : موسیقی Full Accostic به آن دسته از موسیقی ها گفته می شود که در ساختار آهنگ فقط و فقط از سازهای زنده استفاده شده باشد و موسیقی و ریتم های کامپیوتری در ساختار آن دخالتی نداشته باشند. مثل قطعات اجرا شده در دستگاه های موسیقی فلامنکو و دستگاه های موسیقی اصیل ایرانی و تعدادی از آهنگهای موسیقی عامه پسند ایرانی (موسیقی پاپ)
2: در خلال مطلب زیر قطعا الفاظی به زبان انگلیسی می بینید. این الفاظ صرفا نام برنامه و نرم افزار مربوط به کار است. تعدادی از این برنامه ها امروزه با روی کار آمدن برنامه های جدید ، منسوخ شده و جای خود را به برنامه های جدیدتر و کاملتر داده اند. لذا هدف از بردن نام آنها ، آشنایی با تعدادی از این برنامه ها است.
3: لازم دانستم قبل از خواندن مطلب زیر ، تعریفی ساده داشته باشم از واژه SAMPLE. همانطور که می دانید این واژه از نظر لغوی به معنای ((نمونه ، مثال ، مشابه)) است. از نظر کاربردی به این معناست که با استفاده از برنامه های خاصی که برای تهیه و تدوین شبیه سازی صدای سازها ساخته شده ، ملودی هایی تهیه کنند از جنس صدای ساز ولی با این تفاوت که کاملا کامپیوتری باشد.
همانطور که قبلا گفتیم در ده-دوازده سال اخیر، استفاده از سینتی سایزر و Sample در موسیقی جایگاه خاصی پیدا کرد. به طوری که خیلی از هنرمندان بدون استفاده از آنها عملا معلول و ناتوان بودند. برنامه های زیادی برای استفاده آنها ساخته شد. شاید یکی از مهمترین آنها برنامه ای باشد که فرمت MIDI داشت. علت ظهور اين خانواده از نرم افزارها اين است که فرمت MIDI در اصل براي تامين نياز آهنگسازان در اجراي نتهاي موسيقي توسط کامپيوتر و سازهای الکترونيک معرفي شد. اما فرقش با سینتی سایزرها در این است که سینتی سایزر داراي بانک هاي صوتي TOCAR از صداي ضبط شده برخي آلات موسيقي هستند. ديگر مشتري اصلي فرمت MIDI يعني کامپيوترهاي شخصي به شدت در تامين اين نياز ناتوان است و نت هاي موسيقي که توسط سيستم MIDI کارت هاي صوتي معمولي کامپيوترها اجرا مي شود به طور محسوسي بدصدا و غيرقابل قبول هستند. از سالها پيش براي رفع اين مشکل نرم افزارهاي Sampler يا نمونه بردار معرفي شدند تا آهنگسازان بتوانند صدای آلات موسيقي دلخواه خود را خودشان نمونه برداري کنند و سپس توسط فناوري MIDI بنوازند و به اين ترتيب از پرداختن هزينه اجراي قطعات موسيقي به نوازندگان بينياز شوند. البته هنوز هم هيچ چيز جاي کيفيت و حسي را که يک قطعه اجرا شده توسط يک نوازنده چيره دست دارد را نميگيرد ولي به هرحال امروزه تکنولوژي Sampling تا حد قابل قبولي توانسته است صداي آلات موسيقي و ارکسترهاي گوناگون کلاسيک ، راک ، جاز ، فولکلور و غيره را شبيه سازي کند.( بايد ذكر كرد که در کل فلسفه نوازندگي و موسيقي الكترونيك دو مقوله جدا و غير قابل مقايسه هستند و واقعا نمی شود در يك رده به بحث آن ها پرداخت )
اگرچه نرم افزارهاي Sampler در اصل براي در اختيار گذاشتن امکان نمونه برداري از سازهاي واقعي به يک آهنگساز ابداع شدند اما خيلي زود معلوم شد که خود اين کار نيز عمليات پردردسري دارد که نيازمند دقت و حوصله است. بنابراين شرکت هاي سازنده اين نرم افزارها تصميم گرفتند خودشان با همکاري نوازندگان چيره دست و ارکسترهاي خوب و مناسب ، اين کار را انجام دهند و نتيجه کار را به صورت CD هايي حاوي صداي نمونه برداري شده آلات واقعي موسيقي به بازار عرضه کنند. این کار بسيار خوب از آب درآمد و به شدت در ميان آهنگسازان و تنظیم کنندگان مورد استقبال قرار گرفت. بنابراين اگرچه نرم افزارهاي اين خانواده قابليت هاي زيادي در نمونه برداري از صداي آلات موسيقي دارند ولي بيشتر به صورت Player نمونه هاي از قبل آماده اي که در بازار به فروش مي رسند استفاده مي شوند. در ميان نرم افزارهاي اين خانواده ، برنامه GigaStudio هنوز هم جز قوي ترين و محبوب ترين برنامه ها است. اين نرم افزار به همراه کلکسيوني از صداي نمونه برداري شده انواع آلات موسيقي که به GigaSamples معروفند به بازار عرضه شده است. GigaStudio نرم افزار گرانقيمت و نيرومندي است و به يک کامپيوتر قوي نياز دارد و روي کارت هاي صوتي معمولي کار نمي كند. اين نرم افزار قادر است همزمان در کسري از ثانيه چندين مگابايت اطلاعات مربوط به صدا و کاراکتر صداي سازهاي مختلف موسيقي را در حافظه بارگذاري و اجرا کند. نتيجه به قدري خوب خواهد بود که يک گوش غيرحرفه اي هرگز قادر نيست تشخيص دهد صدايي که مي شنود از يک ارکستر واقعي بيرون ميآيد يا از کارت صوتي کامپيوتر.
سيستم هاي نمونه برداري امروزه بخش اصلي نرم افزارهاي Sequencer نيز هستند زيرا چنانکه گفتيم هدف اصلي از بکارگيري اين برنامه ها اجراي قطعات موسيقي است و طبيعتا لازم است که اين نرم افزارها به سيستم هاي Sampling مجهز باشند. برخي از انواع نرم افزارهايي که در ابتدا به عنوان Sampler معرفي شدند در نسخه هاي بعدي هرچه بيشتر به سمت Sequencer و Synthesizer حرکت کردند. نرم افزاري مانند FruityLoops جزو همين دسته است. برخي ديگر از Sequencer ها نيز اين قابليت را دارند. مثلا در برنامه Reason نيز از صداي نمونه برداري شده سازهاي ارکستر سمفونيک عرضه مي شود. کلکسيون plug-in هاي موسوم به VST نيز در واقع چيزي جز صداهاي نمونه برداري شده و ضبط شده نيستند. صداي برخي از اين plug-in ها از چنان کيفيتي برخوردار است که مانند Grand Piano VST به عنوان يک بسته نرم افزاري مستقل (که البته بايد توسط يک Sequencer سازگار با فناور Vsti - vst اجرا شود) فروخته مي شود.
برای شناخت با برنامه هایی که در این امور بسیار موثر بوده اند ، برنامه Intakt را مثال می زنیم. از ابزارهاي کامپيوتري براي توليد و پخش Sample ها استفاده ميشود و کمتر استوديوي موسيقي ديجيتالي را ميتوان يافت که حداقل يک Sampler در آن نباشد. بسياري از Samplerها عمدتا در زمينه پخش Sampleها و دستکاري آنها تخصص دارند اما ممکن است قابليت چنداني در ضبط صوت و نمونه برداري از آن نداشته باشند. نرم افزار Intakt 1.0 که شباهت بسيار زيادي به نرم افزار مادر خود ، يعني Kontakt 2.0 دارد يکي از همين Sampler ها است. به کمک اين دو نرم افزار ميتوانيد صداي نمونه برداري شده از آلات موسيقي را دستکاري و تنظيم کنيد و يا براي آهنگسازي مورد استفاده قراردهيد. بسته نرم افزاري کامل Intakt همراه با يک کتابخانه کامل از صداي دهها ساز موسيقي و جلوه هاي ويژه مختلف ارائه ميشود که موجب خوشحالي کاربران ميشود. اين کتابخانه در نرمافزار Kontakt ارائه نميشود.
بررسی بیشتر Sample
کلمه Sample از نظر لغوي به معني "نمونه" است و در دنياي موسيقي الکترونيک به معني "نمونه صوت" است. از ديدگاه نظري ، شما ميتوانيد هر تک فايل صوتي از جنس Wave و مشابه آن را يک Sample تلقي کنيد اما در عمل "سمپل" تنها به تکه بسيار کوتاهي از صوت گفته ميشود که به منظور بازسازي صداي يک ساز موسيقي مکانيکي و يا توليد يک ساز الکترونيک (مجازي) به کار ميرود. به همين دليل به اين تکهها اصطلاحا "نمونه" گفته ميشود. مقصود اين است که شما با داشتن يک نمونه صداي يک ساز واقعي ميتوانيد کل آن ساز را شبيه سازي کنيد. يک سپمل ساده ممکن است تنها از يک تکه شکل موج يا Waveform تشکيل شده باشد که حاصل ضبط صداي يک ساز هنگام نواختهشدن يکي از نتهاي موسيقي روي آن است. مثلا يک سمپل خيلي ساده ممکن است شامل يک قطعه چند ثانيهاي از شکل موج صداي نت "لا" (نت A ) با فرکانس 442 هرتز روي ساز پيانو باشد. با داشتن اين تکه و بهرهگيري از تکنيکهاي موسيقي الکترونيک و تغيير فرکانس پخش سمپل ، ميتوان ساير نتهاي موسيقي را نيز بدست آورد. بديهي است که شکل موج صدا يک نت موسيقي روي ساز پيانو با شکل موج همان نت روي ساز فلوت تفاوت زيادي دارد. اين موضوع را ميتوانيد از طريق باز کردن يک قطعه صداي ضبط شده از نتي خاص روي ساز پيانو به کمک يک نرمافزار ويرايشگر صوت مانند Sound Forge يا Adobe Auditio و مقايسه شکل موج آن با شکل موج صداي ضبط شده از همان نت روي ساز فلوت امتحان کنيد. همين تفاوت شکل موج است که به صداي اين دو ساز لحن و طعم متفاوتي ميدهد. اين لحن و طعم گاهي اوقات با اصطلاح موسيقايي Timber توصيف ميشود.
در عمل ، براي بازسازي دقيق تر صداي يک ساز موسيقي به تعداد بيشتري صداي نمونه برداري شده از آن نياز است زيرا برخلاف تصور اوليه ، شکل موج صداي نتهاي موسيقي مختلف روي يک ساز داراي خصوصيات دقيقا يکساني نيست و کمي با هم تفاوت دارند. از نظر علم موسيقي ، علت اين تفاوتهاي جزئي به وجود هارمونيهاي مختلف صوتي در شکل موج هريک از اين نتها مربوط ميشود. از ديدگاه علم آکوستيک و فيزيک صوت ، اين هارمونيها در حقيقت مضارب مختلفي از موجهاي سينوسي ساده هستند که به دليل مشخصههاي فيزيکي و فرکانسي آن ساز به وجود ميآيند و با يکديگر جمع ميشود تا لحن و طعم صداي آن ساز را مشخص کنند. قضيه "بسط فوريه" در رياضيات مهندسي ثابت ميکند که هر شکل موج صوتي ، ولو پيچيده از حاصل جمع همين مولفههاي فرکانسي ساده بدست آمده است. به هرحال عملا يک صداي شبيه سازي شده خوب و با کيفيت از يک آلت موسيقي هنگامي بدست ميآيد که هر گروه از نتهاي همجوار که داراي مولفههاي فرکانسي مشابه و نزديکي هستند داراي يک سمپل مستقل باشند. در علم سمپل سازي ، هرچه بخواهيم صداي نمونه برداري شده از يک ساز کيفيت بهتري داشته باشد ، بايد از تعداد بيشتري سمپل براي نمونه برداري نتها استفاده کنيم ، تا آنجا که ممکن است يک مجموعه سمپل پرقدرت از يک ساز موسيقي ، به ازاي هر نت يک شکل موج جداگانه را ضبط و ثبت کرده باشد.
اما مساله ای که همواره ذهن شنونده را به خود مشغول می کند این است که چطور می توان تشخیص داد که صدای شنیده شده از یک ساز در آهنگ ، واقعا صدای ساز زنده است و از صدای شبیه سازی شده آن استفاده نشده... در جواب باید گفت که تنها راه تشخیص این مساله ، گوش کردن مداوم به آهنگهایی است که در آنها از ساز زنده استفاده شده است. مسلما ما هیچ وقت نمی توانیم به استودیویی که کار ضبط موسیقی در آن انجام می شود راه پیدا کنیم و از نزدیک شاهد این باشیم که نوازنده به سالن ضبط صدا می رود یا نه. بنابراین تنها راه تشخیص صدای ساز زنده از سمپل آن ، گوش کردن به صدای ساز زنده در موسیقی های دیگر است. برای مثال هر شنونده ای که آثار موسیقی فلامنکو ، موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی را گوش کرده باشد ، می تواند به راحتی پی به خش موجود در صدای سازها ببرد. این خش در سمپل ها وجود ندارد (حداقل در سمپل های ابتدایی که موجود نیست) و فقط توسط یک ساز زنده که از چوب طبیعی مخصوص ساخته شده باشد ، قابل تولید است.
برای مثال می توان به ساز گیتار اشاره کرد. گوش دادن به صدای گیتار افرادی هنرمندانی همچون Paco De Lucia ، Tomatito ، Vicente Amigo و آرمیک دشتچی و فرامرز اصلانی و غیره ، می تواند گویای وجود صدای حجیم و پرعمق این ساز باشد. همچنین می توان به ساز تار اشاره کرد. اگر به آثار اساتیدی چون حسین علیزاده و جلیل شهناز نگاهی بیندازیم ، کاملا متوجه صدای پرعمق تار می شویم.
همچنین اگر به صدای نی اساتیدی چون حسن کسایی و حسن ناهید دقت کنیم ، صدای بمی که نی دارد کاملا مشخص است و او را از سمپلش جدا می کند.
آثار استاد حبیب الله بدیعی ، استاد روح الله خالقی ، استاد پرویز یاحقی و استاد علی نمازی را گوش کنید تا متوجه صدای خش دار ویلن شوید.
صدای فلوت کلیددار هم همینگونه است. با گوش کردن به صدای آثار افرادی چون ناصر رحیمی می توان فرق صدای این ساز را با سمپلش به راحتی تشخیص داد.
همچنین صدای دف بیژن کامکار ابهت خاصی دارد که صدای شبیه سازی شده آن ساز ندارد.
لازم به ذکر است که در حال حاضر صدای شبیه سازی شده (سمپل) تمامی سازها در دنیا موجود است.
بعد از این مطالب باز هم لازم می دانیم یک جمع بندی از مطالب فوق داشته باشیم و ضمن این مطالب ، مثال هایی داشته باشیم از استفاده از سمپل در موسیقی عامه پسند ایران.
استفاده از سمپل در موسیقی هم باعث رفع شدن یک سری از مشکلات شد و هم باعث بوجود آمدن یک سری مشکلات دیگر.
مهمترین فواید استفاده از سمپل عبارتند از :
1: تسریع در انجام مراحل ضبط صدا
2: پایین آمدن هزینه های ضبط (مانند دستمزد نوازنده و استودیو)
3: نرمی و وضوح بیشتر صدای ساز
بعضی از مشکلاتی که سمپل ها بوجود آوردند ، بیشتر ناشی از استفاده بیش از حد از آنها بود. مشکلاتی از قبیل:
1: از بین رفتن صدای طبیعی و خالص و ناب ساز
2: از بین رفتن صدای خش ساز ناشی از چوب و پوست در بدنه ساز
بعضی از مشکلات دیگر هم ناشی از عدم آشنایی لازم برای ساخت سمپل ها بود. مشکلاتی از قبیل :
1: عدم وجود تنظیمات غنی و ماندگار
2: تجاری شدن و بی ارزش شدن موسیقی
3: رشد بیش از اندازه کامپیوتر در حیطه موسیقی
4: عدم هماهنگی لازم بین صداهای موجود در آهنگ
کاملا مشخص است که مسائل و مشکلات سمپل بیشتر از فواید آن بود. اما نباید از یاد برد که فواید آن هم بسیار مهم و اساسی است. مخصوصا مساله پایین آمدن هزینه ها در حال حاضر بسیار حائز اهمیت است.
از آنجا که موسیقی عامه پسند ایرانی مد نظر ماست ، ترجیح بر این است که موارد استفاده از سمپل ها در تعدادی از آهنگهای ایرانی را مثال بزنیم. در قسمت زیر برای اینکه مخاطبین عزیز را با میزان اندکی از موارد استفاده از سمپل آشنا کنیم ، تعدادی از آهنگهای چند سال اخیر را انتخاب کردیم و قطعا دانستن آنها برای شما جالب خواهد بود که در کدامیک از آهنگهایی که حتی مورد علاقه شما هم بوده ، بجای استفاده از ساز ، از صدای شبیه سازی شده آن استفاده شده.
دیگه دوستم نداری... افشین .... صدای عود
ماچ ... افشین .... صدای ویلن و صدای تار
هفته خاکستری ... مهرداد آسمانی ... صدای تار
مثلا ... مهرشاد .... صدای ویلن
درخت ... ابی .... صدای ویلنسل
میکس آهنگهای قدیمی گوگوش در آلبوم جدیدش ... صدای تار و صدای فلوت
بوسه های پیاده رو ... مهرداد .... صدای فلوت
خودتی ... شهره .... صدای ویلن
تو بیا یادم بده ... طوفان .... صدای نی
ستاره ... آرش .... صدای گیتار و صدای پالماس و صدای تبلا
صدام کردی ... ابی .... صدای پالماس
دلم فقط تو رو می خواد ... منصور .... صدای ویلن
دیوونه ... منصور .... صدای تار
زندگی ... منصور .... صدای گارمون
بزن بریم ... منصور .... صدای ویلن
شیرین ... منصور .... صدای ویلن و صدای تار
بداخلاق ... منصور .... صدای تار
مبارکه ... منصور .... صدای ویلن
ماهی جون ... منصور .... صدای ویلن (به احتمال زیاد)
می خوامت ... منصور .... صدای تار و صدای ویلن
دونه دونه ... منصور .... صدای نی و صدای ویلن
قشنگه ... منصور .... صدای گارمون
آلبوم حسرت پرواز ... ابی .... صدای سازهای کوبه ای ، Strings و قسمتی از صدای پیانو
رقص در رویا ... راستین .... صدای فلوت
معجزه ... راستین .... صدای فلوت
به صدای قلب من گوش بده ... منصور .... صدای دف
سوار خواهد آمد ... داریوش اقبالی .... صدای دف
شاید بد نباشد که مثال هایی ذکر کنیم از نوازندگانی که اسمشان در کاور آلبوم های خوانندگان لس آنجلسی دیده می شود اما بعضا نقش کمی در تولید آن آلبوم موسیقی دارند. (البته اکثرا هیچ نقشی ندارند)
یکی از نمونه های جالبی که چند سال پیش در چندتا کاورهای آلبوم موسیقی مربوط به منصور خواننده لس آنجلسی مشاهده کردیم ، قرار گرفتن نام رحمان اسداللهی بود. رحمان اسداللهی یکی از معروفترین گارمونیست های دنیاست. ایشان در حیطه موسیقی آذربایجانی فعالیت می کنند. وقتی با دقت آلبوم مذکور را گوش کردیم ، متوجه شدیم بخش کوتاه صدایی که در قسمتهای اول و میانی آهنگ ((قشنگه)) موجود است ، به قول خودشان صدای گارمون بوده !!!


یکی دیگر از این نمونه های جالب مشاهده شده در کاور آلبوم های موسیقی ، نام نوازنده ای به نام آرارات پتروسیان است. آرارات پتروسیان اصلیتش ارمنی است و نوازنده سازی از خانواده نی است به نام SHVI. در یکی از آهنگ ها از آرارات پتروسیان بعنوان نوازنده نی نام برده شده بود و نکته خیلی خیلی جالب تر و در عین حال عجیب ، اینجا بود که صدایی که در متن آهنگ شنیده می شد ، اصلا هیچ شباهتی به صدای نی نداشت و بیشتر به نظر می آمد که آن صدا ، مربوط به فلوت باشد.... نوشتن دروغین این نام ها ، چنین عجایبی را هم در پی خواهد داشت.

نمونه دیگر که شاید جالب تر از نمونه های یاد شده باشد ، نام بهزاد گلستان پور نوازنده ویلن بود

همچنین نام پرویز رحمان پناه (نوازنده تار) در کاور آلبوم ((فراری))...


حال بیایید تصور کنیم که نام هایی که در بالا ذکر شد ، همگی در تولید آهنگ های مربوطه تاثیر داشته باشند. پس چرا وقتی از نوازندگان غیرایرانی فعال آن مجموعه آلبوم ها سوال می کنیم ، آن ها به ما می گویند که تمامی صداها شبیه سازی شده است و نوازنده سازهای آکوستیک هنگام ضبط آهنگ در استودیو حضور ندارد !!!
----------------------------------------
در ایران بعنوان یک کشور جهان سوم (متاسفانه) وقتی سیستم جدیدی وارد می شود ، بلافاصله همه به سمت آن هجوم آورده و مدام از آن سیستم استفاده می کنند و معمولا تا وقتی همه گیر نشود ، از آن دل نمی کنند.
با سمپل نیز همینطور رفتار شد. وقتی فرآیند سمپلینگ وارد موسیقی عامه پسند ایران شد ، اول از همه تنظیم کننده ها به سمتش رفتند و بعد از آن هم افرادی که بواسطه مهارتی نسبی در نواختن یک یا دو ساز ، ادعای آهنگسازی می کردند. چون دستورالعمل های استفاده از آن را یاد می گرفتند و کمی از این و آن کمک می گرفتند و درنهایت می توانستند کاری به بازار ارائه بدهند که بعنوان خواننده و آهنگساز !! شناخته بشوند.)
یکی از مهم ترین و اصلی ترین مشکلاتی که گریبانگیر موسیقی عامه پسند ایران در لس آنجلس است ، کمبود نوازنده و تنظیم کننده و وجود ترانه سراهای درجه سه و چهار است. شاید بهترین تنظیم کننده هایی که توی این چند سال موسیقی لس آنجلس به خود دیده باشد ، منوچهر چشم آذر ، اروین خاچیکیان ، شوبرت آواکیان و سیاوش قمیشی باشند.(افرادی نظیر مرحوم عبدی یمینی و فرید زلاند و حسن شماعی زاده هم بودند ولی چون مرحوم یمینی و فرید زلاند براساس معیار و ملاک های موسیقی داخل ایران کار می کردند ، از آوردن نام آنان در میان تنظیم کننده های لس آنجلسی صرف نظر می کنیم. حسن شماعی زاده هم مثل سابق فعالیت نمی کند.)
تعدد خواننده و کمبود تنظیم کننده ، باعث شد که کفه ترازو در یک سمت سنگین تر شده و تعادل برقرار نشود و خوانندگان لس آنجلس برای تنظیم کارهای خود از این تعداد محدود تنظیم کننده استفاده کنند. همین هم درنهایت باعث تکرار در ساختار تنظیم های آنان شد.
همچنین وقتی خواننده های بسیاری کارهای خود را به آنان بسپارند ، وقت برای آن تنظیم کنندگان به حداقل رسیده و مجبور به ضبط کار در حداقل زمان ممکن می شوند.(البته همانطور که گفتیم مساله هزینه ها هم باید درنظر گرفته شود مخصوصا در آمریکا که هزینه اینگونه کارها بسیار بالاست.) پس در اینجا چیزی بنام سمپل می تواند در کمترین وقت ممکن ، با کمترین هزینه ، همان کارهای صبط موسیقی زنده را انجام دهد. مسلما شرکت های موسیقی لس آنجلسی مثل گذشته نمی توانند روی آلبوم های خوانندگان سرمایه گذاری کنند. درنتیجه عده ای از خوانندگان لس آنجلس خودشان روی کارهای خودشان سرمایه گذاری کردند ولی متاسفانه این کار هم نتوانست کمبودها و مشکلات را جبران کند. خوانندگانی که خودشان روی آلبوم های شخصی خود سرمایه گذاری کردند باز هم همان روند کاری شرکت های مافیایی لس آنجلس را ادامه دادند و همین امر موجب شکست آنان شد. از خواننده ای که خودش روی آلبومش سرمایه گذاری می کند در درجه اول انتظار می رود که برخلاف سرمایه گذاری های شرکت های لس آنجلس ، بیشتر روی آلبومش هزینه کند و از ارکستر خوب و نوازندگان خوب و ترانه سراهای خوب و آهنگسازان و تنظیم کنندگان خوب استفاده کند. ولی متاسفانه از آنجایی که خوانندگان لس آنجلس از ایران دور هستند و قیمت های آلبوم آنان برای اکثر اقشار جامعه گرانقیمت بوده ، درنتیجه همه به سمت دانلود رایگان هجوم می آورند و این خود بزرگترین لطمه برای خوانندگان لس آنجلس است.
مسلما وقتی هزینه هایی که روی آلبوم شده جبران نشود ، نتیجه ش این می شود که خوانندگان و شرکت های تولید کننده آلبوم های موسیقی ، کمتر روی آلبوم های موسیقی سرمایه گذاری کنند و این باعث می شود که ما امروز بیشتر شاهد تک آهنگ باشیم تا یک آلبوم رسمی. در آلبوم های موسیقی نیز از افرادی استفاده می شود که دستمزدهای کمتری بگیرند. و جالب اینجاست که بعد هم معلوم می شود آن افرادی که کارهای سابق را با دستمزدهای کمتری انجام می دهند ، دقیقا همان افرادی هستند که دقتشان در کار بسیار کمتر از نسل های قبل بوده و کارهایشان همگی سرشار از ایراد و اشکال و تکرار است.
متاسفانه موسیقی عامه پسند ما در لس آنجلس روز به روز منزوی تر شده و این هم به خاطر تبلیغات پوچ و بی معنایی است که روزانه از شبکه های ماهواره ای وابسته به ناکجا آباد پخش می شود. در چند سال اخیر ، تصوری از مخاطبین داخل ایران در ذهن خوانندگان دور از وطن شکل گرفته که هیچ شباهتی به واقعیت ندارد. همین هم باعث شد که این تصور پیش بیاید که جامعه مخاطبین ایرانی حاضر در ایران ، همه نوع موسیقی با هر ساختاری را می پذیرد. به خاطر وجود همین تصور اشتباه ، متاسفانه امروزه شاهد هیچ اثر نفیس و ماندگاری نیستیم. جای افتخار نیست که بخواهیم اعلام کنیم ((نود و پنج درصد آثار موسیقی فعلی بدون فکر و بدون رعایت استانداردهای لازم ساخته می شود)). بازار موسیقی چه در داخل و چه در خارج از کشور ، حالت ((تولید به مصرف)) پیدا کرده. صبح روز اول ترانه ای گفته می شود ، بعد از ظهر همان روز (بعد از ناهار) ، آکوردهای آهنگ براساس ساختار ضعیف ترانه بسته می شود. طی دو روز (با وجود سمپلینگ) آهنگ ساخته می شود. دو روز بعد هم صدای خواننده که با حالت کاملا خرامیده و نزار حاصل از کم خوابی (بی خوابی) ترانه مذکور را اجرا کرده با هزار ادا و اطوار بصورت کاملا Tune شده روی آهنگ گذاشته می شود... و این می شود بهترین محصول هنرمندی که از هنر نه سررشته ای دارد و نه پایبند به قواعد و اصول هنر است.
باز هم باید دلمان خوش باشد به حضور چهره های قدیمی تر و با سابقه تر. بلکه آنان بتوانند ما را از بی ترانه گی نجات دهند. شاید بواسطه حضور آنان بتوانیم شاهد آثاری (با حداقل استانداردهای امروزی) باشیم. امروزه جامعه تولید کننده موسیقی عامه پسند ایرانی ، از بی سوادی و نبود وسواس و دقت های لازم رنج می
برد. گوش کردن به آثار موسیقی مربوط به (حداقل) چهل الی پنجاه سال پیش ، ما را با معقوله هایی نظیر عشق و اندیشه آشنا می کند و این خود می تواند از رموز ماندگاری آثار هنری باشد. قطعا آثاری که با عشق و اندیشه ساخته شوند ، ماندگاری بیشتری نیز دارند.
سپهر قادری (فعال ترانه نوین)
www.persiamag.com
مطالب مرتبط :
در سوگ ققنوس ( درگذشت عبدی یمینی )
- ادامه كارگاه آواز شجريان در فرهنگستان هنر
- خواننده ایرانی سوپر استار موسیقی آلمان
- صداوسیما دنبال جایگزین ربنای شجریان نباشد
- کشف دلایل درک موسیقی توسط انسان
- مایکل جاکینو برنده بخش موسیقی اسکار
- ستاره پاپ ایران در رادیوی هلندی
- برگزیدگان موسیقی فجر مشخص شدند
- مشتریان اصلی موسیقی دانلود کنندهها هستند
- قدیمی ترین مدرسه موسیقی لس آنجلس
- گروه اساتید موسیقی ایران در دانشگاه هاروارد










نظرات:
توی سمپلهای به کار گرفته شده در کار خواننده های ایرانی اشارهای به سنتور نکردی.
مطلب عالي و آموزنده اي بود . بازم از اينجور مطلبها بنويسيد .
من كه خيلي استفاده كردم . دمتون گرم
این مطلب خیلی خیلی خوب بود. من خیلی خوشم اومد. با تشکر
از اینکه لطف کردید و وقت گذاشتید و کامنت دادید تشکر می کنیم . بله حتمآ این مطلب برای مدت ها در صفحه اول قرار خواهد داشت و همینطور برنامه ای برای آینده داریم که آلبوم های روز به نوعی دیگر نقد خواهند شد که امیدواریم اون نقد ها هم مورد توجه قرار بگیره .
یکی از دلایل ادامه کار ما هم داشتن مخاطبانی مثل شماست که حتی اگه با ما در ارتباط هم نباشید و کامنت ندهید انرژی مثبت شما برای ما راه را هموار می کنه تا به مرور سایت رو ارتقا بدهیم و قدمی هر چند کوچک برای موسیقی برداریم .
با تشکر فراوان از شما
من از بینندگان پروپاقرص این وب سایت هستم و روزی حداقل چهار مرتبه از وب سایت دیدن می کنم و تا حالا تمامی مطالب این وبلاگ را کامل خوانده ام.
من هیچ وقت اهل کامنت گذاشتن توی وب سایت ها نبودم ولی این مطلب اثری روی من گذاشت که تصمیم گرفتم برای یک بار هم که شده اینجا کامنت بذارم.
من از کسایی هستم که بین دوستانم همیشه برای سایت پرشیامگ تبلیغ کردم و همیشه از این وب سایت طرفداری کردم و واقعا این وب سایت رو بین تمومی وب سایت های موسیقی دوست دارم
اگر بخواهم تاریخچه کوتاهی از مطالب پرشیامگ بگم باید تاریخچه مطالب این وب سایت رو به قبل از این مطلب و بعد از این مطلب تقسیم کنم چون این مطلب هم موضوع متفاوتی داشت هم به لحاظ لحن نوشتن تغاوت زیادی با بقیه نوشته های پرشیامگ داشت
این مطلب که تصمیم گرفتم زیر کامنت بذارم رو تا حالا چهاربار با دقت خوندم و چیزهای جالبی یاد گرفتم. من نقد موسیقی خیلی خوندم ولی تا حالا در مورد موضوعی مثل صدای شبیه سازی شده ساز چیزی نخونده بودم و اصلا نمی دونستم
خواستم پیشنهاد بدم این مطلب بعنوان یک سابقه درخشان در وب سایت پرشیامگ همیشه در صفحه اول باقی بمونه تا همه طرفدارای پرشیامگ با این مطلب اشنا بشوند
این بهترین نقدی بود که توی پرشیامگ خونده بودم
اگه میشه تبلیغش رو از کنار صفحه برندارید تا به دوستانم بگم که همه شون بیان اینو بخونن
خیلی عالی و کامله
حق مطلب به خوبی ادا شد و بسیار هم آموزنده بود
جوانانی که همگی در کنار همدیگر فعالیت کردند و داشتند به جاهای بسیار خوبی می رسیدند بطوریکه رابط هنرمندان و مخاطبین بودند ولی متاسفانه تیم ((خاکستری)) کارش ادامه دار نبود. بطوریکه هرکدام از افراد ان تیم دیگه فعالیتی نداشتند. حتی سپهر قادری عزیز که عده زیادی را با خود همراه کرده بود هم فعالیتش ناتمام ماند که این خود به دلیل سانسور های متوالی بود.
در حال حاضر هم از آن تیم فقط سپهرقادری باقی مانده. پویان مقدسی ، مزدا موسی زاده و حسام بهبهانی از ان نسل طلایی بودند که همگی با هم فعالیت می کردند. امیدوارم همه این عزیزان دوباره گرد سپهر عزیز جمع شوند و با توجه به سانسور باز هم فعالیت خود را شروع کنند چون حقیقتا تیمی با ان قدرت نداشتیم اصلا
خواستم بابت این مطلب زیبا تشکر کنم. من خیلی چیزا از این مطلب یاد گرفتم و باید اعتراف کنم که در مورد موسیقی که گوش می کنم تا حدی تغییرنظر داده ام
باز هم منتظرم...
moshkele ma ine chon in danesh marboot be ma nist mesle chizaye dige dar estefade azash moshkel darim
va behesh negahde ghalati darim
تشكر
-------
دوست عزیز مطلب مورد نظر شما برای استفاده در سایت های مختلف بارهاادیت شده بود و کامل آن مطلب که در سایت پرشیامگ به نام در سوگ ققنوس ( درگذشت عبدی یمینی ) موجود است این نکته ای که شما گفته اید تصحیح شده است.
پیمان - پرشیامگ
يدا مي شود كه مشتريان آمادگي جذب منطقي كالا و بكارگيري اصولي آن را نداشته باشند.اين وضع البته خطرآفرين است. جامعه ي ما نمونه ي روشن چنين شرايطي است. جامعه اي كه سه هزار سال فرصت تفكر و تعقل را نداشته و به فرهنگ بازدارنده و رخوت آفرين پدرسالاري مبتلا است، قاعدتاً همچون كودكي صغير قدرت انتخاب و مصرف درست كالاهاي ارائه شده را ندارد و در نتيجه به ابتذالي مبتلا مي شود كه در حال حاضر در تمامي مناسبات سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه ي ما مشهود است. ارائه ي هر نوع آوري زماني مي تواند مفيد واقع شده و به ارتقاء فكري جامعه بينجامد كه ضيش از آن فرهنگ سازي شود.و اين واقعيتي است كه متأسفانه هيچ كس در اين كشور، اعم از روشنفكر كوتاه بين و پر مدعاي كنوني كشورمان و نيز توده ي مردم از آن غافل مانده اند.
2
واقعا مطلب زیبایی بود
در مورد تشخیص صدای سمپل از ساز آکوستیک هم احتیاجی به مهارت نیست.مشخصا سازهایی مانند سلوی ویلن به راحتی قابل تشخیص و سازهایی مانند پرکاشن ها و درامز و پیانو در بعضی موارد غیر قابل تشخیص هستند.
در ضمن مهارت اجرای سمپل ها در نرم افزار ها و ادیت درست آنهاتا حد زیادی به خوبی کیفیت آن کمک می کند
از خواندن مطلب پر محتوایت لذت بردم ، امیدوارم که این نفد بدون سوء نظر به هنرمندان ما در جهت اغنای کارهایشان کمک کند.
بالاخره دیدیم توی یه مطلب ؛ بردن اسم خواننده های لس آنجلسی حرام نبود! ومیشه اون ها رو هم نقدکرد
ممنونم
از طریق یکی از رابط های آقای قادری خبر رسید که بعد از یک سال سکوت بالاخره ایشان مجددا به عرصه بازگشتند آن هم با دست پر
سال گذشته واقعا سال بدی بود. پر از سانسور. الان خیلی خوشحالم که می بینم دوباره نویسندگانی هستند که چنین مطالبی بنویسند چون واقعا ما توی اینترنت خیلی کم نویسنده داریم
خوشحالم که پرشیامگ برخلاف وبسایت های دیگه از چنین مطالبی استفاده می کند
منتظر مقالات بعدی شما هستم اقای قادری