
پرشیامگ - سروده های ترانه مکرم که در آلبوم های موفق سال های اخیر توانسته بود ارتباط بسیار خوبی با مخاطبان برقرار کند و همچنین دوستان مشترکی که از روحیات خوب و منحصر به فرد ایشان می گفتند ، مدت ها بود اشتیاق دیدار این شاعره جوان ، ولی باسابقه ای کهنسال را در من ایجاد کرده بود . در اوج موفق حضور ترانه مکرم ناگهان اشعار ترانه را گم کردم . از او هیچ خبری نداشتم تا اینکه به دنیای مجازی رفتم و کاملآ اتفاقی شعری را خواندم که بوی کلام ترانه را می داد . بلافاصله برایش پیغام گذاشتم و نتیجه این ملاقات مجازی شد یک دیدار حضوری و گپ دوستانه با ترانه مکرم . برحوردش کاملآ غافلگیرم کرد . من ترانه را به واسطه ترانه می شناختم . در ترانه هایش آرام بود و مهربان . ولی این ترانه کجا و ترانه ی ذهنی من کجا ؟ این ترانه یک دنیا انرژی و اشتیاق و امید بود و البته بسیار مهربان . بی هیچ مقدمه ای آغاز کرد :
ترانه : حدو ده سال پیش ، تحت تاثیر حس خودم و یک عالمه حس قشنگ دیگر که از کوچه و خیابان و مردم می گرفتم ، کار ترانه سرایی را شروع کردم . خیلی زود وارد صنعت موسیقی شدم . ترانه گفتم و ترانه هایم را خواننده ها خواندند و مردم شنیدند و به خاطر سپردند . افکارم را مهربانانه زمزمه کردند و من شادمان بودم از شنیده شدن . ولی خیلی زود متوجه شدم که این صنعت هم فواعدی فراتر از حس شخصی من دارد و برای ماندن باید یاد گرفت بازی بازار سوداگری احساس را . باید یاد گرفت که رنگ قرمز ، یعنی ایست . باید سه نقطه بودن را فهمید و باید پذیرفت که اگر بخواهی در بروشور تولیدات موسیقی ، نامت باقی بماند ، باید همگام با مافیای موسیقی همراه شوی .
ترانه جان ، این قدر زود وارد بحث شدی که حتی فرصت نکردم لیست سوال هایم را بیاورم . پس با هم برویم ، بدون سوال های از پیش تعیین شده ! خوب ، بعدآ چه شد که ترانه مکرم آمد و ماند ؟ چطوری ماندی ، وقتی طبق قاعده بازی نکردی ؟
اوایل خیلی مرزبندی های خاصی برای کارم قائل نبودم . اعتقاد داشتم ترانه خوب ، ترانه ای است که مردم زمزمه اش کنند . الان هم همین عقیده را دارم . ولی از طرف دیگر ، بازار گردانان موسیقی ، با روش سنتی ، سلائق دیگری داشتند و سلائق آنان ، ذائقه مخاطب عام را به سبک هایی از موسیقی عادت داد که ترانه خیلی در آنها جایی نداشت . خیلی کار کردم و همکاران ترانه سرای دیگرمان هم بسیار کوشیدند تا ترانه جای خود را پیدا کرد . الان هم برای خواننده ، هم آهنگساز ، ترانه بسیار مهم است و برایش ارزش قائلند . در مسیر تولید یک موسیقی ، حتمآ ترانه سرا حضور دارد و با هماهنگی یکدیگر ، یک اثر را تولید می کنند .
یعنی در حال حاظر در مسیر تولید اثر دخیل هستید و اظهار نظر می کنید ؟ واقعآ سلیقه ترانه سرا در تولیدات موسیقی اثر خواهد گذاشت ؟
البته نه در تمام موارد . من بیشتر دارم در مورد موسیقی حرفه ای حرف می زنم و ترانه سرا های حرفه ای . الان تعداد انگشت شماری از ترانه سراها که صاحب سبک و تابلوی ویژه خودشان هستند ، در پروسه تولید نقش مستقیم دارند . به خوبی شما ، من و همه دست اندرکاران موسیقی می دانیم که آمار تولیدات بی نهایت افزایش پیدا کرده و انواع موسیقی زیرزمینی ، روزمینی ، ماشینی ، مهمانی و ... همین طور دارند تولید می شوند . استدیو های خانگی از یک نفر که خودش هم شاعر است ، هم خواننده ، هم آهنگساز ، هم تنظیم کننده و صدابردار ، تولید می شوند و به بازار می آیند . به خوبی میبینید و می شنوید که شعر دارد از مرگ و جدایی حرف می زند ، ولی ریتم ، یک نوای مهیج شاد را می نوازد . من منظورم این دست از اشعار و موسیقی نیست . البته مخالفش هم نیستم . آن موسیقی نیز قطعآ طرفداران خودش را دارد . ولی الان دیگر برای ترانه مکرم ، وسواس و سلیقه و درست ادا شدن کلام مهم است . دیگر هیجان یا نیاز به تولید انبوه نداریم ، ولی دلم می خواهد ترانه ای که در ذهنم می آید تمامش احساسم باشد و تکنیک ، و کسی که باید ترانه ام را اجرا کند ، آن را بفهمد .
صحبت از احساس و تکنیک کردی . یک ترانه سرا، برای این که بتواند یک ترانه مناسب با حال و هوای جامعه ، همین طور مبتنی بر اصول و تکنیک خلق کند ، چه قدر باید موسیقی را بشناسد ؟ آیا اصلآ این شناخت لازم است ؟
قطعآ لازم است ، با این همه سبک های مختلف موسیقی و سلائق متفاوت و موضوعات متفاوت جامعه ، اگر ترانه سرا نتواند خودش را با سلیقه ی جامعه هماهنگ کند ، حتمآ ترانه ای که میگوید ، مورد توجه قرار نمی گیرد و به خاطر نمی ماند . برای این هماهنگی لازم است که ترانه سرا ، سبک ها ، گوشه ها و ریتم های موسیقی را بشناسد . دلم می خواهد این جا این را بگویم که موسیقی ایرانی واقعآ استعداد جهانی شدن را دارد . من همیشه افسوس می خورم که چرا این قدر حرکت ما به سوی جهانی شدن آهسته است ، در صورتی که دانسته های ما غنی تر از بسیاری از پیشروهای موسیقی جهان است .
خوب ترانه ، از مرزها رد شدیم ، بازار داغ موسیقی لوس آنجلسی و داخلی . به نظر تو وضعیت ترانه در ایران ، در مقایسه با کشورهای دیگر چگونه است ؟ خوانندگان داخلی و خارجی چه تفاوتی در درک و شناخت ترانه با یکدیگر دارند ؟
به هرحال ، من و تعداد دیگری از ترانه سراها ، با خوانندگان خارج از ایران هم کار کرده ایم ، و به جرات می گویم که به جز تعداد انگشت شماری از آن ها که ترانه را کامل می فهمند و ترانه برایشان ارزش دارد ، اکثر انها اصلآ ترانه نمی شناسند و فقط می خوانند و موسیقی هم برکارشان سوار است . ترانه گاهی این قدر ضعیف است که شنیده نمی شود . از این نظر ، هنرمندان داخلی پیشرفت قابل توجهی کرده اند . من فکر می کنم وضعیت موسیقی داخل کشور بسیار بهتر از خارج کشور است . گواه این ادعا هم بازخورد هایی است که از طرفداران و علاقه مندان موسیقی خارج از کشور میبینم . فضاهای مجازی پرشده از موسیقی تولید داخل ، به همین شکل بسیاری از خواننده های ما را همه جای دنیا می شناسند .
مصاحبه با تو چقدر راحت است ترانه . خودت به خوبی بحث را هدایت می کنی . رسیدیم به بحث داغ فضای مجازی . فضای مجازی به نظر تو فرصت است یا تهدید ؟
فکر می کنم هنوز هیچ کس نتواند درست بگوید که اینترنت برای موسیقی فرصت است یا تهدید . شاید از نظر اقتصادی تهدید باشد که هست . آثار بدون این که بهایی برایشان پرداخت شود ، منتشر می شوند و تولید کنندگان موسیقی با تمام مشقت و سرمایه گذاری هایی که می کنند ، گاهی حتی هزینه تولید کارهایشان را هم به دست نمی آورند . ولی از طرف دیگر ، ممیزی های بیشمار و شرایط سخت صدور مجوز ها از یک سو و این همه انرژی و استعداد برای عرضه شدن از سویی دیگر و ضلع سوم این مثلث ، مخاطب تشنه است که چگونه باید نیازهایش را ارضا کند ؟ شیوه توزیع و عرصه محصولات به روش سنتی سال های بسیار دور که دیگر جای خودش را دراین چرخه معیوب دارد . واقعآ اگر اینترنت نبود این همه تولیدات ممنوع شده برای هیچ ، چگونه می توانستند حضور پیدا کنند ؟ این یک وافعیت است که گاهی در همین آثار زیرزمینی و ممنوعه ، اثراتی به وجود آمده که مورد استقبال بی نظیر مردم قرار گرفته ولی نتوانسته اند از مراجع قانونی مجوز دریافت کنند .
خوب ترانه جان ، از ممنوعیت گفتی ، ترانه هایت دوسال است که در بند است . چقدر دلت برای حضور نام خودت تنگ شده و این ممنوعیت تا کی ادامه دارد ؟
ظاهرآ ممنوعیت من تا ابد ادامه دارد ! من دیگر نمی خواهم برای ترانه گفتن ، برایم مجوز صادر شود . از دوسال پیش تاکنون 20 اثر من که به نوعی بیست فرزندم محسوب می شود ، در شورای شعر مانده است . من آزرده ام . خسته شدم از نگاه های سنگین مسئولین ارزشیابی ترانه ها ، خسته شدم از اینکه حسم را ممیزی کردند . من وقتی برای عاشورا شعر می گویم ، ریتم کلمات با صدای سنج و اشکم ، رقص کلمات روی کاغذ را تنظیم می کنند . آن وقت متهم می شوم به چاپلوسی و حس نابم مورد تمسخر قرار می گیرد . وقتی ترانه ی عاشقانه می گویم ، به ابتذال متهم می شوم .من از این همه باید و نباید ها خسته شدم . از همکاران خودم هم خسته شدم . به جز تعداد محدودی از ترانه سراها ، هیچ کدام از دوستان ، انسجام و همراهی برای نجات ترانه را ندارند . در این دو سال که از ترانه گفتن منع شدم ، هیچ کدام از دوستان سراغ مرا نگرفتند ، تازه گاهی کمی شیطنت هم می کردند .
ترانه ، حالا ارتباط با دوستارانت چگونه است ؟ ترس از فراموش شدن نداری ؟ البته جوابش را خیلی خوب میدانم ، ولی دوست دارم از زبان خودت بشنوم .
من دارم با این مردم زندگی میکنم . مردمی که قدر هنر را می دانند ، عاشقانه های مرا زمزمه و کارهایم را دنبال می کنند . شاید باورتان نشود ، گاهی از این همه اطلاعات متعجب می شوم .تمام کارهای مرا میشناسند . بیشتر اوقات حتی لازم نیست اسمم را زیر آثارم بنویسم . ترانه هایی را که خودم فراموششان کرده ام را برایم می خوانند ! از طریق سایت خودم و FACEBOOK به طور شبانه روزی با طرفدارانم ارتباط دارم . مردم تفکرات و احساسات مرا زمزمه می کنند . چطور ممکن است فراموش شوم ؟
ترانه جان خودت این مصاحبه را تمام کن .
بازهم تکرار می کنم حرف آغازین را ، موسیقی ما استعداد جهانی شدن را دارد ، همان طور که دارد جهانی می شود . شاهین جعفرقلی را در مراسم خاکسپاری مایکل جکسون دیدید . ما هم می توانیم . همه باید تلاش کنیم برای ماندن ، برای شنیده شدن .
زهره سلیمی
"سینما تئاتر"
- عاشقانه های لهراسـبی منتشر شـد
- شهرداد روحانی اركستر سمفونيک تهران را به صدا درآورد
- روادید آمریکا برای احسان خواجه امیری هنوز صادر نشده
- تقدیر از آهنگساز فیلمهای جیمز باند در بریتانیا
- بالاترین نشان هنری تاجیکستان به آهنگساز ایرانی اهدا شد
- "الماسهای درخشان" یا ترانههای درجه دو
- برنامههای كنسرت سالار عقیلی در اروپا
- گزارش سفر گروه موسیقی سپید و سیاه (2 تا 8 فروردین 90) در تاجیکستان













نظرات