مجله موسیقی پرشیا

صفحه اول شعر و ترانه نقد و بررسی مصاحبه با شاهین نجفی و چند ترانه سرای پاپ

مصاحبه با شاهین نجفی و چند ترانه سرای پاپ

پست الکترونیکی چاپ PDF

راک زیبای خفته درون من است : بسیاری شاهکار بینش پژوه را بنیان گذار ترانه ی منفی و عده اي بابک روزبه را اولین ترانه سرای منفی نویس ترانه ی نوین داخل کشور می دانند. گروهی هم معتقدند ترانه به شکل سنتی و موزون آن گنجایش مضامین تند که بیان گر بخشی از جامعه و در معنای کلی هستی باشد را ندارد.

به دنبال باب شدن سبک رپ و تلفیقی و سبک های منشعب از آن در ترانه ی امروز و دید انتقادی و اعتراضی آنها، متن های خوانده شده توسط خواننده گان کم کم روحیه ای نا امید کننده به خود گرفت و تا حدود زیادی منفی بافی جریان رایج ترانه ی امروز شد. به طوری که اگر امروز به طور مثال ترانه ی منفی بابک روزبه و شاهکار بينش پژوه را برای یک مخاطب آنلاین ترانه ی رپ اعتراضی پخش کنیم ، آن را یک ترانه ی اتو کشیده و مثبت فرض می کند. رواج بسیار زیاد ترانه های معترض ، تیره و رنگ هایی از این دست و علاقه ی عجیب مخاطبان به ویژه جوان ها( آن هم از جنس پسر) به ترانه هایی با مضامین منفی و به اصطلاح واسوخت در ابتدا یک موج اجتماعی زود گذر تلقی شد ، اما با گذشت زمان تاثیرات بعضاً منفی و یا مثبت آن بر موسیقی و مخاطبان هویدا گشت، به طوری که امروز نمی توان به سادگی از آن گذشت.

این نوع بیان به واقع اعتراضیست به جهان اطراف ، به جامعه ای که هنرمند به برخورد ها و تبعیض هایش نقد دارد ، گله می کند و سعی در نشان دادن حقایق دارد. ترانه سرا و در طول آن موزیسین آینه ای تمام نما می شود و جامعه را همان طور که هست نشان می دهد ، با تمام زشتی هایش ، تا حدودی شبیه به رئالیسم کثیف.

بررسی این ترانه ها و شیوه ی خاص زبانی آنها نیازمند پرداختن به عوامل متعدد ایجاد کننده ی این پدیده است . چنان که می دانیم در به وجود آمدن جریان های مختلف ادبی-هنری عناصر پیرامتنی و متنوعی دخیل هستند و امروزه نمی توان متن را قائم به ذات نقد کرد. پس باید نیم نگاهی انداخت به جامعه ، تاریخ و فعل و انفعالات فرهنگی و سیاسی ناشی از آن. متناسب با این عوامل و به موازات آن ها فراورده های انتقادی متنوعی نسبت به آن جریان اصلی شکل می گیرد.

عده ای ترانه ی اعتراضی و منفی فارسی را بر گرفته از روحیه "واسوخت" که بعد ها در ادبیات سنتی ما تبدیل به سبک شد می دانند و تا حدودی نیز قابل پذیرش است ، هرچند سبک واسوخت عموماً با مضامین عاشقانه آمیخته میشد و کمتر به جریان های رایج سیاسی و اجتماعی می پرداخت. بعد از اتمام دوره ی مشروطه به دلایل نامعلومی سبک واسوخت و شیوه ی شعری خاص آن مورد استقبال متاخرین قرار نگرفت و شاعران عموماً به فضاهای مثبت شاعرانه روی آوردند. شاعران نیمایی ، شاملویی و پساشاملویی یا از معشوقی سخنی نمی گفتند یا اگر صحبتی به میان می آمد از زاویه دید مثبت و رایج آن بود. تا اینکه امروز در ترانه های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به طور خاص چند سال اخیربا یورش عظیم ترانه هایی مواجهیم که ریشه در همه جای هنر دارند جز واسوخت سعدی و خاقانی و وحشی بافقی.

البته به نظر یکی از دوستان موزیسینم (مهدی حسنی): (( ریشه ی روانی ای که منجر به تولید واسوخت (در ترانه یا شعر) و هچنین ترانه ی منفی و اعتراضی می شود یک ریشه ی واحد است. هر دو عقده ای است ناشی از سر خورده گی در دریافت پاسخ از طرف مقابل. خواه معشوق باشد که خیانت کرده ، خواه جامعه ای باشد که شاعر و هم نسلانش را نا دیده گرفته و به راحتی از آن رد شده است. هنرمند یا دست به عصیان میزند و به مقابله بر می خیزد و یا اگر توان گرفتن حقش را نداشته باشد به نا سزا و فریاد پناه می برد و نسل ما بر سر این دو راهی حیران مانده است.))

موج منفی تا حدود زیادی ناشی از اعتراضی است نسبت به اجتماعی که شاعران در آن روزگار می گذرانند و همچین روزمره گی مفهومی هم در این روند مؤثر است. تغییرات کلان در حوزه های اجتماع و افزایش تنش های روان شناختی جامعه ی مدنی، همه و همه ذهن خلاقه و تاثیر پذیر ترانه سرای فارسی زبان که داراي روحیه ای آسیب پذیر و حساس هست را به سمت سیاه نمایی سوق می دهد.

گروه کیوسک ، هیچ کس ، نامجو و شاهین نجفی هر یک با شدت و ضعف ، شاید از جمله موزیسین های پیشرو در موسیقی اعتراضی باشند که برخی از آنها به نوعی نگاه ، صدا و زبانی متفاوت نیز دست یافته اند و مخاطبین بسیاری دارند که همین مسئله بیان گر جدیت مسئله است وکم کم این احتمال را در ذهن ها تقویت می کند که این روزها جامعه به این دست ترانه ها نیاز مبرم دارد.

این در حالیست که در ميان موزيك هايي كه از شبکه های ماهواره ای و بازار زیرزمینی و حتی مجاز موسیقی با ترانه هایی با مضامین تکراری عاشقانه ی صرف كه توسط ترانه سراها به مخاطبین ارائه می شود، اگر ترانه سرایی حرف های جدیدی داشته باشد و یا خواننده ای ترانه ای متفاوت عرضه کند هر چند با عواطف خاص مخاطبین آن اثر هم خوانی نداشته باشد مورد استقبال قرار می گیرد ، چرا که حرفی جدید است. در ترانه ی امروز نیز به اعتقاد من دلیل اصلی پذیرفته شدن اینگونه ترانه ها نزد مخاطبین متفاوت بودن آن هاست و البته هم ذات پنداری شگفت انگیز شنونده گان با این نوع موزیک.

اما سؤالي که در اینجا مطرح می شود این است که این نوع ترانه ها چقدر در جهت ایجاد آرامش و نشاط برای روان مخاطبانشان مفید هستند و بهتر است اینگونه بپرسیم که آیا این ترانه ها به واقع ترانه هايی هستند که در دایره ی موسیقی و ادبیات امروز ما بگنجند ؟

پیرامون این مسئله پرسش هایی کوتاه و چند خطی از چند ترانه سرای پاپ داشتم که در ادامه ای این متن می آید. لازم به توضيح است که تعدادي از این ترانه سرایان ، آوانگار و برخی سنتی تر بودند و از منتقدان ترانه های رپ اعتراضی با نگرشی سیاه به جامعه.

در آخر هم بدون نتیجه گیری به سراغ شخصی رفتم که از متهمین اصلی این پرونده است و کمی مفصل تر به این موضوع پرداختم .

 

" مهدی موسوی"

 

افشین مقدم :

بعضی از مفاهیم هستند که در یک دوره ی خاص معاني به خصوصي داشتند. شاید ترانه های منفی همان واسوخت قرن هفتم باشد. این موج ادامه پیدا کرد تا جایی که امروزه متاسفانه ترانه ها به انحراف کشیده شده است به طوري که به هم فحش می دهند . من واقعا نمی دانم این جریان به کجا می خواهد برود .

ترانه سرایانی که به سمت این جریان می آیند دو دسته اند : یا کسانی هستند که توانایی نوشتن شعر فاخر و کلاسیک را ندارند اگر هم دارند تیمی ندارند که اجرا کننده ي كارهاي آنها باشد و یا دسته اي هستند كه به سمت این پیشنهاد می روند و از این جریان می خواهند خودشان را وارد موسیقی پاپ کنند . جالب اینجاست که من خودم هم از این ترانه ها نوشتم، اما ترانه ای که مورد دلخواه و علاقه ی قلبی من است ، ترانه ای از قبيل" بغض" عليرضا عصار و "الکی" سیاوش قمیشی است و آن ترانه ها را یک شیطنت و تنوع می دانم. اما بعضی از دوستان که به این سمت می آیند متاسفانه تمام ایده آل هايشان این می شود و ازاین موضع دفاع می کنند و به نظر من این نیاز بازار نیست و در شرایطی که موسیقی پاپ ما اينقدر کند حرکت می کند و سرعت تولید اينقدر پایین است شما هر چیزی که عرضه می کنید مردم مطمئنا تقاضایی برایش پیدا می کنند و هنرمند خوب هنرمندی است که قبل از اینکه عرضه کند توجه كند كه تقاضایی برایش وجود داشته باشد . اگر چه هنر مند در مقام خلق اثر هنری تحت تاثیر جریان های فکری که نشٲت گرفته از جریان های عمیق اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی ، شخصی و خانواده گی است قرار مي گيرد ، اما یک وظیفه ی بزرگ دیگر را هم بر دوش دارد و آن چگونه گی ارائه ی مفهوم درست است. مانند شخصی که ضربه ای بر او وارد می شود و واکنش او در آن واحد پرخاشگری است اما وقتی مدت زماني بگذرد، به موضوع طور دیگری نگاه می کند و از حرف هایش پشیمان می شود . فکر می کنم این نوع بر خورد ها زود گذرند و حاصل تعمق و دخل و تصرف در تصاویر نیستند و در لحظه آن ها را ثبت و منعکس میکنند.

اساساً ترانه ی مثبت سرودن به مراتب سخت تر از ترانه ی منفی سرودن است چون بر فرض مثال برای سرایش یک ترانه ی عاشقانه ی مثبت ، به اتفاقهاي مثبتي نياز است که این روزها در روابط بین انسانها در اجتماع کمتر یافت می شود. شاعر با مقوله ای مواجه می شود که قبل از آن چیزی نبوده و حال باید چیزی را خلق کند و این نیاز مند به داشتن ایدئولوژی و جهان بینیست در حالی که در ترانه ی منفی چندان نیازمند ایدولوژی نیستیم. چون به وفور در اجتماع به طور عینی یافت می شود. نتیجتاً برای عاشقانه ی مثبت سرودن این روح شاعر است که به او کمک می کند كه چیزی را که وجود ندارد خلق کند در حالی که در ترانه ای از جنس منفی به صورت دیداری و شنیداریو به طور مستقیم از اجتماع الگو برداری می کند .

من خیلی وقت است که ترانه عاشقانه نشنیدم و به نظر من عشق واقعی این است که عاشق همیشه برای معشوق فنا شود و بدون انتظار این کار را انجام دهد . یک عاشق واقعی هیچوقت یه معشوقش توهین نمی کند حتی اگر به او نرسد و پشت سرش بدگويي نمیكند .عشق واقعی در حافظ و در مولوی وجود دارد ،الان متاسفانه در روابط جدی ما هم عشق واقعی وجود ندارد و شاید یکی از دلایل اصلی چنین اتفاقاتی همین باشد.

 

نیلوفر لاری پور:

به اعتقاد من ترانه چه خشن باشد و چه منفی ، راک باشد یا رپ اگر کار خوبی باشد خوب است و اگر بد باشد بد است . در این میان کسی که اسیر فضا و جو شود مسلما کار خوبی از او نمی بینیم . او می‌بیند که ترانه‌های خشن بازار خوبی دارند، او فکر می کند که به خاطر خشونت است که موفق شده است ، غافل از اینکه در آنجا اتفاقهای دیگری نیز افتاده است . ما در ادبیات کلاسیک هم نمونه‌هایی داریم ، مثلا شهریار می گوید :

برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

 

البته متاسفانه تقاضا نیز برای چنین ترانه‌هایی زیاد شده است ، نمی‌دانم چرا مردم ما این ترانه‌ها را دوست دارند . آیا تمام آنها از عشق سرخورده شده‌اند ؟ یا مسائل اقتصادی باعث این وضعیت است ؟ اگر در شعرهای خارجی این را می‌بینیم ، آن ربط دارد به فرهنگ خودشان و به ما مربوط نمي شود.

شاعر نباید در خدمت این شیوه و این کلمات باشد ، بلکه این شیوه از ترانه باید در خدمت شعر باشد ، و آن ربط دارد به قدرت شاعر . اگر شاعر بیاید به تصاویر خشن در اجتماع مثل گرانی و مشکلات اقتصادی حس شاعرانه بدهد ، آنوقت کار مهمی کرده ، نه اینکه بیاید به آن دامن بزند .

مسلما وقتی در خیابان دو موتوری با هم تصادف می‌کنند و به هم بد و بیراه می‌گویند شعر نیست .

 

رسول یونان :

من با این شیوه که بگوییم فلان ترانه منفی است و فلان ترانه مثبت موافق نيستم. مهم آن تٲثیریست که ترانه در مخاطب میگذارد ، حالا شما میخواهید اسمش را بگذارید ترانه ی منفی . جریان شعر واسوخت در تمام کشور ها یک ژانر شعری شناخته شده است و ایرادی هم ندارد . بگذارید که ترانه سرایان ترانه منفی بگویند. معشوقی که پشت پا زده و رفته و به عاشق خیانت کرده و در مقابل عاشق منفی می نویسد . اگر معشوق می رود عاشق با خواندن این ترانه دیگر خودکشی نمی کند. باید مثبت نگاه کنیم. " تو رفتی و خیالی نیست " زاویه دید افراد عاشق را تغییر می دهد و عاشق از یک پنجره ی جدید به اطرافش نگاه می کند . اگر مثبت نگاه کنیم اتفاقن خیلی هم ترانه مثبت و خوبی است. من نمی دانم چرا اسمش را ترانه منفی گذاشته اند .


شاهکار بینش پژوه:

اصولاً همه ي ما به نوعي متٲثر از پيرامونمان هستيم . مرا به عنوان بدعت گذار عاشقانه هاي منفي مي شناسند در حالي كه در همان اثناء هم عاشقانه هاي مثبتي مي سرودم منتها چون جامعه دوست مي داشت منفي بشنود به اين خاطر ترانه هاي منفي بين اقشار مختلف راه پيدا مي كرد. اما وقتي به كتاب هاي من نگاهي بيندازيد مي بينيد تعداد عاشقانه هاي مثبت بيشتر از عاشقانه هاي منفيست و الان بعد از نوشتن آن ترانه ها ، متناسب با احوالات جامعه ی امروز ترانه ی "خدا دوست دارد لبی که ببوسد " را نوشتم.

به اعتقاد من ترانه ي امروز مرحله ي گذار را تجربه مي كند ، فرايندي كه به طور طبيعي براي رشد هر پديده اي لازم است . بعد از يك فترت بيست و چند ساله بعد از انقلاب كه بر موسيقي كشور وارد آمد ترانه ها كم كم دارند از حالت بازاري به حالت فاخر تغيير شكل مي دهند و در واقع ضرورت مرحله ي گذار يك پديده را طي مي كنند و به تكامل و تعادل مي رسند .

 

اکبر آزاد :

این مسئله ریشه در بازار دارد . وقتی خواننده فکر می کند که با این ترانه ها می تواند فروش آلبوم را بیشتر و بیشتر کند ، دست به تولید چنین ترانه هایی می زند .اما از این موضوع غافل است که با این ترفند ها یک اثر ماندگار نمی شود. ترانه ی اصیل ترانه ایست که ذاتاً شعر باشد و حتی اگر منفی ترین موضوعات را مطرح کند و به سیاه ترین شکل صحبت کند باز هم در آن قوائد و ساختار شعری رعایت شود. اما این آثار تنها تٲثیرات منفی در کار جوانان و نوجواناني می گذارد که در ابتدای مسیر گام بر می دارد ، نه بار شاعرانه دارد نه بار عاطفی . البته من خودم این کاست ها را گوش نمی کنم ، چون آن واژه ها به روی روان انسان تٲثیرات منفی و مخربی می گذارد . مردم باید یاد بگیرند که ترانه ای را گوش کنند که زمزمه می شود زیرا آن ترانه زیبایی های پنهانی دارد که مردم عامه آن را می فهمند .

ترانه ي واقعی بخشي از بدنه ی شعر است و مي توان گفت چون در اوزان مختلف عروضي سروده مي شود حتي ساختمان مشتركي با شعر دارد ، اما در بسياري از ترانه هايي كه امروز مي شنويم شاعرانه گي وجود ندارد و از كلماتي دم دستي و معمولي استفاده مي شود . ترانه هاي امروز خشن شده اند و خواننده گان ترانه هاي منفي را بيشتر مي پسندند و این اصلاً خوب نیست.

 

ترانه مکرم :

هر ترانه منفی لزوماً مبتذل نیست و بالعکس ترانه ممکن است مثبت باشد ولی بدترین ابتذال در آن دیده شود. من با ترانه های فحاش و هتاک مخالفم نه با ترانه های دل سوخته. زمانی که «ترانه خیانت» - محسن چاووشی را نوشتم عین واقعیت جامعه ي من بود. گرچه در نهایت غم انگیز بود و امواج منفی هم پراکنده می کرد اما به اعتقاد بسیاری از دوستان در ترانه گی آن تٲثیر نگذاشته و بار شاعرانه ی آن را کم نکرده بود .

 

---

با این مقدمه ی نسبتاً طولانی که به ترانه ی منفی نگر از زوایای مختلفی می نگریست سراغ شاهین نجفی رفتم تا نظر او را هم پیرامون سبک و شیوه ای که در ترانه هایش دنبال می کند بدانم . با آگاهی از اینکه شاهین یکی از ترانه نویسان و موزیسین های رپ و راک پیشرو فارسی است که ترانه های متفاوت و نوع بیان و اعتراض نهفته در آثارش او را از بسیاری از موزیسین های رپ و راک متمایز کرده است . از او تا کنون 4 آلبوم منتشر شده. ما ایران ایم ، از تهران تا برلین ، ما مرد نیستیم و توهم . که آلبوم آخرش سرو صدای زیادی به پا کرد به طوری که امروز کمتر شنونده ی به روز موسیقی آوانگارد فارسی است که با آثار و اندیشه های او آشنا نباشد شاهین نجفی هم اکنون ساکن آلمان است :

شاهین جان نظر خودت پیرامون این اظهارات چیست؟ البته عموم این عزیزان ترانه سرایان پاپ هستند اما مطمئناً در عین حال به مقوله ی موزیک ، جدی می پردازند.

من چند نکته ی اساسی را در مجموع سخنان بزرگان ترانه ی امروز ایران یافتم که هر کدام به زعم خود دستی بر فیل مولوی کشیده اند . پیش از برشمردن این نکات باید صراحتن بگویم که به دلیل فقدان ترجمانی درست از مفاهیمی کلیدی ، راه بردن به لابیرنتی لایه ای و معوج ، با عصا و عینک دودی و گیرم با فانوسی که اندازه ی یک تاریخ پت پت می کند، -اگر فحاشی نباشد - احمقانه است. چیزی با عنوان ترانه ی منفی یا مثبت از انگشت پا تا نوک سر مفهومی معلول است.از همین روی" یونان" زیرکانه بحث را به تاثیر اثر می کشاند زیرا این به درستی در ارتباطی تنگاتنگ با اندازه و درشتی مخاطب است. تنها یک ترانه ی پاپ بی لایه می تواند از پس این داستان برآید که خشم، طنز، غم، عشق، امید ، جنسیت و...را در یک اثر ناشیانه جراحی ، و مخاطب را با یک پوست پیاز تنها رها کند. چطور یک شاعر می تواند اینچنین سهل انگارانه کلمات را خرج کند . ما از ایران و یا در ایران هستیم ،اما در قرن بیست و یک نفس می کشیم. انحراف، سخت یا سهل بودن کار کلاسیک، عشق واقعی، تفکیک شعر خارجی و داخلی، تاثیرات مخرب ، مردم باید یاد بگیرند ، مخالفت با ترانه های هتاک و فحاش و عاشق ترانه های دلسوخته و... مواردي است كه تنها می تواند نظر یک بومی پنهان در غار باشد و نه یک شاعر زنده در خیابان . در جهانی که زبان با سرعت تکنولوژی در حال دگردیسی و فرار از خویش است ، در جهانی که مفاهیم به اندازه ی يك اتفاق يا یک تصادف کوچک در یک فیلم یا ترانه خلاصه می شود ، چرا ترانه سرای ایرانی مستأصل از شکار ایده است و کنسرو های تاریخی- ذهنی که از وارثان عمومٲ عقب افتاده اش به ارث رسیده را سرو مي کند. اگر قرار بر این باشد که من فقط توضیح بدهم که فحاشی و هتاکی یک آسمان از هم دورند خود یک مثنوی دراز می شود. شعر پیشرو امروز دقیق و با علم به قضیه ، در حال هتاکی مفاهیم است . مگر می شود یک تاریخ آشغال ذهنی را در پس پشت مغز تلنبار کرد و ترانه سرایید. چگونه است ترانه سرایی که هنوز درست گوش نکرده فتوای مخرب بودن یک اثر را صادر می کند .این تنها یک قرون وسطای ذهنی است. چگونه و بر اساس کدام معیار مفید یا نامفید بودن، خوب یا بد بودن را تعیین می کنیم. این از ابتدایی ترین اصول نقد است که از فراسوی خوب وبد و اخلاق به اثر نگاه کنیم. ما آنقدر کم در موسیقی و ترانه تجربه کرده ایم که انگار از سایه کلمات هم می ترسیم. یکی باید به ترانه سرایان ما یک سیلی هنری بزند تا خواب از سرشان بپرد. این یک دغل بازی هنری و در بهترین حالت کند ذهنی ادبی ست که بر اساس خواست خارج از خویش پیش برویم. تولید با آفرینش کاملٲ متفاوت است. آنچه قدرت کار هنری را زیر سوال می برد تولید بی پشتوانه است . به همین دلیل ماجرای موسیقی پاپ ایرانی چه در خارج و چه در داخل از موسیقی آلترناتیو و دیگرگونه جداست. اگر موسیقی پاپ با شروع رشد این نوع پرتنوع از موسیقی احساس خطر می کند آنقدرها عاقلانه نیست، چون همیشه کسانی هستند در کمییت بسیار، که تکرارها را بیشتر می پسندند و اهل زمزمه اند و نه فریاد . معیارهایی که دوستان برشمردند هیچ ربطی به موسیقی نوین ما ندارد و این خطکش برای سانت کردن این نوع از موسیقی کوتاه است.

 

کتابی می خواندم با عنوان "قصه های از نظر سیاسی بی ضرر" نوشته ی فین گارنر که به همت احمد پوری ترجمه شد و به دستم رسید. در آن کتاب به ریخت واژه ها جدای از مفهومی که اراده می کردند هم توجه می کرد و به نوعی واژگان را از لحاظ ایجاد تنش و بازخورد منفی حتی در بعد شکلیشان هم واکسینه می کرد . نظر شما پیرامون این نوع نگرش چیست؟ خودتان فکر می کنید چه قدر نوع کلامتان تاثیر مثبت دارد و چه قدر منفی؟

کاری که جيمز فین گارنر کرد آنقدر ها به این بحث نزدیک نیست . از قرن نوزده به این سو بشر متمدن اصولی را برای خود تدوین کرده است که آنقدرها هم به آن عملٲ پایبند نبوده است. جنگ، تجاوز، تهدید، تطمیع، رقابت، قتل، ترور و راسیسم...همگی روی دفتر ناپسندند و هیچ انسان شریفی نیز این را انکار نمی کند .اما بدبختی و مشکل فقط در شرافت انسانی ست . به همین دلیل روسویی که قرارداد اجتماعی را می نویسد در زندگی شخصی چیزی دیگر است . کار گارنر به عقیده ی من آرایشی است اما بی تٲثیر هم نیست . من به سالم بودن انسان مشکوکم و این به عقیده ی من به طبیعی نبودن انسان امروز بر می گردد. به هرترتیب تمام مفاهیمی که برای انسان غیر طبیعی و دورافتاده از خویش امروز وحشتناک و عجیب است لزومٲ در تضاد با سلامتی او نیست. من مطمئن نیستم که دور کردن ذهنی در حال رشد از طبیعی ترین غرائز جنسی راهی برای تطهیر بشریت باشد. با این مقدمه و با ذکر دوباره ی انکار چیزی به نام ترانه ی مثبت یا منفی، باید بگویم که تاثیر منفی یا مثبت ترانه های من بر مخاطبی متفاوت یقینٲ پیشبینی ناپذیر و متفاوت است. به این دلیل ساده که من ترانه های خویش را در ابتدای امر برای خویش ، به مثابه مخاطب اول می نویسم، معیار من نه خوبی وبدی و نه زیبایی و زشتی و نه مفید یا نامفید بودن، بلکه در قدرتی ست که از آنها می گیرم . ترانه برای من حکم وزنه ایست که بر می دارم و تحت آن رشد می کنم. مگر می شود بدنی که زیر وزنه های سنگین کلمات شکل می گیرند زیبا نشود . مگر می شود این نرمش و ورزش برای بدن مفید نباشد . فریاد و نعره هم دارد، اما قدرت هم دارد . زیبا است و مفید. حال شما ترجمه کنید که این مثبت است یا منفی.

 

عموم دغدغه های شاهین نجفی انسان دوستانه و ناشی از روحیست که برای هم نسلانش نگران است و در جهت حمایت از زنها ، مقابله با بی عدالتی ها ، اعتیاد و فقر ستیزی . این ها همه صفات یک انسان ایده آل خواه است ، سوال من این جاست كه شکل بیان این در خواست ها چرا کنایه آمیز است ؟ با دایره ی واژگانی غیر متعارف و بعضاً غیر اخلاقی؟

نمی دانم ایده ال دقیقٲ برای شما چیست ولی برای من این ها ایده آل نیست. این کمترین مطالبات یک انسان امروزی ست. انسانی که حداقل در پی این است که انسان بودن اش به رسمیت شناخته شود. این به هیچ عنوان ایده آل نیست . این در واقع تٲسف آور است. کنایه قسمتی از زبان است و جهان در مفهوم هایدگری چیزی جز آنچه که در زبان اتفاق می افتد نیست . "من آنچه را که خود می بینم می کشم" (پیکاسو). در واقع این کنایه ای که شما می گویید تنها یک عضو از چند برادر و خواهر به نام های استعاره، ایهام، ابهام و ایجاز است. اما اینکه چرا نامتعارف است باز هم جای ایراد است . جنسی ترین واژگانی که در فارسی وجود دارند نه برای من نامتعارف(شناخته نشده) اند و نه برای شما . اگر مورد استعمال در شعر را می گویید که باز هم فرضی باطل است. حتی ادبیات مکتوب کهن ما سرشار است از این واژه گان . اگر جامعه را می گویید که خود عامل و علت و بستر شکل گیری واژه گان است. ایراد اما در جایی دیگر است . ما اخلاقی شده ایم. زیر خروار خروار لاشه ی مفاهیم اخلاقی نفس کشیدن را بازی می کنیم. من به هیچ عنوان مسئول تربیت جامعه نیستم و توانایی جراحی زبان را هم ندارم ، در نتیجه بی توجه به اطرافم آنچه که مخلوطی از فکر و حس است را بالا می آورم. حال عده ای با من در صرف دوباره ی آن به اشتراک می نشینند ، باید حواس شان به توانایی دستگاه گوارش شان باشد .این غذا برای هر معده ای ساخته نشده است.

 

هدف شاهین نجفی بازتاب درخواست هاست؟ مطرح کردن سوال ها ؟ نشان دادن و نشانه دادن ها ؟ یا گره گشایی؟

هدف این ها نیست . درواقع هدفی نیست. این ابلهانه است که من برای" بیماری نوشتن "هدفی بسازم. آنچه که شما نام می برید را شاید باید در درک و حس مخاطب جست.

 

در جایی خواندم که گفته بودید: "من دوست دارم که ما انکار کننده باشیم و نه کسانی که نفرت می ورزند" این جملات را بیشتر باز می کنید؟ نمی دانم کجا و کی.اما این جمله ترجمه ای ست از "ابلها مردا عدوی تو نیستم من ،انکار توام".

ببینید این یعنی نقد. یعنی من می خواهد فراسوی پیش فرض های اخلاقی ، جهان اطراف خویش را درنوردد. این درواقع شعار یک ابزوردیست است در برابر جهانی ابزورد. من با جهان و هستی دشمن نیست ، بیزار نیست ، متنفر نیست ، اما آن را نمی پذیرد ، کرنش نمی کند ، زیر" بار سبک و تحمل ناپذیر هستی" خم نمی شود . تا آن جا پیش می رود که قدرت دارد . بی دلیل نیست که فلاسفه ی پیش سقراطی عمومٲ خودکشی می کردند.

 

موزیک هایتان عموماً حالت آمبیانس و فضا سازی دارد و حتی زمانی که محوریت ملودی و حجم موزیک بیشتر است نیز انگار موسیقی بهانه ایست برای ارائه ی مضامین شعری در مقابل گاهی موسیقی پر حجم مزاحم شنیدن و تفکر لازم برای شعر می شود و کلمات تند تند در بسته بندی موزیک به سمت مخاطب شلیک می شود. گاهی احساس می شود که این یک تضاد است بین آثارتان. این تضاد هست و هم نیست . رپ موسیقی کلام محور است . اما من در ایلوسیون تلاش کردم این سنت را بشکنم.

یعنی بر اساس فضای مقطعی ترانه رنگ آمیزی ساز ها را تغییر دادیم. اما گمان می کنم برای رپ کمی سنگین است و فرصت کم. این می تواند پارادوکسی در جهت تضعیف یا تقویت مجموعه باشد . حالا و پس از این مدت می توانم بگویم که کجاها تضاد موجب تقویت و یا تضعیف کار شده است.

 

باز کنید این مسئله را ، کجا ها ؟

ببینید ما در موسیقی با کلام با چند المنت طرفیم .ریتم، کلام ،هارمونی،ملودی و. در رپ این نسبت به شدت متغییر است.می توان ریتم،کلام ،ملودی را نام برد. یا کلام،ریتم،هارمونی و یا هر 4 قسمت را. تضاد زمانی شکل می گیرد که شما تلاش کنید تا موسیقی را از حالت خدمتگذار بودن کلام خارج کنید.ما خواستیم در جایی چون "طرف ما" رنگ سازها بر اساس جنس کلام تغییر کند . مثلن انجا که از حزن می گوید (مثل یه مامور با چکای....) از ترومپ استفاده کردیم .اما باید به صراحت بگویم که موسیقی فاخر و کلفت برای رپ دلنشین نیست و گمان می کنم که رپ به دلیل کلام محور بودن نباید آنقدر ها درگیر هارمونی شود .به همین دلیل من سادگی آهنگی چون چیز را به "اینک آن انسان" ترجیح می دهم.

 

در پاره ای از کارهایتان موسیقی با کلام چفت نمی شود و حالت کولاژ دارد ، عمد یا تفکری پشت این کار است و یا کم توجهی؟

تا مثالی روشن نداشته باشم نمی توانم نظری بدهم.

 

مثلاً در قطعه ی ما شریم که بی شباهت به موسیقی مدی تیتیو از جنس موسیقی انیگما هم نیست ، مفهوم کل کلام و روند موسیقی کمی با هم همسو نیستند ، هر چند احساس می شود بین راک و موسیقی مدی تیتیو هم معلق است ، مثلاً تضاد الگو و فیگور های ریتمیک و خط ملودی الکتریک گیتار .

شاید سزاوار می بود که آهنگساز این کار(امید پ.ر یوسفی ) شخصن نظر می داد .همان طور که گفته بودم من بر اساس فضای کلی آهنگ ها ترانه ها را می نوشتم . درواقع ترانه ها اتفاق می افتادند.من گمان می کنم ،کوبش ریتمیک در این ترانه به همراه سولو های کشیده و متناوب گیتار هماهنگ با بافت ترانه بود.اگر به متن شعر هم دقت شود ، متوجه می شویم که در واقع این ترانه مانیفست من بود و نظر قطعی من درباره موسیقی معترض و هم خانواده دانستن راک ،بلوز و رپ.من تضادی در حرکت ریتم و ملودی نمیبینم.اما وجود این اتمسفر تعلیقی میان راک فرورونده و رپی سرکش را می فهمم.

 

و همین طور قطعه ی بامداد که در آن خطوط کنترپوآنتیک موسیقی کمی مزاحم شنیدن کلام است ، با اینکه موزیک بسیار فاخر است و از طرفی به نوعی شان و منزلتی هم به کلام می دهد ، حس میشد که تنوع ملودیک به اثر کمک می کرد . یا اینکه کلاً ملودی کمتر می شد که مزاحم شنیدن شعر نشود . لا اقل در ترجیع بند ها .

اما این روند در ترک های دیگر احساس نمی شود و حتی در ترک هایی مثل آواز خوان ؛ ما مرد نیستیم ، و دادا کجایی چفت و بستی غیر قابل نفوذ بین لحن فولکلوریک و یا تضمین از موزیک فرخزاد و ... دیده می شود . من فکر می کنم که روش شنیدن بسیار مهم است و این البته به حساسیت گوش بستگی دارد. کسانی که گوش موسیقایی حساسی دارند و در ابتدا شاخک های حساس هارمونیک و ملودیک شان به کار می افتد دیر تر از گوش های حساس به ریتم و کلام با رپ کنار می ایند و مخصوصن در کاری چون بامداد که حرکات درهم تنیده شده ی ملودیک در فضای سیال هارمونی توازن و توجه را از کلام به خود معطوف می کند .شما درست می گویید اما واقعن این اتفاق نسبی ست.

 

نقدی که بسیار به شما وارد است این است که شما نوع نگاهتان ژورنالیستی ست . که با از بین رفتن علت به وجود آمدنش و گذشت زمان ماندگاریشان را از دست می دهند. هر چند ماندگار بودن اصل نیست و شاید این نگاه دقیق هم نیاز جامعه باشد . اما فکر نمی کنید از ارزش هنری اثر می کاهد؟

ژورنالیستی بودن صرفٲ دلیل ضعف یا قوت کار نیست .اما انکار نمی کنم که بعضی از کارها مربوط به حادثه یا اشخاصی خاص هستند .اما تجربه نشان داده است که با حذف اسامی و چندبعدی شدن کار ،اثر به راحتی قابل تعمیم برای زمان و مکان و اشخاصی دیگر می شود . مثلٲ در ترانه ی " چیز".

اما اگر ژورنالیسم به معنی حضور وقایع و اتفاقات امروز روز شاعر باشد ،این اجتناب ناپذیر است و اصولٲ سنت رپ این گونه است.اما در راک ماجرا طوری دیگر است.

 

گره اصلی کجاست که شما را به فریاد وا میدارد و اعتراض می کنید و سعی در بیان درد ها دارید؟ اصلاً در مورد مفهوم درد بیشتر توضیح میدهید که در آثارتان همیشگی ست؟

درد بودن . این مفهوم را سالهاست که بازی می کنم. زیست می کنم.جدال انسان در دوره ای برای اثبات من خویش و در دوره ای دیگر انکار آن . این خود دردآور است . ناگزیر از پوست انداختن و ادامه. گریزی از این جنگ نیست تا لحظه ی نهایی تصمیم . سقوطی خود خواسته و یا جبری.غمگین است ، اما هیجان آور و شادی آفرین نیز است.

 

 در مورد "ایلوسیون" بیشتر توضیح میدهید؟ کیفیت آثارتان در همه ی زوایا روز به روز بالا تر میرود،ایدئولوژی فربه تر میشود و دیگر استایل خودتان را به دست آورده اید .

ایلوسیون یک تجربه بود .برای من تمام شده است .همان طور که کارهای پیشین برایم تمام شده اند.آنچه را که می خواستم در این مجموعه انجام دادم و ادامه زندگی آن در ذهن مخاطب اتفاق می افتد . این نظر شماست و یقینٲ برای آن احترام قائلم ولی بی خودشکنی و تعارف ، من کمی نسبت به خود بی رحمم و تنها به کاری بعدی فکر می کنم و نظری نسبت به گذشته ندارم.

 

فضای آلبوم آخرتان به سمت راک گرایش بسیاری داشت ، دلیل این امر چیست؟ آیا هیجان و عصیان پنهان در راک که روح اعتراض در آن جریان دارد، شما را وسوسه می کند؟

راک زیبای خفته ی درون من است .آن چیزی ست که تمام مرا به خدمت می گیرد .همچون رپ شلخته نیست . معبدی ست که هرکس نمی تواند در آن قدم بگذارد .در ایلوسیون نخ باریکی وجود دارد که مرا به "آنتی کاریزما" وصل می کند . کار من با رپ تمام نشده است .اما دیگر کافی نیست برایم.همه ی من نیست . همه ی جسارت های من نیست .در رپ در برابر هستی شمشیر را از رو بسته بودم..با راک قرار است با پنبه سر بزنم.

 

بین فضاهای قطعات آلبوم "ایلوسیون" دو گانگی احساس نمی شود؟ انتخاب ارکسراسیون فخیم ، ملودیک به شیوه ی پاپ کلاسیک در قطعه ی پدر و یک الگوی ملودیک ، ریتمیک تکرار شونده در قطعاتی مثل ما مرد نیستیم و آوازه خوان . همچین در قطعاتی مانند فحش و عمو کریس از موزیک الکترونیک استفاده شده است ، در قطعاتی مثل بامداد از سازهای شبیه سازی شده ی آکوستیک با صدای (برایت پیانو و ارکسر زهی و ....) و البته تلفیقشان در قطعه ی آوازه خوان. این به یک دست بودن آلبوم ضربه نمیزند؟ یا اصلاً به این موضوع فکر میکنید؟

در ایلوسیون ما مبنا را در استفاده از سازهای زهی- و البته گوشه ی چشمی به سازهای بادی- گذاشتیم.این بیشترین کاری بود که می شد با موسیقی رپ انجام داد.در رپ فرصت زیادی برای بیان گسترده گی هارمونیک وجود ندارد و ما تلاش کردیم که موسیقی ،ترانه را زیر سیطره خویش نگیرد زیرا تنظیم آهنگ ها بر اساس سازبندی یک ارکستر کلاسیک کوچک بود.اما در "ما مرد نیستیم" داستانی دیگر اتفاق افتاده بود. این 12 ترانه به مرور و به صورت تراک منتشر شدند و سپس شکل آلبوم را به خود گرفتند و چون ترانه ها بر اساس آهنگ ها نوشته شده بودند هیچ محدودیتی برای یکدست نبودن آنها احساس نمی شد و اتفاقٲ هر ترانه برای خود یک اتفاق بود.

 

از برنامه های آینده ، کنسرت ها و ترک ها و اگر آلبومی در دست تهیه دارید بیشتر صحبت کنید.

در ماه مای در انگلیس خواهم بود و سپس بار دیگر به آمریکا می روم و برای بار اول به کانادا. پروژه ی جالبی را آغاز کرده ام و این بار می خواهم خودم به همراه همکارانم نقش تولیدکننده را به عهده بگیرم .این پروژه در آینده ای نزدیک به همه ی کسانی که در عرصه ی موسیقی ایرانی - چه در داخل و چه در خارج- فعالیت می کنند، خدمات می رساند.خدماتی چون ضبط صدا، آهنگسازی،ترانه،تنظیم،میکس و مسترینگ ،ساخت ویدئو موزیک وفتوشوتینگ.مرکز ما در شهر کلن آلمان خواهد بود و لازم به ذکر است که این پروژه مخصوص به موسیقی رپ و یا راک نیست و ملاک پذیرفتن آثار تنها قدرت آنها خواهد بود.به زودی اولین موزیک ویدئو گروه آنتی کاریزما به نام "کابوس "را منتشر می کنیم و سپس به انشار ترانه های رپ و راک ادامه خواهیم داد.

 

خوب موفق باشید

 

 

 

 

تهیه و تنظیم : مهدی موسوی

این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه‌ها محافظت می شود. برای مشاهده آن نیاز به فعال کردن جاوا اسکریپت دارید.

پرشیامگ

 

 



 

نظرات: 

 
0 #25 سبز2 1389-06-13 13:48
زنده باد شاهین نجفی صدای اعتراض نسل ما و زنده باد مهدی موسوی و طاقت بیار رفیقش
 
 
+1 #24 Mariam 1389-06-11 11:25
hanuz iadame taraneie SHEKANJEGAR ba sedaie aghaie MANIE RAHNAMA manfi budanesh fargh dasht,be ghole ieki az shaeraye khubemun avalyn va behtaryn MAZOKHISM to tarane bud,tashakkor az shoma.m.z
 
 
+1 #23 یونس 1389-05-25 19:31
بسیار جالب و خواندنی بود.متشکرم.خواهشمند است مصاحبه با دیگر خوانندگان را اضافه کنید مثلا شادمهر عقیلی.ممنون میشوم
 
 
0 #22 سبز 1389-05-25 08:52
امیدوارم شاهین از رپ فاصله نگیره

شاهین جان صدای اعتراض فقط در موسیقی رپ تجلی پیدا میکنه
 
 
+1 #21 شاهین 1389-05-22 14:56
دوستت دارم شاهین عزیز
 
 
0 #20 دوست دار 1389-05-21 17:50
شاهین دوست داریم
 
 
+1 #19 shayan 1389-05-13 21:50
mer30 ali bud nazar behem bedin ke narahat misham
 
 
-2 #18 hasan 1389-05-08 05:59
کارش عالیه
 
 
-2 #17 امیر 1389-05-06 12:03
شاید یکم طولانی و خواب آور بشه

اول اینکه نباید این سوال رو از این چنین شاعرانی اونم کسانی که تو پاپ دست دارند می پرسیدید و اونها رو کنار شاهین میذاشتید

چون هیچکدومشون حتی ذره ای از جرات شاهین رو ندارند

مورد بعدی اون دوستمون که میگه شاهین فحش میده بعد راجع به نجابت صحبت میکنه ... منظورت اینه که هرکی فحش بده دیگه اجازه نداره در مورد پاکی حرف بزنه

این خاصیت رپ هست که با زبون خیابون خونده بشه درضمن شاهین هرجا فحشی داده به جا و مرتبط با موضوع بوده

شما 4 تا چیز در مورد فحش تو رپ شنیدین اومدین اینجا میگین این بحثی که میگید مربوط میشد به اوایل که زدبازی با 021 دعوا داشت الکی تو آهنگا فحش میدادن نه واسه موسیقی اعتراضی
 
 
-2 #16 saam 1389-05-04 20:13
faghat begam ke shahin ye chehreye mandegar khahad mand.
 
 
-2 #15 Shahrzaad 1389-05-04 19:49
Mikhastam begam ke honarmand bayad "Vaghee" bashe, yani har oonche vaghean khodesh fekr, ehsas ya tabeer mikone biparde bege... Honarmandi ke beshine fekr kone hala alan in mode o oon nist o age injoori bekhunam mardom chi fekr mikonano age oonjoori begam mojavez midano nemidano pooldar mishamo nemisham oon honarmand nemishe! Shahin Najafi ro ham doost daram va barash arezooye movafaghiat mikonam. Ghesmathaye avale in maghale ham bayad begam ke eftezah bood!
 
 
0 #14 mina 1389-05-04 19:37
در رپ در برابر هستی شمشیر را از رو بسته بودم..با راک قرار است با پنبه سر بزنم.

می ستایم اش ...
 
 
0 #13 kaf 1389-04-17 16:30
shahin ashegheeeeeeeee eeeeeeeeeetaaaa aaaaaaaaaaaaaaa aaaam
 
 
0 #12 شاهین 1389-04-17 10:35
عجب
 
 
+2 #11 نادیا 1389-04-16 11:42
شاهین نجفی در همین مصاحبه در جواب شماهایی که دم از اخلاق میزنین گفت :
من به سالم بودن انسان مشکوکم و این به عقیده ی من به طبیعی نبودن انسان امروز بر می گردد. به هرترتیب تمام مفاهیمی که برای انسان غیر طبیعی و دورافتاده از خویش امروز وحشتناک و عجیب است لزومٲ در تضاد با سلامتی او نیست. من مطمئن نیستم که دور کردن ذهنی در حال رشد از طبیعی ترین غرائز جنسی راهی برای تطهیر بشریت باشد. با این مقدمه و با ذکر دوباره ی انکار چیزی به نام ترانه ی مثبت یا منفی، باید بگویم که تاثیر منفی یا مثبت ترانه های من بر مخاطبی متفاوت یقینٲ پیشبینی ناپذیر و متفاوت است. به این دلیل ساده که من ترانه های خویش را در ابتدای امر برای خویش ، به مثابه مخاطب اول می نویسم، معیار من نه خوبی وبدی و نه زیبایی و زشتی و نه مفید یا نامفید بودن، بلکه در قدرتی ست که از آنها می گیرم . ترانه برای من حکم وزنه ایست که بر می دارم و تحت آن رشد می کنم. مگر می شود بدنی که زیر وزنه های سنگین کلمات شکل می گیرند زیبا نشود
 
 
+2 #10 نادیا 1389-04-16 11:38
نمی دونم چرا هنوز بعد از تجربه های جهانی مثل پینک فلوید یه نگاه اخلاقی نسبت به موزیک راک و رپ داریم.
اگر واقعاً علاقه ای ندارین گوش ندین اونها رو.
اگر موزیک بیاد و اتوکشیده حرف بزنه خوبه؟
مگه موسیقی زیر 18 ساله؟
موزیک باید بترکونه، باید مرزها رو بشکنه و رها باشه
ضمناً شما موزیک راک رو با مقایسه میکنید که اشتباهه
 
 
+4 #9 hhh 1389-04-16 11:01
شاهین نجفی بهترین رپر است وکارش هم عالیه.

کمتر رپری رو دیدیم که اطلاعات شعری و هنریش مثل شاهین بالا باشد.
 
 
+4 #8 سعيد 1389-04-15 11:20
با سلام و خسته نباشيد به اونايي كه اين سايتو درست كردند...
فاطمه خانم شما كه از شاهكارهاي استاد شاهين نجفي فقط آهنگ چيزو گوش كردي ودر مورد رپ و راكم چيزي نميدوني لطف كن نظ بيجا نده
 
 
+3 #7 احسان 1389-04-14 18:19
ضمناً شاهکار بینش پژوه و لاری پور یه مقلد بیش نیستند
 
 
+4 #6 احسان 1389-04-14 06:24
باید بپذیریم هر کسی به اندازه ی سواد و مقدار زیستنش حرف میزند. دختری که در تمام عمرش تنها دنبال دوست پسر عوض کردن و کارهای سطحی بوده مطمئنن اگر اثر هنری هم خلق کند همین هایی می شود که داریم میشنویم.
اگر مصاحبه ای هم کند تکلیفش معلوم است.
 
 
-7 #5 ساسان 1389-04-14 06:10
آقای شاهین خان نجفی لطفا نقابت رو بردار ...
 
 
-7 #4 فاطمه 1389-04-12 23:40
ممنون بابت مطلب خوبتون اما در مورد شاهین نجفی...
مساله اینجاست که کارهای ایشون برای فرهنگ مرم ایران یه کم زیادی غیر اخلاقیه!این کلمات شاید توی فرهنگ آمریکایی اصلا هم بد نباشه ولی اینجا موضوع فرق میکنه.
به هر حال من ترجیح میدم اگه بخوام ترانه ی اعتراضی گوش بدم کارهای کاوه یغمایی,رضا یزدانی یا شاهکار بینش پژوه رو گوش بدم.هنرمند کسیه که بتونه با کلمات مناسب توی فرهنگ خودش اعتراضشو نشون بده و گرنه فحش دادنو از خط قرمزها گذشتن که راحته!
خیلی هارو میشناسم که کارهای شاهین نجفی رو به خاطر همون عبارات اسمشو نبر!گوش میدن وگرنه واقعا چیزی ازش نمیفهمن!همین کار" چیز "فکر میکنید برای چی انقدر گرفت؟مردم ما کلا چیزهای خط قرمزی رو بیشتر دوست دارن,از بس که محدودیم و تا یکی یه چیزی میگه سریع میگن حرف سیاسی زد.
در کل برای ایشون آرزوی موفقیت میکنم ولی با این روششون مطمئن باشن که خیلی زود فراموش میشن.
 
 
-6 #3 آرین 1389-04-12 23:05
با خانم ترانه ی مکرم موافقم ترانه ممکنه به فرض مثال راجعبه میهن و آزادیش باشه ولی وقتی از ظلم خودکامه حرف میزنه ناراحت کنندس به نظر من این یه ترانه ی مثبته ولی بعضی شعرا مثلا کلی چیزای بالا ی هجده سال میگه بعد یه دفعه وسطش میگه "به نجابت نگاهت" راستش نمیدونم این دیگه چه مدل نجابتیه ضمنا ملودی این آهنگی که گفتم هم خیلی ملایم و گوش نوارز بود ولی این فرقی در اصل قضیه که شعر اون آهنگ منفی بوده ایجاد نمیکنه.
 
 
-5 #2 آرین 1389-04-12 22:58
سلام خدا قوّت؛
سایت فوقل العاده ای دارین بهتون تبریک میگم.
راجعبه این که خانم لاری پور گفتن مردم ترانه های منفی رو میپسندن من با نظرشون موافق نیستم فکر میکنم علت اینکه همچین جوّی حاکم شده اینه که مثلا تو فلان شبکه ی موزیک که هر شب با یه خواننده مصاحبه میکنن و اکثرا هم یه سری ترانه ی به قول شما منفی دارن وقتی ازشون میپرسن علت چیه همه بدون استثنا میگن چون جامه اینطوری میخواد خوب میشه همون نظریه ای که میگه طرز تفکر همیشه از بالا به پایین میرسه خوب خواننده های ما حداقل تو کار خودشون یعنی موزیک واسه جوونا مهمترین الگو هستن وقتی بین اونا مد میشه که بگن آره جوونا اینطور میپسندن این نظر خود به خود بین قشر جوون ما پذیرفته میشه در صورتی که واقعا اینطوری نیست مثلا خود من یه نوجوون هیفده ساله ام که تا دو سال پیش چون همه تب موزیک رپ داشتن وانمود میکردم از رپ منفی خوشم میاد در صورتی که واقعا اینطوری نبود و داشتم خودمو گول میزدم البته تو همین سبک خواننده های مؤدبشو خیلی دوس داشتم و دارم ولی اصل مطلب اینه که خیلی از دوستان من هم مثل خودم با این که از فحش دادن تو آهنگ خوششون نمیاد در اثر جو اینو قبول میکنن و در واقع اینکه جامعه ی ما هنوز هم اون جامعه ی بی آلایش و احساساتی شرقیه و اینی که میگن مردم موزیک منفی رو دوس دارن تا حد زیادی یه تظاهر اجباریه امیدوارم خواننده های خوب کشورمون هم دست از این فکر غیر واقعی که الان بینشون مد شده بردارن.
خدانگهدار
 
 
+3 #1 seddigh 1389-04-12 11:41
سلام
بسیار عالی بود دست شما درد نکنه و خسته نباشید
 

نوشتن نظر

image

عضویت در خبرنامه